معماری بی هویت در ساحل گیسوم،‌ هماهنگی بصری و تجانسی با محیط اطراف ندارد و منظر طبیعی و ساحلی گیسوم را مخدوش کرده است.
بکارگيری مبلمان و عناصر همخوان با بستر طبيعی در مسير منتهی به قلعه رودخان، حفظ و بقای چرخه حیات منطقه را در پی خواهد داشت .
فرهنگ سازی ناقص در ماسوله باعث شده که اکنون حتی مسن‌ترین‌ های ماسوله نیز علت سنتهای خود را به درستی ندانند و تزیینات به یک تقلید صِرف تنزل یافته است.
در روستای ماسوله مکانیابی مسجد به صورتی است که در مرکزیت مجموعه و در مطلوب ترین حالت دسترسی جانمایی شده تا قابلیت رویت از حداکثر زوایای موجود را داشته باشد.
برای ایجاد باغ میوه در ماسوله جنگل تخریب شده و درختانی با عمر کوتاه کاشته می شوند که در چرخه زیستی نمی توانند خاک را تثبیت کنند وجنگل دچار فرسایش می‌شود.
در مسیر طولانی قلعه رودخان، با وجود ویژگیهای بستر راه و مناظر بدیع طول مسیر، راه علاوه بر جنبه عملکردی، نقشهای دیگری را پذیرفته و اهمیت آن دو چندان می شود.
در جنگل شگفت انگیز گیسوم شاهد دو نوع پوشش گیاهی طبیعی با درختان بومی و دست کاشت با درختان کاج هستیم که وحدت و یکپارچگی منظر طبیعی آنرا از بین برده است.
با رشد صنعت گردشگری و تبدیل ماسوله از یک محیط زنده و پویا به موزه‌ای برای بازدید گردشگران، هویت اجتماعی و فرهنگی آن رو به زوال و نابودی رفته است.
قرار گیری مبلمان سفره خانه ها در داخل رودخانه قلعه رودخان به منظور سودجویی بیشتر، علاوه بر آلودگی های زیست محیطی، باعث آشفتگی منظر طبیعی حاشیه رودخانه می شود.
توجه اهالی ماسوله به جزییات محیط ساخته شده پیرامون شان همچون ترکیب رامپ و پله برای افزایش کارایی و نقش اندازی بر کف جوی آب قابل تامل است.
بهره گیری از عناصر مصنوع جهت قاب کردن منظر طبیعی به بهبود حس مکان کمک می کند. با امتداد ارتباط بصری می توان بر مناظر طبیعی مطلوب را در سطح روستا تاکید کرد.
قبرستان ماسوله در مجاورت مسجد و در مسیر تردد اهالی است. عابرین برای رسیدن به مقصد از این فضا عبور کرده و در مناسبت های خاص نیز به مثابه فضای باز جمعی عمل می کند.