زمانی که تنوع فرهنگی ادیان در قالب بناهای مذهبی در کنار یکدیگر حفظ شوند، شهر هم ارزش تاریخی خود را حفظ می کند و هم به بستری برای ستمرار حافظه جمعی تبدیل می شود.

نویسنده:

مشخصات مطلب

تفلیس، پایتخت گرجستان، از معدود شهرهای منطقه قفقاز است که هویت تاریخی آن نه بر پایه غلبه یک فرهنگ یا یک آیین، بلکه بر همزیستی اقوام، زبانها و ادیان گوناگون شکل گرفته است. قرارگیری این شهر در چهارراه ارتباطی اروپا و آسیا، از دیرباز آنرا به یکی از مهمترین مسیرهای تجاری و فرهنگی منطقه تبدیل کرده است؛ موقعیتی که سبب شد تفلیس در دوره های مختلف تاریخی، محل حضور ایرانیان، ارمنیان، گرجیان، یهودیان، یونانیان، اعراب، روسها و دیگر اقوام باشد.

این تنوع فرهنگی، تنها در متون تاریخی یا ساختار جمعیتی شهر باقی نمانده، بلکه به وضوح در سیمای کالبدی و منظر شهری آن نیز قابل مشاهده است. کلیساهای ارتدوکس، کلیساهای ارمنی، مسجد، کنیسه و دیگر بناهای مذهبی، هر یک بخشی از حافظه تاریخی شهر را شکل داده اند و در کنار یکدیگر، روایتی چند لایه از گذشته و حال تفلیس ارائه می کنند.

نقش تنوع فرهنگی ادیان در شکل گیری هویت شهری تفلیس
تصویر ۱: مراسم آیینی در کلیسا تثلیث تفلیس، منبع: نگارنده

برخلاف بسیاری از شهرهای تاریخی که در آنها یک مذهب یا یک فرهنگ، نقش غالب را در سازمان فضایی شهر ایفا کرده است، در تفلیس تنوع مذهبی در بطن ساختار شهری حضور دارد. در محدوده شهر قدیم، فاصله میان مسجد جمعه، کنیسه بزرگ و چند کلیسای تاریخی، تنها چند دقیقه پیاده روی است. این همجواری، صرفاً نتیجه نزدیکی جغرافیایی بناها نیست، بلکه بازتابی از فرآیند تاریخی همزیستی گروههای مختلف اجتماعی در این شهر است. به همین دلیل، مطالعه تفلیس تنها به بررسی معماری بناهای منفرد محدود نمی شود، بلکه مستلزم توجه به روابط میان این بناها و نقشی است که در شکل گیری هویت شهری ایفا کرده اند.

در جریان بازدید میدانی، حضور در این فضاهای مذهبی، تجربه ای فراتر از مشاهده چند اثر تاریخی بود. ورود به کلیسای جامع تثلیث (سامِبا)، بازدید از مسجد جمعه و حضور در کنیسه بزرگ تفلیس، امکان مقایسه سه فضای مذهبی با پیشینه های متفاوت را فراهم می کرد. هر یک از این بناها زبان معماری، سازمان فضایی، آیین ها و کیفیت ادراکی خاص خود را داشتند، اما آنچه بیش از تفاوتهای کالبدی جلب توجه می کرد، حضور همزمان آنها در ساختار شهر بود. این همجواری سبب شده است که تنوع فرهنگی، نه به عنوان مفهومی انتزاعی، بلکه به عنوان بخشی از تجربه روزمره شهروندان و بازدیدکنندگان قابل درک باشد.

نقش تنوع فرهنگی ادیان در شکل گیری هویت شهری تفلیس
تصویر ۲: کلیسا تثلیث تفلیس، منبع: نگارنده

از دیدگاه معماری، هر یک از این بناها بیانگر سنتی متفاوت در طراحی فضای مذهبی هستند. کلیسای جامع تثلیث، که در سالهای پایانی قرن بیستم و آغاز هزاره سوم ساخته شد، امروزه یکی از مهمترین نمادهای هویت ملی و مذهبی گرجستان به شمار می رود. مقیاس بزرگ، گنبد مرتفع، سازمان فضایی عمودی و استفاده از سنگ با رنگهای روشن، شکوهی خاص به این بنا بخشیده است. نور طبیعی که از پنجره های مرتفع به فضای داخلی نفوذ می کند، در کنار سکوت و حضور تصاویر مذهبی، تجربه ای مبتنی بر آرامش، تأمل و تمرکز ایجاد می کند. در اینجا، معماری تنها نقش سرپناهی برای انجام مناسک دینی ندارد، بلکه خود به ابزاری برای تقویت تجربه معنوی تبدیل شده است.

در مقابل، مسجد جمعه تفلیس از نظر مقیاس بسیار کوچکتر است، اما اهمیت آن بیش از آنکه به ویژگیهای کالبدی بنا مربوط باشد، به جایگاه اجتماعی و تاریخی آن باز می گردد. این مسجد تنها مسجد فعال شهر است و سالهاست که مسلمانان شیعه و سنی در آن، در کنار یکدیگر عبادت می کنند؛ موضوعی که در بسیاری از شهرهای جهان اسلام نیز نمونه ای کم نظیر به شمار می آید. همین ویژگی، مسجد را به نمادی از همزیستی مذهبی در تفلیس تبدیل کرده است. سادگی فضای داخلی، مقیاس انسانی و پرهیز از تزئینات گسترده، سبب می شود توجه مخاطب بیش از هر چیز بر تجربه حضور و آیین های جاری در فضا متمرکز شود.

نقش تنوع فرهنگی ادیان در شکل گیری هویت شهری تفلیس
تصویر ۳: مسجد جمعه تفلیس، منبع: نگارنده

در فاصله ای نه چندان دور از این دو بنا، کنیسه بزرگ تفلیس نیز قرار دارد؛ بنایی که یادآور حضور چند صد ساله جامعه یهودیان در این شهر است. اگر چه جمعیت یهودیان گرجستان در دهه های اخیر کاهش یافته، اما تداوم فعالیت این کنیسه نشان می دهد که لایه های مختلف فرهنگی همچنان در حافظه شهری تفلیس حضور دارند. از این منظر، هر یک از این بناها نه تنها مکانی برای انجام مناسک مذهبی، بلکه سندی کالبدی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهر محسوب می شوند.

در کتاب “قدرت مکان؛ منظرهای شهری به مثابه تاریخ عمومی”، دولورس هایدن بیان می کند که هویت شهرها تنها از طریق ساختمانهای شاخص یا رویدادهای تاریخی شکل نمی گیرد، بلکه حضور گروههای مختلف اجتماعی و تنوع فرهنگی در فضای شهری، حافظه جمعی را می سازد و به مکان معنا می بخشد. با چنین نگاهی، بناهای مذهبی تفلیس را می توان فراتر از آثاری منفرد دانست؛ آنها بخشی از شبکه ای از خاطرات، روابط اجتماعی و روایتهای تاریخی هستند که در کنار یکدیگر، شخصیت منحصربفرد این شهر را شکل داده اند.

تفلیس، پایتخت گرجستان، در طول تاریخ همواره در چهارراه ارتباطی اروپا و آسیا قرار داشته و به همین دلیل، اقوام، فرهنگها و ادیان مختلف در شکل گیری هویت آن نقش داشته اند. یکی از بارزترین جلوه‌ های این تنوع فرهنگی، حضور همزمان کلیساهای ارتدوکس، کنیسه یهودیان و مسجد مسلمانان در فاصله ای نزدیک از یکدیگر در بافت تاریخی شهر است. این همجواری، تفلیس را به نمونه ای ارزشمند از همزیستی ادیان در فضای شهری تبدیل کرده است.

در بازدید از شهر، حضور این بناهای مذهبی در کنار یکدیگر بیش از هر چیز جلب توجه می کرد. بدون آنکه مرز مشخصی میان محله های مذهبی احساس شود، کلیسا، کنیسه و مسجد هر یک بخشی از ساختار تاریخی شهر را شکل داده اند. این تجربه نشان می داد که هویت تفلیس تنها از یک فرهنگ یا یک دین شکل نگرفته، بلکه حاصل لایه های متعددی از تاریخ و تعاملات و تنوع فرهنگی است.

تنوع فرهنگی ادیان از دیدگاه معماری منظر

اگر چه هر یک از بناهای مذهبی تفلیس به تنهایی ارزش تاریخی و معماری قابل توجهی دارند، اما اهمیت اصلی آنها زمانی آشکار می شود که در ارتباط با بافت شهری و شبکه فضاهای عمومی شهر مطالعه شوند. در معماری منظر، ارزش یک مکان تنها به کیفیت کالبدی آن محدود نیست، بلکه از نحوه ارتباط آن با محیط پیرامون، الگوهای حرکت، فعالیتهای اجتماعی و تجربه کاربران نیز تأثیر می پذیرد. از این منظر، تفلیس نمونه ای شاخص از شهری است که در آن تنوع فرهنگی و مذهبی، بخشی از ساختار منظر شهری شده است.

نقش تنوع فرهنگی ادیان در شکل گیری هویت شهری تفلیس
تصویر ۴: کنیسه ای در تفلیس، منبع: نگارنده

در محدوده تاریخی شهر، حرکت میان کوچه های باریک، میدانهای کوچک و فضاهای عمومی، مخاطب را به تدریج با لایه های مختلف فرهنگی آشنا می کند. در فاصله ای کوتاه، می توان از یک کلیسای ارتدوکس به مسجد جمعه و سپس به کنیسه رسید؛ بی آنکه مرزهای کالبدی یا موانع شهری، ارتباط میان این فضاها را قطع کرده باشند. این پیوستگی فضایی سبب می شود که تنوع فرهنگی و مذهبی، نه به صورت مجموعه ای از عناصر پراکنده، بلکه به عنوان بخشی از تجربه روزمره شهر ادراک شود.

یونسکو در “توصیه نامه منظر شهری تاریخی” در سال ۲۰۱۱، منظر شهری را حاصل تعامل مستمر میان لایه های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی می داند. بر اساس این رویکرد، حفاظت از شهرهای تاریخی تنها به معنای مرمت بناهای ارزشمند نیست، بلکه حفظ روابط میان این بناها، فضاهای عمومی، فعالیتهای انسانی و خاطره جمعی نیز بخشی از فرآیند حفاظت به شمار می آید. تفلیس را می توان نمونه ای مناسب برای درک این مفهوم دانست؛ زیرا هویت آن نه در یک بنای شاخص، بلکه در همنشینی عناصر گوناگون و استمرار زندگی شهری میان آنها شکل گرفته است.

در این میان، نقش فضاهای عمومی اهمیت ویژه ای دارد. خیابانها، میدانها و مسیرهای پیاده، صرفاً عناصر ارتباطی نیستند، بلکه بستری برای مواجهه شهروندان با تنوع فرهنگی محسوب می شوند. هنگامی که بناهای متعلق به ادیان مختلف در یک شبکه شهری واحد قرار می گیرند، شهروندان ناخواسته با روایتهای گوناگون تاریخی رو به رو می شوند و همین مواجهه، به تقویت مدارا، شناخت متقابل و شکل گیری حافظه مشترک شهری کمک می کند. بنابراین، منظر شهری تفلیس را باید نتیجه تعامل میان معماری، فرهنگ و زندگی روزمره دانست؛ تعاملی که طی قرنها شکل گرفته و همچنان ادامه دارد.

از سوی دیگر، آنچه در بازدید میدانی بیش از هر چیز جلب توجه می کرد، تفاوت کیفیت ادراک در هر یک از فضاهای مذهبی بود. سکوت حاکم بر فضای داخلی کلیسا، انعکاس صدای نیایش، نور طبیعی که از ارتفاع وارد فضا می شد و بوی بخورهای مذهبی، تجربه ای متفاوت از حضور در مسجد ایجاد می کرد. در مسجد نیز ریتم حضور نمازگزاران، نظم فضایی شبستان و سادگی عناصر معماری، کیفیت دیگری از حضور را به وجود می آورد.

در کنیسه نیز سازمان فضایی، شیوه استقرار عناصر و آیین های مذهبی، تجربه ای متمایز خلق می کرد. این تفاوتها نشان می دهد که ادراک یک فضای مذهبی، تنها محصول فرم و مصالح نیست؛ بلکه صدا، نور، حرکت، آیین و رفتار کاربران نیز در شکل گیری حس مکان نقش دارند.

همین موضوع، ارزش مطالعه چنین شهرهایی را برای معماران و معماران منظر دو چندان می کند. تفلیس نشان می دهد که هویت شهری الزاماً از یکنواختی یا غلبه یک روایت تاریخی به دست نمی آید؛ بلکه گاه همزیستی روایتهای گوناگون، شهر را غنی تر و خواناتر می کند. حضور همزمان بناهایی متعلق به ادیان مختلف، بدون آنکه یکی دیگری را حذف کرده باشد، موجب شده است که منظر شهری به بازتابی از تاریخ پیچیده و چندلایه این منطقه تبدیل شود.

بازخوانی تجربه فضا

تجربه حضور در تفلیس نشان داد که معماری مذهبی را نمی توان صرفاً از منظر فرم، سبک یا ارزش تاریخی بناها تحلیل کرد. آنچه این شهر را متمایز می کند، کیفیت رابطه میان این بناها و نحوه حضور آنها در ساختار شهر است. کلیسا، مسجد و کنیسه، هر یک بخشی از روایت تاریخی تفلیس هستند، اما معنا و ارزش واقعی آنها در کنار یکدیگر آشکار می شود؛ جایی که تنوع فرهنگی به بخشی از هویت کالبدی شهر تبدیل شده است.

از این منظر، تفلیس نمونه ای ارزشمند از شهری است که توانسته است لایه های مختلف تاریخی، مذهبی و فرهنگی را بدون حذف یکدیگر در ساختار خود حفظ کند. این ویژگی، نه تنها به غنای منظر شهری انجامیده، بلکه حافظه جمعی شهر را نیز تقویت کرده است. حرکت در این شهر، تنها جا به جایی میان خیابانها و بناها نیست، بلکه سفری میان روایتهای گوناگون تاریخ است؛ روایتهایی که هر یک بخشی از هویت امروز تفلیس را شکل می دهند.

مطالعه این تجربه یادآور می شود که معماری مذهبی، فراتر از یک بنای منفرد، بخشی از نظام پیچیده روابط اجتماعی، فرهنگی و فضایی شهر است. زمانی که این روابط در کنار یکدیگر حفظ شوند، شهر نه تنها ارزش تاریخی خود را حفظ می کند، بلکه به بستری برای گفت و گوی فرهنگها و استمرار حافظه جمعی نیز تبدیل می شود.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشورهای ترکیه، گرجستان و ارمنستان در تابستان 1402 است که با راهنمایی دکتر سید بهشید حسینی، دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *