قمش ها و سربطاق ها ساختارهایی هستند که در زمان صلح امکان رفاه و تأمین آب را فراهم کرده اند و در زمان جنگ به پناهگاهی امن و قابل اعتماد تبدیل شده اند.

نویسنده:

مشخصات مطلب

شهر دزفول در استان خوزستان در جنوب غربی ایران واقع شده است. این شهر در ساحل شرقی رود دز و در جنوب غربی رشته کوه زاگرس قرار گرفته است. دزفول، مکان یابی هنرمندانه سازگار با حاشیه رودخانه و هماهنگی با بستر در استفاده از عوارض توپوگرافی مشرف به رودخانه را دارد. شهر دزفول دارای آب و هوای گرم و مرطوب است.

در جلگه خوزستان، شهرهایی همچون دزفول و شوشتر و جندی شاپور (گندی شاپور قدیم) به جهت دارا بودن بستر سنگی (کنگومرایی) و آبهای سطحی فراوان شرایط مطلوبی برای حفر قنات های رودخانه ای داشته اند. قنات های رودخانه ای در دزفول به نام قمش معروف بوده اند. در واقع قمش نوعی کانال و قنات ویژه در شهر دزفول و بین دو بخش از رودخانه است که از زیر ساختمانهای شهر می گذشته و محل دسترسی به آب بوده است.

نقش و عملکرد قمش ها در پدافند غیرعامل
تصویر 1: طبقه بندی آثار دستکند در دزفول
قمش

این سیستم آبرسانی علاوه بر داشتن عناصر تشکیل دهنده قنات های معمول ایرانی به جهت نحوه بهره گیری از آب، دارای ورود به داخل محله های شهری دارای عناصر دیگری همچون آبه (محل ورودی آب به تونل آب بر) و سربطاق (مجرایی با شیب 45 درجه تا محل جریان آب در مجرا (کوره قنات) بوده است که این تدابیر در پی دستیابی به آب و استحصال آب رودخانه جهت شرب و مصرف کشاورزی جهت زراعت صورت پذیرفته است.

نقش و عملکرد قمش ها در پدافند غیرعامل
تصویر 2: نمایی از داخل یک قمش
سربطاق

در بعضی از محله های شهر دزفول برای دستیابی به آب قنات (قمش) که از زیرزمین می گذشت، مسیری حفر شده است. به این مسیرهای دستیابی به آب قنات در گویش محلی سربطاق می گویند. سربطاق، مجرایی متاثر از مسیر قمش ها در محلات شهری بوده که دسترسی به آب برای اهالی یک محله امکانپذیر می نموده است. در واقع سربطاق ها، سرداب یا شوادان هایی هستند با عمق بیشتر و ورودی همسطح.

نقش و عملکرد قمش ها در پدافند غیرعامل
تصویر 3: سنگ کنگومرایی
قمش و نقش آنها در دزفول

قمش یکی از سامانه‌های هوشمندانه و کم‌نظیر آبرسانی در تاریخ شهر دزفول است که ریشه در سنت کهن قنات سازی ایرانی دارد، اما با ویژگی ها و کارکردهایی متمایز از قنات های معمول شناخته می شود. قمش ها با استفاده از شیوه هدایت آب رودخانه دز به زیرسطح شهر و انتقال آن در مسیرهایی مشخص، امکان بهره برداری گسترده از آب سالم و دائمی را فراهم می کردند. برخلاف قنات های صرفاً زیرزمینی که با بهره‌گیری از سفره های آب زیرزمینی ایجاد می شدند، قمش ها با ایجاد تونل ها و مجاری هدایت شونده جریان آب رود را به صورت کنترل شده به محلات مختلف شهر می رساندند و همین مسئله به آنها کارکردی فراتر از قنات می داد.

قمش ها به‌عنوان عنصر زندگی روزمره

قمش ها بخشی هویتی و اجتماعی از زندگی مردم بودند. سقاها با مشک از طریق سربطاق ها به داخل تونل ها می‌رفتند و آب را به خانه‌ها انتقال می دادند. کودکان در آب روان قمش ها به ویژه در فصل گرما شنا می کردند. از سوی دیگر، به علت خنکی این تونل ها، بسیاری از مردم برای استراحت روزانه یا پناه از گرمای شدید تابستان به درون این فضاها رفته و ساعتها در آن زیست می کردند. این کاربرد اقلیمی دقیقاً نشان دهنده سازگاری معماری بومی با شرایط آب و هوایی منطقه است.

نقش و عملکرد قمش ها در پدافند غیرعامل
تصویر 4: ورودی سربطاق
نقش پدافندی و امنیتی قمش ها در دوران جنگ تحمیلی

در سالهای جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷)، دزفول به‌طور مداوم هدف حملات موشکی و توپخانه ای قرار داشت. در این دوره، قمش ها و سربطاق ها نقشی حیاتی در حفظ جان مردم پیدا کردند. شبکه زیرزمینی قمش ها امکان جا به جایی نیروها، انتقال مجروحان، پناه گیری زنان و کودکان و حتی سکونت موقت را فراهم می کرد. به دلیل جریان دائمی آب و تهویه طبیعی، این فضاها برخلاف پناهگاه های بسته، قابل تحمل و زیست پذیر بودند.

این کارکرد، قمش ها را به نمونه ای واقعی از پدافند غیرعامل بومی تبدیل کرد؛ یعنی استفاده از ظرفیتهای طبیعی و تاریخی برای افزایش مقاومت جامعه در برابر تهدیدات بدون نیاز به ساخت سازه های جدید.

تعداد و پراکندگی سربطاق ها در سطح شهر

بر اساس بررسی های میدانی و مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران میراث فرهنگی، در گذشته هر محله دزفول دست کم یک سربطاق داشته است و در محلات بزرگتر تعداد آنها بیشتر بوده است. با توجه به بافت سنتی شهر، فاصله میان سربطاق های اصلی معمولاً بین ۸۰ تا ۱۸۰ متر بوده است. این فاصله به گونه‌ای طراحی شده بود که:

  • هیچ خانه‌ای از دسترسی به آب محروم نباشد.
  • حرکت و دسترسی سریع در شرایط اضطراری ممکن باشد.
  • فشار جریان آب در تونل تنظیم گردد.
نقش و عملکرد قمش ها در پدافند غیرعامل
تصویر 5: نقشه محل سربطاق های دزفول
شبکه ارتباطی زیرزمینی

نکته مهم و کمتر شناخته شده این است که بسیاری از سربطاق ها از طریق راهروهای جانبی به یکدیگر و به خانه ها متصل بوده اند. این اتصالات اگر چه برای دسترسی و نگهداری قمش ها ساخته شده بودند، اما بعدها در دوران جنگ و بحرانها به مسیرهای پناه گیری سریع، راههای مخفی خروج از نواحی پرخطر و کانالهای امدادرسانی و جا به جایی مجروحان تبدیل شدند.

در حقیقت، ترکیب قمش، سربطاق و شوادان ها، یک شبکه گسترده و پیوسته زیرزمینی را در زیر سطح دزفول شکل می داد که قابلیت حرکت از یک محله به محله دیگر بدون حضور در سطح شهر را ممکن می ساخت. این شبکه نمونه ای از پدافند غیرعامل طبیعی و تاریخی است که بدون برنامه ریزی نظامی اولیه، اما با هوشمندی معماری بومی، قابلیت دفاعی ایجاد کرده است.

جمع بندی

قمش ها و سربطاق های دزفول تنها سازه های آبرسانی نیستند، بلکه نماد سازگاری انسان با اقلیم، نیاز و تهدید محسوب می شوند. آنها آب سالم و پایدار فراهم می کردند، آسایش و زیست پذیری را در اقلیم گرم تضمین می نمودند و در دوران بحران، به پناهگاه و شریان ارتباطی شهر تبدیل شدند. این سیستم نشان دهنده آن است که میراث معماری سنتی نه تنها ارزش تاریخی دارد، بلکه می تواند الگویی برای طراحی پدافند غیرعامل امروزین باشد.

آنچه قمش ها و سربطاق ها را در معماری و مهندسی دزفول برجسته می کند، نحوه همنشینی و ادغام آنها با سایر عناصر سازه ای شهر است. ارتباط سیستم قمش با شوادان ها نمونه ای روشن از این هماهنگی است. شوادان ها فضاهای زیرزمینی عمیقی بودند که برای سکونت، ذخیره مواد غذایی و تعدیل دما در فصول گرم ساخته می شدند. در بسیاری از موارد، شوادان ها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با مجاری قمش و خروجی های سربطاق ها ارتباط داشتند. این ارتباط به گردش هوا، کاهش دما و دسترسی اضطراری کمک می کرد و شبکه زیرزمینی گسترده تری را در شهر شکل می داد.

همچنین شواهد تاریخی نشان می دهد که نگهداری و لایروبی قمش ها عملی جمعی و مشارکتی بوده است. هر ساله گروه هایی از ساکنان محلات، با مسئولیتی مشترک، اقدام به پاکسازی مسیرها، ترمیم دیواره ها و تثبیت کف می کردند. این رفتار مشارکتی نه تنها موجب حفظ عملکرد سامانه می شد، بلکه روح همبستگی اجتماعی را تقویت می کرد که خود از مؤلفه های تاب آوری شهری در هنگام حوادث و بحرانها است.

از منظر پدافند غیرعامل، تجربه دزفول بیانگر این نکته است که تاب آوری شهری تنها محصول سازه های نظامی نیست، بلکه نتیجه پیوند معماری، آمایش سرزمین، فرهنگ زیست و مسئولیت جمعی مردم است. قمش ها و سربطاق ها نمونه ای کامل از این پیوند هستند؛ ساختاری که در زمان صلح امکان رفاه و تأمین آب را فراهم می کرد و در زمان جنگ به پناهگاهی امن و قابل اعتماد تبدیل شد. این تجربه، الگویی ارزشمند برای برنامه ریزی شهری معاصر است.

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر به استان خوزستان در اسفندماه 1402 است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر سید بهشید حسینی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *