مطالعه ایروان برای معماران و معماران منظر، بیش از آنکه صرفاً بررسی یک شهر تاریخی باشد، فرصتی برای درک رابطه میان برنامه ریزی، کالبد، مصالح بومی و زندگی شهری است

نویسنده:

مشخصات مطلب

ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان، از معدود شهرهایی است که در آن می توان همزمان لایه های تاریخی، برنامه ریزی مدرن قرن بیستم و ویژگیهای بومی را در کنار یکدیگر مشاهده کرد. اگر چه پیشینه این شهر به بنیانگذاری دژ اربونی در سال ۷۸۲ پیش از میلاد باز می گردد و از این منظر یکی از کهن ترین سکونتگاه های پیوسته جهان به شمار می آید، اما سیمای کالبدی امروز آن عمدتاً حاصل تحولاتی است که از دهه ۱۹۲۰ میلادی و همزمان با تدوین طرح جامع شهر توسط الکساندر تامانیان آغاز شد. از همین رو، شناخت ایروان تنها با مطالعه تاریخ باستان آن ممکن نیست، بلکه باید روند بازسازی و توسعه شهر در قرن بیستم نیز مورد توجه قرار گیرد.

تامانیان در زمانی مسئولیت طراحی آینده ایروان را بر عهده گرفت که این شهر در آستانه تبدیل شدن به پایتخت جمهوری ارمنستان قرار داشت. بنابراین، مسئله اصلی او تنها طراحی چند ساختمان یا خیابان نبود، بلکه سازماندهی ساختار فضایی شهری بود که می بایست پاسخگوی نیازهای یک پایتخت جدید باشد. آنچه امروز در میدان جمهوری، محورهای اصلی، میدانها و بسیاری از خیابانهای مرکزی دیده می شود، تا حد زیادی ریشه در همین طرح دارد؛ هر چند در طول یک قرن گذشته بارها اصلاح، تکمیل و بازنگری شده است.

در جریان بازدید میدانی، نخستین ویژگی شهر که بیش از هر چیز جلب توجه می کرد، انسجام نسبی سیمای شهری بود. ساختمانها اگر چه متعلق به دوره های زمانی متفاوت بودند و عملکردهای گوناگونی داشتند، اما استفاده گسترده از سنگ توف آتشفشانی در نماها باعث شده بود که شهر از وحدت بصری قابل توجهی برخوردار باشد. این سنگ که در رنگهای صورتی، نخودی و خاکستری در معادن ارمنستان استخراج می شود، قرنهاست در معماری این سرزمین کاربرد دارد و امروزه نیز به یکی از مهمترین عناصر هویت کالبدی ایروان تبدیل شده است.

تداوم هویت شهری ایروان با تلفیق برنامه ریزی مدرن، مصالح بومی و فضای عمومی
تصویر 1: مصالح استفاده شده در ساختمانهای قدیمی ایروان، منبع: نگارنده

نکته مهم اینجاست که هویت بصری شهر تنها نتیجه شباهت فرم ساختمانها نیست، بلکه بیش از آن، حاصل تداوم استفاده از یک مصالح بومی در مقیاس گسترده است. در نتیجه، حتی ساختمانهایی که در دوره های مختلف و با سبک های متفاوت ساخته شده اند، در کنار یکدیگر گسست شدیدی ایجاد نمی کنند و شهر از نظر بصری، شخصیتی نسبتاً منسجم پیدا کرده است.

این ویژگی، ایروان را از بسیاری از شهرهایی که توسعه آنها صرفاً بر اساس الگوهای بین المللی صورت گرفته متمایز می کند. در اینجا، مصالح تنها یک انتخاب فنی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت مکانی شهر محسوب می شود. رنگ گرم سنگ توف، به ویژه در ساعات عصر، کیفیت متفاوتی به فضاهای شهری می بخشد و سبب می شود تجربه حضور در شهر، بیش از آنکه وابسته به یک بنای شاخص باشد، از کلیت منظر شهری تأثیر بگیرد.

از سوی دیگر، حرکت در مرکز شهر نشان می داد که سازمان فضایی آن حاصل رشد تصادفی نیست. خیابانهای اصلی، میدانهای شهری و ارتباط میان آنها از نوعی نظم برخوردارند که حاصل برنامه ریزی پیشینی است. البته این موضوع به معنای کامل یا بی نقص بودن ساختار شهر نیست، بلکه نشان می دهد که توسعه بخش مرکزی بر اساس یک چارچوب مشخص هدایت شده است.

در کتاب سیمای شهر، کوین لینچ توضیح می دهد که خوانایی شهر زمانی افزایش می یابد که کاربران بتوانند مسیرها، گره های شهری، نشانه ها و ساختار فضایی را به آسانی در ذهن خود سازماندهی کنند. هر چند نمی توان با قطعیت ادعا کرد که ایروان نمونه کامل این الگو است، اما تجربه حرکت در بخشهای مرکزی شهر نشان می دهد که وجود محورهای مشخص، میدانهای اصلی و پیوستگی نسبی شبکه معابر، در شکل گیری ادراک فضایی بازدیدکننده نقش قابل توجهی دارد. این خوانایی بیش از آنکه نتیجه وجود ساختمانهای شاخص باشد، از نحوه ارتباط میان فضاهای شهری ناشی می شود.

از دیدگاه معماری، یکی از نکات قابل توجه، نسبت میان نظم شهری و تنوع معماری است. ساختمانهای اطراف میدان جمهوری، بناهای فرهنگی، ساختمانهای اداری و مراکز خدماتی، اگرچه در دوره های مختلف ساخته شده اند، اما ارتفاع، تناسبات و استفاده از مصالح مشترک، تا حدی انسجام کالبدی را حفظ کرده است. این موضوع نشان می دهد که هویت شهری الزاماً از یکنواختی فرم ها حاصل نمی شود، بلکه هماهنگی در برخی مولفه های بنیادی نیز می تواند به ایجاد شخصیت مشترک برای شهر کمک کند.

نقدی بر هویت معاصر ایروان؛ میان نظم برنامه ریزی‌شده و زندگی روزمره شهر

اگرچه طرح جامع تامانیان توانست ساختاری منظم برای توسعه ایروان فراهم کند، اما تجربه حضور در شهر نشان می دهد که هویت آن تنها محصول یک طرح کالبدی نیست. آنچه امروز ایروان را به شهری قابل‌تشخیص تبدیل کرده، تعامل میان این ساختار برنامه ریزی شده و زندگی روزمره مردم است. در واقع، شهر نه در لحظه طراحی، بلکه در طی دهه ها استفاده، تغییر و انطباق با نیازهای اجتماعی شکل گرفته است.

در بسیاری از میدانها و خیابانهای مرکزی، فضاهایی دیده می شود که اگر چه در ابتدا با هدف ایجاد نظم و سازمان فضایی طراحی شده اند، اما امروزه کارکردهایی فراتر از نقش اولیه خود یافته اند. کافه های روباز، موسیقی خیابانی، حضور کودکان، بازارهای موقت، رویدادهای فرهنگی و تجمع های اجتماعی، این فضاها را به بخش فعالی از زندگی شهری تبدیل کرده اند. به همین دلیل، کیفیت شهر را نمی توان تنها از طریق نقشه یا فرم ساختمانها تحلیل کرد؛ بلکه باید نحوه استفاده شهروندان از این فضاها را نیز در نظر گرفت.

در این زمینه، یان گل در کتاب شهرها برای مردم تأکید می کند که موفقیت یک فضای شهری زمانی آشکار می شود که مردم تمایل داشته باشند در آن توقف کنند، گفت و گو کنند و بخشی از زندگی روزمره خود را در آن سپری کنند. (گل، 1394) تجربه میدانی ایروان نیز تا حد زیادی این موضوع را تایید می کند. بسیاری از فضاهای عمومی شهر، به ویژه در ساعات عصر، تنها مسیر عبور نیستند؛ بلکه به محیطی برای تعامل اجتماعی، استراحت و فعالیتهای فرهنگی تبدیل می شوند.

از سوی دیگر، یکی از ویژگیهای قابل توجه ایروان، تداوم استفاده از سنگ توف در ساختمانهای قدیمی و جدید است. این موضوع سبب شده است که با وجود تغییرات معماری در دوره های مختلف، شهر همچنان از نوعی انسجام بصری برخوردار باشد. البته این انسجام به معنای یکنواختی نیست؛ بلکه بیشتر حاصل تداوم یک عنصر بومی در فرآیند توسعه شهری است. چنین رویکردی نشان می دهد که استفاده از مصالح محلی می تواند حتی در پروژه های جدید نیز به حفظ شخصیت شهر کمک کند.

تداوم هویت شهری ایروان با تلفیق برنامه ریزی مدرن، مصالح بومی و فضای عمومی
تصویر 2: تداوم استفاده از سنگ توف در ساختمانهای جدید و همرنگی آنها با بافت قدیمی، منبع: نگارنده

البته این روند خالی از چالش نبوده است. در دو دهه اخیر، توسعه اقتصادی و افزایش سرمایه گذاری خصوصی، ساخت پروژه های جدیدی را در برخی بخشهای شهر به دنبال داشته که گاه از نظر مقیاس یا زبان معماری، تفاوت محسوسی با بافت پیرامون دارند. این موضوع در پژوهش های مربوط به تحول شهری ایروان نیز مطرح شده است؛ به گونه ای که برخی پژوهشگران، مسئله اصلی شهر را نه کمبود توسعه، بلکه نحوه ایجاد تعادل میان توسعه اقتصادی و حفظ هویت تاریخی می دانند. (Hakobyan, 2018)

در بازدید میدانی نیز این دوگانگی تا حدی قابل احساس بود. در برخی خیابانها، ساختمانهای جدید تلاش کرده اند با استفاده از رنگ و مصالح مشابه، ارتباط خود را با زمینه حفظ کنند؛ اما در برخی نقاط دیگر، تفاوت مقیاس و فرم باعث شده است که این هماهنگی کمتر دیده شود. با این حال، برخلاف برخی شهرهای منطقه، توسعه جدید هنوز به اندازه ای نبوده است که ساختار تاریخی مرکز شهر را به طور جدی دگرگون کند و همین موضوع یکی از نقاط قوت ایروان به شمار می آید.

تداوم هویت شهری ایروان با تلفیق برنامه ریزی مدرن، مصالح بومی و فضای عمومی
تصویر 3: پیوستگی فضایی در بخشهای مرکزی شهر ایروان در ارمنستان، منبع: نگارنده
تحلیل منظر شهری؛ هویت ایروان در مقیاس شهر

اگرچه معمولاً هویت ایروان با ساختمانهای سنگی یا پیشینه تاریخی آن معرفی می شود، اما تجربه حضور در شهر نشان می دهد که کیفیت فضایی آن بیش از هر چیز در مقیاس شهر قابل درک است. در واقع، آنچه به بازدیدکننده امکان می دهد شهر را به عنوان یک کل منسجم تجربه کند، نه صرفاً وجود بناهای شاخص، بلکه نحوه ارتباط میان خیابانها، میدانها، فضاهای عمومی و عناصر کالبدی است.

یکی از ویژگیهایی که در حرکت میان بخشهای مرکزی شهر به تدریج آشکار می شود، پیوستگی نسبی میان فضاهای عمومی است. میدانها، خیابانهای اصلی و فضاهای باز، اگر چه هر کدام عملکرد متفاوتی دارند، اما در قالب شبکه ای نسبتاً منظم به یکدیگر متصل شده اند. همین پیوستگی باعث می شود حرکت در شهر گسسته و پراکنده احساس نشود و کاربر بتواند بدون سردرگمی میان بخشهای مختلف جا به جا شود.

هرچند ارزیابی دقیق خوانایی یک شهر نیازمند مطالعات میدانی و نقشه های شناختی کاربران است، اما تجربه حضور در ایروان نشان می دهد که سازمان فضایی مرکز شهر، به ویژه در محدوده میدان جمهوری و خیابانهای پیرامون، تا حد زیادی چنین ادراکی را برای بازدیدکننده فراهم می کند. بنابراین، می توان گفت ساختار فضایی شهر، درک و جهت یابی را تسهیل می کند، هر چند این موضوع نیازمند پژوهشهای تکمیلی برای اثبات قطعی است.

از سوی دیگر، کیفیت فضای عمومی در ایروان تنها به سازمان فضایی محدود نمی شود، بلکه نحوه استفاده مردم از این فضاها نیز در شکل گیری هویت شهر نقش اساسی دارد. در ساعات مختلف روز، حضور خانواده ها، سالمندان، دانشجویان، کودکان و گردشگران در میدانها و خیابانهای مرکزی، نشان می دهد که این فضاها صرفاً مسیر عبور نیستند، بلکه بخشی از زندگی روزمره شهر محسوب می شوند. استفاده از نیمکتها، کافه های روباز، فضاهای نشستن و اجرای موسیقی خیابانی، به این محیط ها کیفیتی انسانی بخشیده است.

نکته قابل توجه دیگر، نقش مصالح بومی در ایجاد تداوم بصری شهر است. استفاده گسترده از سنگ توف، تنها یک انتخاب فنی یا اقتصادی نبوده، بلکه به عاملی برای شکل گیری شخصیت کالبدی ایروان تبدیل شده است. این مصالح، حتی در ساختمانهایی با عملکرد و دوره ساخت متفاوت، نوعی پیوستگی ایجاد کرده و از گسست شدید سیمای شهری جلوگیری کرده است. در نتیجه، هویت شهر بیش از آنکه وابسته به یک ساختمان شاخص باشد، در مجموعه روابط میان مصالح، فضاهای عمومی، مقیاس انسانی و ساختار شهری شکل گرفته است.

البته این وضعیت بدون چالش نیست. توسعه اقتصادی سالهای اخیر و ساخت برخی پروژه های جدید، پرسشهایی را درباره آینده هویت کالبدی ایروان مطرح کرده است. مهمترین چالش، ایجاد تعادل میان نیازهای توسعه معاصر و حفظ ویژگیهایی است که شخصیت تاریخی شهر را شکل داده اند. تجربه بسیاری از شهرهای جهان نشان داده است که توسعه، زمانی موفق خواهد بود که ضمن پاسخگویی به نیازهای جدید، تداوم هویت مکانی را نیز حفظ کند. ایروان نیز در همین نقطه قرار دارد؛ شهری که همچنان در حال یافتن تعادلی میان نوسازی، توسعه اقتصادی و حفاظت از هویت تاریخی خود است.

تداوم هویت شهری ایروان با تلفیق برنامه ریزی مدرن، مصالح بومی و فضای عمومی
تصویر 4: تصویری از منظر شبانه فضای جمعی در ایروان، منبع: نگارنده
جمع بندی

ایروان نمونه ای از شهری است که هویت معاصر آن بیش از آنکه حاصل وجود بناهای شاخص باشد، از پیوند میان برنامه ریزی شهری، مصالح بومی، فضاهای عمومی و زندگی روزمره شکل گرفته است. تجربه حضور در این شهر نشان می دهد که کیفیت محیط شهری تنها به نظم کالبدی یا طراحی اولیه وابسته نیست، بلکه در گذر زمان و از طریق تعامل مداوم میان شهر و شهروندان تکامل می یابد.

طرح جامع الکساندر تامانیان توانست چارچوبی منظم برای توسعه ایروان ایجاد کند؛ اما آنچه امروز به این شهر شخصیت می بخشد، حضور فعال مردم در میدانها، خیابانها و فضاهای عمومی، استفاده مستمر از سنگ توف در کالبد شهر و حفظ مقیاس انسانی در بسیاری از بخشهای مرکزی آن است. به همین دلیل، هویت ایروان را می توان نتیجه هم افزایی میان برنامه ریزی شهری و فرهنگ زندگی شهری دانست؛ نه صرفاً محصول یک طرح معماری یا شهرسازی.

از منظر معماری منظر نیز این تجربه یادآور آن است که کیفیت شهر، تنها در طراحی عناصر منفرد خلاصه نمی شود، بلکه در نحوه ارتباط میان خیابانها، میدانها، بناها، فضاهای باز و الگوهای استفاده روزمره شکل می گیرد. زمانی که این عناصر در کنار یکدیگر امکان تعامل اجتماعی، حضور مستمر شهروندان و ادراک منسجم از محیط را فراهم کنند، شهر می تواند هویتی پایدار و ماندگار به دست آورد.

به همین دلیل، مطالعه ایروان برای معماران و معماران منظر، بیش از آنکه صرفاً بررسی یک شهر تاریخی باشد، فرصتی برای درک رابطه میان برنامه ریزی، کالبد، مصالح بومی و زندگی شهری است؛ رابطه ای که نشان می دهد حتی در چارچوب یک طرح جامع نیز، این حضور و تجربه روزمره انسانهاست که در نهایت به شهر معنا می بخشد.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشورهای ترکیه، گرجستان و ارمنستان در تابستان 1402 است که با راهنمایی دکتر سید بهشید حسینی، دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *