مقدمه

معماری منظر، هنر و دانشی جديد، نوپا و ناآشنا است که از تلفيق و آميزش علومی مختلف پديد آمده و با توجه به موفقيت آن در طراحی و توجه به فضاهای محيطی و بيرونی افراد و همچنين نياز به ايجاد حس زيبايی در فضاهای شهری، در چند دهه اخير موفقيتی ويژه و ممتاز کسب کرده است. اهداف اين رشته بر سه زمينه زيبايی شناسی، کارکردی و خواناسازی محيط بر اساس فرهنگ و هويت افراد و جامعه شناخته می شود. (منصوری، 1383) بنابراين با توجه به اهميت آن از لحاظ هويت بخشی و زيباسازی به محيط آدميان، مي توان ريشه آن را در قرنها قبل جستجو کرد و برای شناخت و شناساندن هر چه بيشتر اين رشته نو در ايران، لازم است که تاريخ آن را مورد مطالعه و پژوهش قرار داد.

تعریف معماری منظر

معماری منظر هنر برنامه ريزی، طراحی، مديريت، نگهداری، احياگری زمين و طراحی دست ساخته های بشری است. حوزه اين حرفه در برگيرنده حرفه ها و مباحثی چون معماری، طراحی سايتها، توسعه حوزه های مسکونی، اصلاح و احياء محيط زيست، برنامه ريزی و طراحی شهری، طراحی پارکها و مراکز تفريحی، طراحی منطقه ای و نگهداری از سايتهای تاريخی است. تاريخ معماری منظر با تاريخ باغبانی مرتبط است، ولی هم وسعت نيستند. در واقع هر دو هنری هستند که از ترکيب طراحی بر شکل زمين، آب، راه و ديگر عناصر به وجود می آيند ولی طراحی باغ يا باغبانی تنها با محيط های خصوصی چون (پارکها، باغها و …) سر و کار دارد و طراحی منظر با طراحی بر روی محيط های باز و وسيع مانند فضاهای باز عمومی (ميادين شهری، پارکهای شهری، راههای سبز و …) سر و کار دارد.

تاریخ معماری منظر

قرنها پيش، رومن ها از معماری منظر در مقياسی وسيع بهره برده بودند و هم اکنون در اين باب نوشته های ويتروويوس (Vitruvius) و ديگر باقی مانده ها از لايه های شهرها، نشان و دليلی بر وجود معماری منظر در آن ايام است. پس از قرون وسطی و چند قرن دشمنی با طبيعت، می توان گفت که منظر يا Landscape ابداعی تصويري بوده که از اواخر قرن 15 به وجود آمده است و به گفته آلن راجر فيلسوف فرانسوی، آغاز کاربرد واژه منظر به عصر رنسانس باز می گردد. (منصوري، 1383) همانند ديگر هنرها، اين هنر نيز تا طراحی باغها در عصر رنسانس احياء نگرديده بود و شاهدهای بارز اين ادعا، باغ ويلاهايی چون ويلا دسته (Villa dEste) و تيوولی (Tivoli) هستند. باغهای رنسانس در حدود قرنهای 16 و 17 توسط کارهای طراحي به نام لونوتره (Le Notre) توسعه يافت.
اولين کسي که درباره ساخت و ايجاد (Making) منظر نوشته است، جوزف اديسون (Joseph Addison) در سال 1712 بوده است. واژه “باغبان منظر (Landscape Gardener)” توسط ويليام شنستون (William Shenston) برای اولين بار در سال 1754 به کار برده شد ولی اولين فرد حرفه ای که از اين عنوان استفاده کرد، هامفری رپتون (Humphry Repton) در سال 1794 بود. واژه “معماری منظر (Landscape Architecture)” اولين بار توسط اسکاتمن گيلبرت لين ميژن (Scotman Gilbert Laing Meason) در عنوان کتاب وی به نام “معماری منظر نقاشان بزرگ ايتاليا” در سال 1828 در لندن به کار گرفته شد که در باب نوعی از معماری بود که وی در نقاشی مناظر کشف کرده بود. سپس اين واژه توسط لودن (Jc Loudon) و دونينگ (Aj Downing) به کار گرفته شد و برای اولين بار خطاب به حرفه ای به نام فردريک لو المستد (Fredrick Law Olmsted) در سال 1863 به کار رفت.
در قرن 18، انگلستان به عنوان قطبی از سبکی جديد در طراحي منظر شناخته شد و شخصيتهايی چون ويليام کنت (Willim Kent)، هامفری رپتون و مشهورترين آنها لانسلوت براون (Lancelot Brown)، با قدرتی ويژه، پارکهای بزرگ ملی انگليس را که دارای طبيعتی بکر و ناب بودند، دگرگون ساختند. امروزه خيلی از اين پارکها باقی هستند. بنابراين پيش از قرن 18 میلادی، طراحی چشم اندازها به شدت متکی بر هنر و نظريه آرمانگرايي بود و به طور مثال طبيعت را به صورت آرماني و کمال گرای آن تصور می کردند، ولی در اواخر قرن 18 میلادی، طبيعت معنای جهان طبيعی را به خود گرفت و در نتيجه تقليد از طبيعت برای شکل دادن به آن مسخره آميز گرديد. (رهبر بهبهاني، 1382)
در قرن 19 میلادی برنامه ريزی شهری مهمتر شده و در نيمه دوم قرن، شروع رسمی حرفه معماری منظر را می توان به فردريک لا المستد نسبت داد. وي نهضت پارک (Park Movement) را در آمريکا پايه گذاری کرد و يک سری از پروژه های پارکهايی را که تاکنون تأثير بسياری بر آموخته های معماری منظر داشته اند را به پايان رساند. نمونه هايی از آنها، پارک مرکزی نيويورک، پارک جستجو در بروکلين و … هستند.

کاربرد کلمه معمارمنظر بعد از بنيانگذاری جامعه معماران منظر آمريکا (ASLA) در سال 1899 و اتحاديه بين المللي معماران منظر (IFLA) در سال 1948 شايع گرديد. در ادامه از آغاز قرن 20 میلادی، چشم انداز به عنوان مکانی که منتج از فرآيندها و عوامل شکل دهنده متفاوت است، مطرح شد و در اوایل دهه 1900 طبيعتی که المستد و ديگران زماني آنرا در تقابل با شهر و به عنوان درمانی برای نارسايی های شهری می دانستند، به صورت يکی از اجزای شهری در آينده و به عنوان جايگاهی برای شکل گيری ويژگيهای شهری، چه آزاد و چه نظام يافته، مطرح شد. (موگروئر، 1380)

نتیجه گیری

بنابراين بايد بدانيم که زيبايی طبيعت بکر، همانند آنچه که امروز آن را می شناسيم و تحسين می کنيم، تا پيش از قرن 18 مطرح نبوده است. (منصوري، 1378) منظر با تعريف امروزين آن از قرن 18 میلادی و در پس رويکردهای فرهنگی جامعه اروپائيان نهاده شده است و در واقع دستاوردی از انديشه های مدرن است. حال با توجه به رشد بيش از پيش صنعت و مدرنيته در شهرها و محيط های انسانی و گذران بيش از دو سوم ساعات شبانه روز از عمر افراد در همين محيط های خارجی و بيرونی، ضرورت رسيدگي به محيط زيست و کيفيت اين نوع فضاها مدنظر قرار می گيرد که فرآيند اين ضرورت، شکل گيری شاخه های جديدی از علوم مختلف براي ساماندهی محيط و توجه به ابعاد گوناگون آن است.
بر اين اساس و اهداف کارکردی معماری منظر که توجه به خواناسازی يا شفاف سازی محيط برای کاربران و ايجاد محيطي آرام و شناخته براي مردم است، بر خلاف تصور عاميانه، معماری منظر تنها زيباسازی محيطی نيست و رويکردی چند بعدی دارد (منصوري، 1383) و هم اکنون به عنوان يک نظم و فرآيند، توسعه و ادامه يافته و عهده دار بسياری از حرکات طراحی و معماری در قرن بيستم است.

منابع
  • رهبر بهبهانی، شبنم. 1382. تعريف منظر و منشأ آن، گزارش طرح پژوهشی، دانشکده هنرهای زيبا، دانشگاه تهران.
  • منصوری، سيد امير. 1378. چشم اندازهای شهر ايرانی، شهر نگار، شماره بهمن و اسفند
  • منصوری، سيد امير. 1383. درآمدی بر شناخت معماری منظر. فصلنامه باغ نظر، شماره 2
  • موگروئر، روبرت. 1380. تفسير محيط به روشهای سنتی، ساختارزدايی و هرمنوتيک، مترجم منوچهر طبيبيان، نشر دانشگاه تهران
* این مطلب قبلاً در “شماره 1” نشریه اینترنتی منظر در تاریخ 1 اردیبهشت 1386 منتشر شده و به دلیل تغییر رویکرد وب سایت نشریه، در سایت معمارمنظر باز نشر می شود.
مطلب بعدیچیستی معماری منظر
کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه تهران

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید