سازمان فضایی منسجم، حیاط مرکزی، ورودی باشکوه و کیفیت ساخت بنای مدرسه دو مناره ارزروم، آن را به یکی از نمونه های برجسته معماری سلجوقی تبدیل کرده است.

نویسنده:

مشخصات مطلب

در میان بناهای تاریخی شهر ارزروم، مدرسه دو مناره ارزروم (Çifte Minareli Medrese) یکی از شاخص ترین یادگارهای معماری سلجوقی آناتولی است؛ بنایی که نه تنها به واسطه دو مناره بلند و ورودی باشکوه خود شناخته می شود، بلکه به دلیل جایگاه علمی و فرهنگی آن نیز اهمیت فراوانی دارد. این مجموعه که احتمالاً در نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی و در دوره ایلخانی، بر پایه سنت معماری سلجوقی ساخته شده است، روزگاری یکی از مهمترین مراکز آموزش علوم دینی در شرق آناتولی به شمار می رفت و امروزه به یکی از شناخته شده ترین جاذبه های تاریخی ارزروم تبدیل شده است.

در تمدن اسلامی، مدرسه تنها فضایی برای آموزش نبود. این بناها بخشی از ساختار اجتماعی شهر را تشکیل می دادند و در کنار مسجد، بازار و حمام، از عناصر اصلی سازمان فضایی شهرهای اسلامی محسوب می شدند. دانش پژوهان علوم دینی در حجره های اطراف حیاط اقامت می‌کردند، درس می خواندند، با استادان به بحث و گفت و گو می پرداختند و زندگی روزمره آنان در همین مجموعه جریان داشت.

به همین دلیل، معماری مدارس سنتی تنها به نیازهای آموزشی پاسخ نمی داد، بلکه برای زندگی جمعی، تعامل اجتماعی و شکل‌گیری ارتباطات علمی نیز طراحی شده بود. این ویژگی، مدرسه را از بسیاری از فضاهای آموزشی معاصر متمایز می کند؛ فضاهایی که اغلب آموزش را از سایر ابعاد زندگی روزمره جدا می کنند.

مدرسه دو مناره ارزروم از نظر معماری نیز نمونه ای ارزشمند از تداوم سنت های معماری سلجوقی است. نمای مرتفع ورودی با سنگ تراشی های ظریف، نقوش هندسی و گیاهی، کتیبه های تاریخی و دو مناره بلند آجری، نخستین تصویری است که از بنا در ذهن بازدیدکننده باقی می ماند. برخلاف بسیاری از بناهای امروزی که نمای بیرونی تنها پوششی برای ساختمان محسوب می شود، در این بنا ورودی خود بخشی از روایت معماری است؛ روایتی که بازدیدکننده را از فضای عمومی شهر به فضایی علمی و فرهنگی هدایت می کند.

تغییر معنای مدرسه دو مناره ارزروم از فضای آموزشی به موزه ای
تصویر ۱: مدرسه دو مناره ارزروم، ترکیه، منبع: نگارنده

پس از عبور از این ورودی، حیاط مرکزی مدرسه دو مناره ارزروم آشکار می شود؛ فضایی که قلب مجموعه محسوب می شود و تمامی حجره ها، ایوانها و فضاهای جانبی پیرامون آن سازمان یافته اند. این شیوه سازماندهی، یکی از ویژگیهای شاخص مدارس اسلامی است. حیاط علاوه بر تأمین نور و تهویه طبیعی، بستری برای تعامل اجتماعی، استراحت، مباحثه و شکل گیری زندگی روزمره بوده است. در واقع، فضای باز مرکزی تنها یک عنصر کالبدی نیست، بلکه مهمترین عامل شکل دهنده حیات اجتماعی مدرسه به شمار می رود.

در بازدید از مدرسه دو مناره ارزروم، نخستین نکته ای که توجه مرا جلب کرد، شکوه معماری بنا نبود؛ بلکه تضادی بود که میان گذشته و امروز آن احساس می شد. تصور اینکه این فضای آرام، قرنها پیش محل رفت و آمد دانشجویان، استادان و مباحثات علمی بوده و امروز بیشتر محل عبور گردشگران است، تجربه ای تأمل برانگیز ایجاد می کند. اگرچه کالبد بنا تا حد زیادی حفظ شده، اما نوع استفاده از آن به طور کامل تغییر یافته است. فضایی که زمانی بخشی از زندگی روزمره مردم بود، اکنون بیشتر به عنوان یک اثر تاریخی دیده می شود. این تغییر، پرسشی مهم را مطرح می‌کند؛ آیا با تغییر عملکرد، معنای یک بنا نیز تغییر می کند؟

پاسخ به این پرسش، یکی از موضوعات مهم در مطالعات حفاظت میراث فرهنگی است. بسیاری از بناهای تاریخی جهان، پس از دست دادن عملکرد اولیه خود، تنها دو راه پیش رو دارند؛ یا متروک شوند و به تدریج از میان بروند، یا با پذیرش عملکردی جدید، دوباره وارد چرخه زندگی شهری شوند. مدرسه دو مناره ارزروم نمونه ای از راه دوم است. امروزه این مجموعه به عنوان فضایی فرهنگی و موزه ای مورد استفاده قرار می گیرد و همین موضوع سبب شده است که بنا همچنان زنده بماند و پذیرای بازدیدکنندگان باشد.

با این حال، تغییر کاربری همواره بدون پیامد نیست. معماری یک مدرسه بر اساس حضور طولانی مدت کاربران، آموزش، اقامت و تعامل اجتماعی طراحی شده است، در حالی که کارکرد موزه ای بر مشاهده، حرکت و بازدید کوتاه مدت استوار است. بنابراین، نحوه استفاده از فضا، مسیر حرکت افراد و حتی شیوه ادراک معماری نیز تغییر می کند. در گذشته، حجره ها محل زندگی بودند؛ امروز به فضاهایی برای مشاهده و ثبت تصویر تبدیل شده اند. حیاط مرکزی زمانی محل گفت و گو و تدریس بود؛ اکنون بیشتر فضایی برای توقف کوتاه و تماشای معماری است. این تغییر، اگر چه اجتناب ناپذیر به نظر می رسد، اما رابطه انسان با مکان را به شکلی اساسی دگرگون کرده است.

از منظر معماری، ارزش اصلی مدرسه دو مناره ارزروم در تزئینات یا عظمت بنا خلاصه نمی شود، بلکه در سازمان فضایی هوشمندانه آن نهفته است. سلسله مراتب ورود، محورهای حرکتی، جایگاه حیاط مرکزی و نظم استقرار حجره ها، همگی نشان می دهند که معمار بنا شناخت دقیقی از نیازهای عملکردی مجموعه داشته است. حتی امروز، با وجود تغییر کاربری، این نظم فضایی همچنان خوانا و قابل درک باقی مانده و بازدیدکننده به راحتی می تواند منطق طراحی بنا را دنبال کند.

مطالعه نمونه هایی مانند مدرسه دو مناره ارزروم یادآور این نکته است که کیفیت معماری، تنها در زیبایی ظاهری یا تزئینات خلاصه نمی شود، بلکه در توانایی آن برای پاسخگویی به نیازهای انسانی و ایجاد ارتباط میان فضا و زندگی روزمره معنا پیدا می کند؛ یک ویژگی که بسیاری از بناهای تاریخی، پس از گذشت قرنها، همچنان آن را حفظ کرده اند.

معماری، روایتگر یک شیوه زندگی

یکی از ارزشمندترین ویژگیهای مدرسه دو مناره ارزروم، هماهنگی میان سازمان فضایی و عملکرد اولیه آن است. در این مجموعه، هر بخش از بنا متناسب با نقش خود طراحی شده است. ورودی مرتفع، بازدیدکننده را از فضای عمومی شهر جدا کرده و به تدریج به فضای آموزشی هدایت می کند. پس از آن، حیاط مرکزی به عنوان قلب مجموعه، ارتباط میان حجره ها، ایوانها و فضاهای آموزشی را برقرار می سازد. این سازماندهی تنها پاسخی به نیازهای عملکردی نبوده، بلکه بستری برای شکل گیری روابط اجتماعی و تعاملات علمی نیز فراهم می کرده است.

در معماری مدارس سلجوقی، حیاط صرفاً یک فضای باز نیست، بلکه عنصر اصلی سازمان دهنده مجموعه به شمار می آید. نور، تهویه طبیعی، دسترسی به حجره ها و حتی کیفیت تعامل میان کاربران، همگی تحت تأثیر این فضای مرکزی قرار دارند. حضور مداوم دانش پژوهان در پیرامون حیاط، آن را به فضایی پویا و زنده تبدیل می کرد؛ جایی که آموزش تنها در کلاس درس اتفاق نمی افتاد، بلکه در گفت و گوهای روزمره، مباحثه های علمی و ارتباط میان استاد و شاگرد نیز ادامه می یافت. این موضوع نشان می دهد که معماران سلجوقی، فضا را نه صرفاً برای استقرار عملکردها، بلکه برای شکل گیری روابط انسانی طراحی می کردند.

از سوی دیگر، نمای ورودی مدرسه دو مناره ارزروم یکی از برجسته ترین نمونه های سنگ تراشی دوره سلجوقی در آناتولی است. نقوش هندسی، آرایه های گیاهی، کتیبه ها و تناسبات دقیق ورودی، بیانگر مهارت بالای هنرمندان آن دوره است. دو مناره مرتفع نیز علاوه بر نقش نمادین، در خوانایی بنا در مقیاس شهری اهمیت دارند و سبب شده اند که مدرسه پس از گذشت قرنها همچنان یکی از شاخص ترین نشانه های بصری ارزروم باشد.

نکته قابل توجه آن است که با وجود گذشت نزدیک به هشت قرن، سازمان فضایی بنای مدرسه دو مناره ارزروم همچنان خوانا باقی مانده است. بازدیدکننده حتی بدون آشنایی با تاریخ مدرسه، می تواند ارتباط میان بخشهای مختلف آن را درک کند. این خوانایی فضایی، یکی از مهمترین معیارهای کیفیت معماری است؛ زیرا نشان می دهد که طراحی بنا بر پایه نظمی منطقی و پایدار شکل گرفته است، نه صرفاً جلوه های ظاهری.

مدرسه دو مناره ارزروم در بستر تاریخی شهر

مدرسه دو مناره ارزروم را نمی توان جدا از بافت تاریخی شهر ارزروم تحلیل کرد. این بنا در کنار مسجد جامع و قلعه ارزروم، هسته تاریخی شهر را شکل می دهد و هر یک بخشی از روایت تاریخی این شهر را بازگو می کنند. فاصله اندک میان این سه اثر، نشان می دهد که در گذشته، فضاهای آموزشی، مذهبی و دفاعی در ارتباطی نزدیک با یکدیگر قرار داشته اند و شبکه ای منسجم از عملکردهای شهری را تشکیل می داده اند.

از منظر معماری منظر، ارزش این مجموعه تنها در کیفیت کالبدی آن نیست، بلکه در رابطه ای است که با محیط پیرامون برقرار کرده است. مدرسه همچنان در مسیرهای اصلی حرکت گردشگران و شهروندان قرار دارد و حضور آن در زندگی روزمره شهر حفظ شده است. این موضوع با مفهوم “منظر شهری تاریخی” (Historic Urban Landscape) همخوانی دارد؛ رویکردی که یونسکو در سال ۲۰۱۱ معرفی کرد و بر حفاظت همزمان از بنا، بافت شهری، فعالیتهای اجتماعی و هویت فرهنگی تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، حفاظت از یک اثر تاریخی تنها به مرمت دیوارها و تزئینات محدود نمی شود، بلکه استمرار ارتباط آن با زندگی معاصر نیز اهمیت دارد.

تغییر کاربری؛ ضرورتی برای بقا یا فاصله گرفتن از هویت اولیه؟

تغییر کاربری بناهای تاریخی یکی از مهمترین مباحث حفاظت میراث فرهنگی در دهه های اخیر است. بسیاری از بناهای تاریخی، پس از اینکه عملکرد اولیه خود را از دست می دهند، در صورت نداشتن استفاده جدید، به تدریج متروک شده و در معرض فرسایش قرار می گیرند. به همین دلیل، در اسناد ایکوموس (ICOMOS) و در بسیاری از پژوهشهای حفاظت، “بازاستفاده سازگار” (Adaptive Reuse) به عنوان راهکاری برای تداوم حیات بناها معرفی شده است.

مدرسه دو مناره ارزروم نیز نمونه ای از همین رویکرد است. تبدیل این مجموعه به فضایی موزه ای، موجب شده است که بنا همچنان مورد استفاده قرار گیرد، هزینه های نگهداری آن تامین شود و گردشگران با بخشی از تاریخ ارزروم آشنا شوند. با این حال، این تغییر عملکرد، تجربه حضور در فضا را نیز دگرگون کرده است.

در گذشته، کاربران مدرسه ساعتهای طولانی در این مجموعه زندگی می کردند. حجره ها محل اقامت بودند، حیاط مرکزی محل گفت و گو و مباحثه بود و ایوانها فضای آموزش محسوب می شدند. اما امروز، اغلب بازدیدکنندگان تنها برای مدت کوتاهی در بنا حضور دارند، از آن عکس می گیرند و سپس آن را ترک می کنند. به بیان دیگر، رابطه انسان با بنا از “زیستن” به “تماشا کردن” تغییر یافته است.

تغییر معنای مدرسه دو مناره ارزروم از فضای آموزشی به موزه ای
تصویر ۲: حیاط مرکزی مدرسه دو مناره‌ ارزوم ترکیه، منبع : نگارنده

البته این تغییر را نباید صرفاً نقطه ضعف دانست. شاید بازگرداندن عملکرد آموزشی قرن سیزدهم به چنین بنایی امکانپذیر نباشد، اما می توان با برگزاری نشست های فرهنگی، نمایشگاه های تخصصی، کارگاه های آموزشی یا رویدادهای مرتبط با تاریخ و معماری، بخشی از روح اولیه آن را دوباره زنده کرد. چنین رویکردی، علاوه بر حفاظت کالبدی، به حفظ هویت ناملموس بنا نیز کمک می کند.

جمع بندی

بازدید از مدرسه دو مناره ارزروم نشان داد که ارزش یک بنای تاریخی تنها به قدمت یا زیبایی معماری آن محدود نمی شود، بلکه در توانایی آن برای روایت بخشی از تاریخ و فرهنگ یک جامعه نهفته است. این مدرسه روزگاری یکی از مراکز مهم آموزش علوم دینی در آناتولی بوده و امروز، با وجود تغییر کاربری، همچنان نقش مهمی در معرفی میراث تاریخی ارزروم ایفا می کند.

از منظر معماری، سازمان فضایی منسجم، حیاط مرکزی، ورودی باشکوه و کیفیت ساخت بنای مدرسه دو مناره ارزروم، آن را به یکی از نمونه های برجسته معماری سلجوقی تبدیل کرده است. از سوی دیگر، قرارگیری آن در هسته تاریخی شهر و ارتباط آن با دیگر بناهای ارزشمند ارزروم، اهمیت این مجموعه را در مقیاس منظر شهری دو چندان می کند.

تجربه حضور در مدرسه دو مناره ارزروم یادآور این نکته است که حفاظت از میراث معماری، صرفاً حفظ دیوارها و تزئینات نیست؛ بلکه تلاشی برای حفظ پیوند میان مکان، تاریخ و زندگی انسان است. هرگاه یک بنای تاریخی بتواند ضمن صیانت از اصالت خود، نقشی متناسب با نیازهای جامعه امروز نیز ایفا کند، می توان آن را نمونه ای موفق از باز زنده سازی و تداوم حیات میراث فرهنگی دانست.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشورهای ترکیه، گرجستان و ارمنستان در تابستان 1402 است که با راهنمایی دکتر سید بهشید حسینی، دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *