مقدمه
یکی از گرایشاتی که معمولاً برای گروه سنی نوجوان و جوان وجود دارد، انگیزش حس ترس در آنهاست. استقبال روز افزون این قشر از آثار هنری این ژانر مبین این گفته است. در سالهای اخیر تلاشهای زیادی در عرصه های مختلف هنری ایجاد و قانونمند کردن این حس صورت گرفته که اکثراً با شکست مواجه شده است. مطلب پیش رو نگاهی اجمالی به دستاوردهای یکی از نمونه های موفق ادبی این ژانر و کمک از آن برای خلق فضایی با این مضمون در منظر با عنوان منظرسازی ترس است.
ترس یکی از احساسات نهفته آدمی است که همواره در طول تاریخ زندگی بشر مورد نگرش قرار گرفته و دامنه اثر آن تا آثار هنری از قبیل نقاشی، مجسمه سازی، نگارگری، سینما و ادبیات کشیده شده است. با وجود عجین بودن ترس با ذات انسان، بسیار کم هستند آثاری که به طرزی گویا مبین این احساس بوده و قابلیت انتشار آن را در بین جوامع سنی مختلف داشته باشند.
در این میان کسانی از قبیل ادگار آلن پو (شاعر و نویسنده آمریکایی) مری شرلی (خالق رمان فرانکشتاین) و برام استوکر (خالق رمان دراکولا) معدود افرادی بوده اند که توانسته اند گریزی به این مقوله زده و آثاری جاودان را خلق کنند که فاقد تاریخ مصرف بوده و در هر دوره ای از تاریخ به عنوان سردمداران ادبیات ترس محسوب شوند.
حال این سوال مطرح می شود که آیا ترس دارای ساختار و زیرساختی معین بوده و قابلیت کشف و بسط دارد یا پدیده ای اتفاقی بوده که به شخصیت، جنس، سن و فرهنگ مخاطب بستگی پیدا می کند و نمی توان آن را قانونمند کرد و مورد استفاده قرار داد؟ به همین منظور شاخص ترین نمونه مکتوب ادبیات ترس که رمان “دراکولا” است، در این مطلب مورد تحلیل قرار می گیرد.
خلاصه داستان
جاناتان هارکر برای فروش ملکی در انگلستان به شخصی به نام “کنت دراکولا” عازم ترانسیلوانیا می شود. وی در طول مدت اقامت خود در قصر دراکولا، اتفاقات عجیبی مشاهده می کند و سرانجام پی می برد که کنت یک مرده خون آشام است. جاناتان از قصر فرار کرده و به انگلیس برگشته و به کمک عده ای از دوستان خود به مبارزه با کنت پرداخته و سرانجام کنت را از میان می برند، ولی در این میان دوست خود سارا را از دست داده و نیز نامزدش مینا تا نیمه راه مرگ پیش می رود.

طرز نگارش
کلیه متن داستان به صورت چاپ دفترچه خاطرات جاناتان هارکر، بریده جراید، دفترچه خاطرات مینا و سارا یا نامه نگاری اشخاص به یکدیگر است.
بیوگرافی نویسنده
برام استوکر (1848 تا 1912 میلادی) نویسنده معروف ایرلندی و از محققین داستانهای فولکلور اروپای مرکزی است. به نقل از همسرش، وی بیشترین الهام خود را از داستانهای مرگ و میر حاصل از شیوع طاعون، فضاسازی های کتابهای اسکاروایلد و فضاها و نورهای معماری گوتیک و از همه مهمتر شخصی به نام “ولاد دراکول” که در منطقه سیقیسورا در حدود قرن 12 در رومانی کنونی می زیسته و به خونخواری شهرت داشته، گرفته است. (تصویر شماره 1 و 2)

بررسی فضاسازی ترس در ادبیات استوکر
سکانس اول
شروع مسافرت جاناتان با توصیفات زیبا از فضاهای پر نور و رنگی، با هوای مطبوع و گرم از منطقه کوههای کارپت آغاز می شود و به تدریج به مناطقی با پوشش تنک درخت کاج و برف گیر می رسد. یکی از اصولی که بعدها دستمایه بسیاری از کارگردانان و نویسندگان قرار گرفت. شروعی کاملاً متضاد با موضوع اصلی داستان، فضاهای گرم در مقابل فضاهای تیره و تاریک آینده. در این میان تغییر تدریجی رنگها و صداها و طرز برخورد مردم از حالت گرم به سرد از عوامل درجه 2 در این سیر محسوب می شوند.
سکانس دوم
توقف در آخرین قهوه خانه، نگاه های مضطرب و پچ پچ مردم، اهدا کردن صلیب به جاناتان و پاسخ های کلی به وی و تذکر این مطلب که صلیب را نزد خود نگاه دارد. نویسنده در حال ساخت فضای تعلیق و مبهم خود برای غرق کردن خواننده است. به راحتی حقایق را افشا نمی کند، می گذارد خلاقیت خواننده پرکننده بسیاری از ابهامات به وجود آمده باشد.
سکانس سوم
سوار شدن جاناتان در کالسکه و رفتن به قصر و ملاقات با دراکولا، حساس ترین قسمت داستان به گفته عده ای از منتقدین این سکانس است. ذهن خواننده شدیداً در حال جذب هر گونه اطلاعات برای تکمیل پازل داستان و رسیدن به یک شناخت کلی است. نگارنده به صورت قطره قطره اطلاعات بسیار جزئی و دقیق را به خواننده منتقل می کند؛ به گونه ای که نه تنها جواب تک بعدی را به وی نمی دهد، بلکه ذهن را بیشتر از سوال و ابهام پر می کند. پایه ترس عدم شناخت است و این مطلبی است که تا آخر داستان خواننده را به خود جذب می کند.
- چرا رنگ پوست بدن کنت سفید و رنگ پریده و سرد است؟
- چرا تصویر کنت در آینه دیده نمی شود؟
- چرا در قصر کسی نیست و این چنین دور افتاده است؟
- چرا حیوانات وحشی مطیع کنت هستند؟
- چرا کنت شبها بیدار است و صبح ناپدید می شود؟
تمامی این سوالات که به ذهن جاناتان خطور می کند عیناً به خواننده نیز منتقل می شود و همانند تند شدن یک ریتم موسیقی داستان را به یک نقطه عطف می رساند که لحظه پی بردن به شخصیت واقعی دراکولا است. لحظه شناخت را می توان به نوعی پایان قسمت وحشت انگیز داستان دانست و از این به بعد دلهره و هیجان جای ترس را می گیرد و این سوال جدید مطرح می شود که راه مقابله چیست؟ تبدیل ترس به دلهره مهمترین نقطه عطف به منظور ایجاد کشش در داستان برای جذب مخاطب است.

عناصر استعاره ای
یکی از عوامل موفقیت کتاب دراکولا بدون شک بهره گیری آن از عناصر استعاره ای و نمادهاست که باعث مقبولیت آن در سراسر دنیا گردیده است. به عنوان مثال درخت کاج در فرهنگ غرب درختی است که در گورستان کاشته می شود و تداعی کننده تدفین است. گرگ، جغد و خفاش سمبل تاریکی و شب و شوم بودن هستند. تابوت مظهر مرگ، آینه سمبل پاکی، صلیب نماد تقدس، نور و خورشید مظهر روشنی، شب سمبل شر، روز سمبل خیر، دکتر “ون هلسینگ” نماد سنت، دکتر “سیوارد” نماد مدرنیته و …
بررسی فضاسازی ترس در سینما
به عقیده بسیاری از منتقدین از قبیل “گریگوری ناندریس” و “مارگارت داویسون”، مهمترین بخش ترس، ساخت و تصویرگری فضای ترس و حس تعلیق است. شاید مصداق این گفته را بتوان با تحلیل و مقایسه چندین اثر مطرح تاریخ سینما که توسط کارگردانان مشهور تهیه شده محسوس تر کرد.
مصاحبه با خون آشام (محصول 1994، کارگردان: نیل جردن)
این فیلم به رغم استفاده از کلیه کلیشه های چنین فیلمهایی از قبیل تابوت، دندان نیش، ترس از صلیب و گریم های کلاسیک در ژانر سینمای ترس دسته بندی نمی شود که به گفته منتقدین عدم سیطره رنگ، نور و به طور کلی فضای تعلیق موجب آن است.
دراکولای برام استوکر (محصول 1992، کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا)
حتی با برداشت یک به یک از کتاب اصلی، عدم وجود فضای ترس در آن مشاهده می شود که به نوعی می توان کمبود فضاسازی متعارف ترس یا فضای تعلیق را در آن مشاهده کرد.
از گرگ و میش تا سحر (محصول 1994، کارگردان: کوئنتین تارنتینو)
همانند 2 فیلم پیش، بکارگیری سوپر استارهای بازیگری راه به جایی نبرده و عدم وجود فضای تعلیق فقط موجب شکل گیری یک صحنه هیجان انگیز نبرد میان خیر و شر شده است.
خون آشام کشان نترس (کارگردان: رومن پولانسکی)
کارگردان با چیره دستی در عین داشتن نگاه طنز توانسته فضای تعلیق را قویاّ به بیننده القاء کند. وی معتقد است که ترس در فضاسازی مثل لکه رنگ قرمز است روی بوم نقاشی. کم و تاثیرگذار و در خدمت کل ترکیب بوم به گونه ای که تمامی کمپوزیسیون در تدارک است تا لکه قرمز خودنمایی کند.
نوسفراتو، شبح شب (محصول 1922، کارگردان: ویلهلم مورنا)
اولین فیلم ساخته شده بر مبنای کتاب استوکر به نظر خیلی از منتقدین بهترین فیلم ژانر ترس نیز هست. کمبود امکانات جلوه های بصری و گریم موجب شده تا قدرت فیلم بیشتر بر مبنای فضای تعلیق غنی و فضاسازی و نور موجود شکل گیرد. رنگهای سیاه و خاکستری و محیط های مه آلود بیشترین تاثیر را در گیرایی فیلم داشته است.
بررسی فضاسازی ترس در منظر
در منظرسازی ترس، اینگونه داشتن نگاه عینی یک سویه ریسکی بالا در ساخت چنین فضایی محسوب می شود و به همین علت بیشتر آثار ساخته شده در این زمینه از نوعی کلیشه رنج می برند، کلیشه ای که فضای ترس را به فضای دلهره و یا به قولی به یک “تونل وحشت” تنزل می دهد.
به نظر ایرج طهماسب، نویسنده فیلمنامه خوابگاه دختران که یک فیلم موفق ژانر ترس محسوب می شود، مهمترین عامل در ایجاد و منظرسازی ترس، تکیه بر عوامل ذهنی مخاطب در عین بهره گیری از فضای تعلیق است. وی معتقد است که شخصیت های موجود در قصه های دوران کودکی، باورها، خرافات و اعتقادات رایج به موجودات خیالی برای هر شخص متفاوت است که این تفاوت یک محدوده ترس برای او می سازد. تنها راه ایجاد حس ترس انگیزش این محدوده به کمک تخیل خود اوست.
در این میان بهره گیری از مکان مناسب، از عوامل مناسب بسیار مهم در موفقیت منظرسازی ترس محسوب می شود. به عنوان مثال سپری کردن یک شب در طبیعت برای بسیاری افراد فرح بخش است. در صورتی که اگر همین طبیعت یک گورستان قدیمی متروکه باشد، حتی در صورت دارا بودن زیباترین مناظر برای بیشتر مردم قدری وهم انگیز به نظر می رسد و اگر شایعه ای راجع به مفقود شدن چند نفر در این منطقه وجود داشته باشد ترس از اقامت در این طبیعت بر گردشگر مستولی می شود.
چه اینجا یک طبیعت بکر باشد، چه یک گورستان قدیمی و چه یک گورستان که چندین نفر در آن مفقود شده باشند، هر سه فضا یک فضاست و این فقط ذهن مخاطب است که شروع به بازسازی یک سری وقایع در درون خود به گونه ای که خود می پسندد، می کند. به طور حتم پس از مدتی بین چند نفر صحبتهایی حاکی از ارواح یا نقل مطلبی این چنین که چندی قبل کسی مطلبی با همین مضمون در روزنامه خوانده است صورت می گیرد و در اینجاست که نهال ترس شروع به رشد و بلوغ می کند.
در چنین فضایی دیگر حتی صدای بال یک پرنده یا برخورد با یک شاخه درخت هم ترس آور خواهد بود. این چنین فضایی، فضای تعلیق نامیده می شود. در این میان سرعت رشد این حس به کیفیت و نحوه بازسازی فضا و کمک به تخیل بیننده بستگی پیدا می کند. (تصویر شماره 4)

صدای جانوران وحشی، ابهت محیط و چیرگی آن بر مخاطب، عوامل عینی که تداعی کننده خاطرات قدیمی هستند از قبیل یافته شدن چندین سنگ قبر قدیمی یا تعدادی استخوان، غلبه نورهای سرد، پس زمینه تیره و حتی حضور ترس در هیبت و ظاهر مجسمه های محیط و …
حال اگر بخواهیم یک قدم جلوتر برویم، القای حس تنهایی کمکی شایان به انگیزش حس ترس و ارتقای آن به حس وحشت می کند. این حس و ایجاد آن پارادایم جدید منظرسازی ترس است.
بررسی یک نمونه موردی؛ پارک با تم ترس
پارک دراکولا واقع در منطقه سیقیسورای رومانی، یکی از پارکهایی است که با موضوع منظرسازی ترس در دست احداث است اگر چه به علت پاره ای مسائل زیست محیطی اجرای آن فعلاً متوقف شده است. (تصویر شماره 5)
قلعه قدیمی ولاد دراکول به عنوان هتل، گورستان متروکه شهر به عنوان فضای اصلی پارک و طرح کاشت تک گونه درخت کاج از تمهیدات به کار رفته در طرح پارک است. به عقیده عده ای از منتقدین، این پارک به علت استفاده از میراث فرهنگی شهر یک طرح مخرب میراث فرهنگی و محیط زیست به شمار می آید، در صورتی که به نظر طراحان پارک، ایجاد ترس بدون استفاده از پس زمینه تاریخی و باورهای مردم امری غیر ممکن است. (تصویر شماره 6)

جمع بندی
ترس به عنوان یکی از احساسات پیچیده آدمی به عقیده بسیاری از افراد، قابلیت قانونمند شدن و مورد استفاده قرار گرفتن در منظرسازی ترس را داراست. اصول کلی که شرط لازم برای دستیابی به این کیفیت از منظر هستند به خلاصه عبارتند از:
- شروعی کاملاً متضاد با موضوع ترس
- عدم شناخته شدن عاملیت ترس برای مخاطب و ایجاد وهم
- استفاده حداکثر از خلاقیت مخاطب برای جوابگویی به ابهامات و تکیه بیشتر بر عوامل ذهنی تا پدیده های عینی
- ایجاد فضای تعلیق و بکارگیری عوامل محیطی از قبیل بافت و مصالح خواص محیط
- استفاده از کلیه حواس پنجگانه مخاطب برای غنای فضای وهم مثل رنگ، نور و صدا
- استفاده سمبلیک از عناصری که جامعه به آن نگرش ترسناک داشته باشد.
- ایجاد سیر صعودی از ناآگاهی به شناخت، دلهره، ترس، وحشت و سپس حفظ فضای ترس و دلهره
- القای حس تنهایی به مخاطب برای ایجاد وحشت
- بهره از پتانسیلهای محیطی از قبیل فضاهایی مثل گورستانها
منابع
- ستاری، جلال. 1376. چهار سیمای اسطوره ای. نشر مرکز. تهران.
- Davison, Carol Margaret. 1997. Bram Stoker’s Dracula: Sucking Through the Century, 1897-1997. Dundurn Press.
- Fear in roman Polanski theory
- Bram stoker’s Dracula
- Interview with vampire
- From dusk till dawn
- Fearless vampire killers
- Nosferatu ، phantom of the night
این مطلب قبلاً در “شماره 40” نشریه اینترنتی منظرآنلاین در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ منتشر شده و به دلیل تغییر رویکرد وب سایت نشریه، در سایت معمارمنظر باز نشر می شود.




