آثار تاریخی مانند چغازنبیل فراتر از یک بنای باستانی هستند، این آثار نمادی از هویت فرهنگی و پیوستگی تاریخی جامعه به شمار می روند. بازدید گردشگران از این مکانها، تنها تجربه دیداری نیست، بلکه فرصتی برای درک ارزشها، نمادها و مفاهیم فرهنگی نهفته در بنا را فراهم می آورد. این تعامل موجب تقویت حس تعلق و شناخت هویتی بازدیدکننده می شود و میراث تاریخی را به عاملی مؤثر در بازتولید و استمرار فرهنگ تبدیل می کند. بیضایی و صداقتی (۱۳۹۶) تأکید می کنند که میراث فرهنگی نه تنها وسیله ای برای شناخت گذشته، بلکه بستری برای تقویت هویت و پایداری فرهنگی در زمان حال است.
تخریب بخشی از ابنیه تاریخی به واسطه حملات دشمنان و بلاهای طبیعی مانند سیل و زلزله در طول تاریخ بسیار رایج بوده است. به همین دلیل ارائه راهکارهایی برای به تصویر کشیدن کالبد اولیه بنا و درک بهتر آثار تاریخی برای بازدیدکنندگان دوره معاصر، همواره یکی از دغدغه های مورخین و کسانی که عهده دار مرمت ابنیه تاریخی هستند، بوده است؛ چرا که تخریب بخش اعظمی از بنا یا بکارگیری رویکردی نامناسب در احیاء و بازسازی آثار تاریخی می تواند یکی از صدها دلیل عدم درک درست آثار تاریخی توسط گردشگران باشد.
زیگورات چغازنبیل، ساخته شده در دوره عیلامی ها، نیز از این قاعده مستثنی نیست. کالبد اولیه این معبد دارای پنج طبقه بوده که به واسطه حمله آشوری ها تنها 2.5 طبقه از آن باقی مانده است. (موسوی بجنوردی، ۱۳۸۵) همچنین از آجرهای این معبد در ساخت قلعه فرانسوی ها در هنگام کشف و واکاوی کاخ آپادانا در شوش استفاده شده است. تمام این دلایل باعث از بین رفتن کالبد اولیه و فرم خالص بنا شده است.
در نتیجه گردشگر هنگام مواجهه با این معبد نیاز دارد طبقات تخریب شده را تصور کند تا شاید بتواند فرم اولیه بنا را در ذهن خود شکل دهد،که این امر می تواند باعث عدم درک ارزش واقعی بنا و سردرگمی بازدیدکننده گردد؛ بخصوص ممکن است بازدیدکننده از قبل شناختی در مورد بنا نداشته باشد و عدم آگاهی وی باعث تشدید عدم درک صحیح از بنا می شود. از این جهت توصیه می شود در وهله اول و پیش از بازدید، گردشگر به بررسی کلیتی از بنا و پیشینه آن از طریق کتب، سایتهای معتبر و مقالات موجود بپردازد.

راهکارهایی برای درک بهتر زیگورات چغازنبیل
وظیفه ما به عنوان معمارمنظر، ارائه طرحی مبنی بر خوانش و درک بهتر آثار تاریخی است. این کار با هدف ارائه راهکاری برای درک بهتر آثار تاریخی برای عامه مردم در نظر گرفته می شود و در عین حال سعی می شود تا تاریخ بنا تحریف نشود. در این مدل می توان در بازسازی و ترمیم بنای موجود می توان از مصالحی متفاوت نسبت به مصالح اصلی بنا استفاده کرد و با بازسازی بناهای تاریخی با مصالحی متفاوت از آنچه در بنا مورد استفاده قرار گرفته است، درک بهتری از فرم اولیه برای مخاطب فراهم می گردد.
به طور مثال در زیگورات چغازنبیل از آجر استفاده شده است، در نتیجه می توانیم با استفاده از مصالحی غیر از آجر مانند شیشه، سنگ، داربست یا با استفاده از آجری با رنگی متفاوت نسبت به رنگ آجر معبد، بنای کامل زیگورات را بازسازی کنیم تا گردشگر درک درست از حجم و فرم کالبد اولیه را داشته باشد. بنابراین می بایست با بازسازی معبد با مصالحی غیر از آجر، درک بهتر فرم اولیه برای مخاطب فراهم می گردد. تغییر مصالح در روند بازسازی زیگورات می تواند مرزی بین زیگورات به جا مانده از زمان عیلامی ها و فرم بازسازی شده، ایجاد کند. همچنین می توان در ورودی بنا با ارائه بروشورهایی علت تغییر مصالح را توضیح داد.
آثار تاریخی نظیر زیگورات چغازنبیل صرفاً عناصر مادی باقی مانده از گذشته نیستند، بلکه فضاهایی پویا برای تجربه فرهنگی و درک معنا به شمار میآیند. فرم هرمی، هندسه منظم و بکارگیری مصالح بومی در این اثر پیام هایی از باورهای مذهبی و جهان بینی گذشته را منتقل میکند و حس احترام، هماهنگی و عظمت را در مخاطب ایجاد می نماید. این تعامل موجب شکل گیری ارتباط غیرکلامی میان گردشگر و مکان تاریخی شده و به او امکان می دهد بدون دانش تخصصی، با لایه های فرهنگی و معنایی اثر ارتباط برقرار کند. به این ترتیب، حضور در چنین فضایی تجربه ای از درک عمیق فرهنگ و تاریخ را فراهم میآورد.

در زیگورات چغازنبیل، ترکیب ویژگیهای کالبدی همچون مقیاس عظیم، مصالح بومی و موقعیت جغرافیایی در دل دشت، همراه با سکوت و گستره افق، نوعی احساس شکوه، آرامش و تأمل را در گردشگر بر می انگیزد. بازدیدکننده در مواجهه با چنین فضایی، از حالت صرفاً مشاهده گر فراتر رفته و به درک کننده فرهنگ و هویت تاریخی تبدیل می شود.
در واقع، ارتباط میان انسان و محیط تاریخی در چغازنبیل به گونه ای شکل می گیرد که گردشگر، معنا را از طریق تجربه زیسته فضا دریافت می کند. دکتر سید امیر منصوری از این فرآیند تحت عنوان «زیستن فرهنگ» یاد می کند؛ تجربه ای که موجب انتقال ارزشهای فرهنگی، تقویت حس هویت و ایجاد پیوندی عاطفی میان گردشگر و میراث تاریخی می شود.

برای درک بهتر تجربه زیست شده در زیگورات چغازنبیل می توان از ایجاد تجربه “زیستن فرهنگ” با ورود بازدیدکنندگان به داخل زیگورات، طواف کردن و رسیدن به طبقه آخر بهره گرفت. این راهکار موجب درک بهتر این بنای تاریخی و ایجاد ارتباط بین گردشگر و اثر تاریخی می شود. اما به دلیل سست بودن پی این اثر تاریخی و امکان ریزش بنا در حین بازدید، می توان زیگوراتی شبیه زیگورات چغازنبیل ساخت که عیناً شبیه زیگورات اصلی، با مصالح و اندازه های مشابه و رعایت اصول سازه ای در کنار زیگورات چغازنبیل است تا گردشگر با تجربه طواف کردن در فضایی شبیه زیگورات اصلی فضا را به خوبی درک کند.
همچنین می توان از تکنولوژی عینک «VR» استفاده کرد؛ به طوری که زیگورات چغازنبیل به صورت سه بعدی طراحی شود و به صورت یک فیلم در اتاقهایی نمایش داده شود و از قبل تعدادی عینک مخصوص در این اتاقها قرار داده شود و هر بازدیدکننده در صورت تمایل بتواند با کمک این عینکها در داخل زیگورات حرکت کند، طواف کند و به طبقه آخر برسد. این امر باعث ایجاد ارتباط معناداری بین گردشگر و اثر تاریخی می شود و بازدیدکننده از مشاهده گر به درک کننده فضا تبدیل شده و با فضا ارتباط برقرار می کند.
منابع
- بیضایی، میترا؛ صداقتی، عاطفه. 1396. ارائه شاخص های هویت فرهنگی ایرانی – اسلامی منطبق با انواع گردشگری فرهنگی و با ملاحظه عامل پایداری گردشگری. نشریه علمی میراث و گردشگری. دوره 2، شماره 7. صص 111-131
- سایت تحلیلی خبری عصر ایران. 1404. چغازنبیل کجاست و چه کسی آن را ساخت؟
مقاله حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر به استان خوزستان در اسفندماه 1402 است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر سید بهشید حسینی تنظیم شده است.




