در تحولات معاصر شهر باتومی، کیفیت فضای عمومی، پیوند مستمر آن با دریا و حضور زندگی روزمره در امتداد بلوار ساحلی سبب شده تا شهر همچنان قابل تجربه برای انسان باشد.

نویسنده:

مشخصات مطلب

شهرهای ساحلی همواره در نقطه تلاقی دو نظام متفاوت قرار گرفته اند؛ از یک سو، نظام طبیعی متشکل از دریا، اقلیم و فرآیندهای ساحلی، و از سوی دیگر، نظام انسانی شامل شهر، اقتصاد، فرهنگ و زندگی روزمره. کیفیت چنین شهرهایی تنها به زیبایی خط ساحلی یا حجم سرمایه گذاریهای عمرانی وابسته نیست، بلکه به نحوه برقراری تعادل میان این دو نظام بستگی دارد.

باتومی، در ساحل شرقی دریای سیاه، یکی از نمونه های شاخص این وضعیت است؛ شهری که طی دو دهه اخیر، با سرعتی چشمگیر از یک بندر نسبتاً آرام و محلی به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری قفقاز تبدیل شده است. این تحول، نه تنها سیمای کالبدی شهر را دگرگون کرده، بلکه پرسشهای مهمی درباره رابطه میان توسعه، هویت محلی، معماری معاصر و منظر شهری به وجود آورده است.

باتومی؛ چالش بازآفرینی شهر ساحلی بین هویت بومی و گردشگری جهانی
تصویر ۱: باتومی، مهم‌ترین بندر گرجستان، منبع: نگارنده

باتومی دومین شهر بزرگ گرجستان و مرکز جمهوری خودمختار آجارا است. اگر چه پیشینه تاریخی این شهر به قرنها پیش باز می گردد، اما بخش عمده تصویری که امروز از باتومی در ذهن گردشگران شکل می‌گیرد، محصول سیاستهای توسعه پس از انقلاب رز در سال ۲۰۰۳ است.

دولت گرجستان با هدف جذب سرمایه خارجی، افزایش گردشگری و معرفی چهره ای نوین از کشور، برنامه گسترده ای برای نوسازی شهرهای مهم آغاز کرد که باتومی یکی از اصلی ترین عرصه های اجرای این سیاست بود. ساخت برج های مرتفع، هتلهای بین المللی، مراکز تفریحی، فضاهای عمومی جدید و ساماندهی مجدد نوار ساحلی، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل هستند. (Terakye Ünsal, 2012)

با این حال، تجربه حضور در باتومی نشان می دهد که هویت این شهر را نمی توان تنها با پروژه های معماری معاصر توضیح داد. آنچه بیش از هر چیز در نخستین مواجهه جلب توجه می کند، حضور پررنگ مردم در فضای عمومی است. برخلاف بسیاری از شهرهای ساحلی که خط ساحل به مجموعه ای از کاربریهای خصوصی یا فضاهای تجاری محدود شده است، در باتومی ساحل همچنان قلمرویی عمومی باقی مانده است.

بلوار ساحلی، مسیرهای پیاده و دوچرخه، پارکها، زمینهای بازی، کافه ها، فضاهای نشستن، اسکله ها و فعالیتهای متنوع تفریحی، محیطی را شکل داده اند که در آن گردشگران و ساکنان شهر به طور همزمان حضور دارند. همین ویژگی سبب می شود که نخستین تصویر از باتومی، بیش از آنکه برجهای بلند یا ساختمانهای شاخص باشد، کیفیت زندگی جاری در فضای عمومی باشد.

این تجربه، پرسشی را نیز به همراه دارد؛ آیا موفقیت باتومی حاصل معماری شاخص و پروژه های جدید است یا حاصل کیفیت فضاهای عمومی که امکان حضور مردم را فراهم کرده اند؟ این پرسش، نقطه آغاز تحلیل منظر این شهر است.

منظر شهر باتومی

اگر مهمترین پروژه توسعه باتومی را نه یک ساختمان، بلکه بلوار ساحلی آن بدانیم، آنگاه می توان فهمید که چرا این شهر توانسته در مدت کوتاهی جایگاه ویژه ای در گردشگری منطقه پیدا کند. در بسیاری از شهرهای ساحلی، مرز میان شهر و دریا به واسطه خیابانهای پرتردد، ساخت و سازهای خصوصی یا کاربریهای تجاری از دسترس عموم خارج می شود؛ اما در باتومی، لبه ساحلی همچنان به‌عنوان یک فضای عمومی پیوسته و قابل دسترس حفظ شده است. این ویژگی سبب شده است که رابطه شهر و دریا، رابطه ای صرفاً بصری نباشد، بلکه بخشی از تجربه روزمره شهروندان و گردشگران محسوب شود.

در امتداد بلوار، حرکت پیاده به آرامی میان فضاهای مختلف جریان پیدا می کند. مسیرهای دوچرخه، نیمکت ها، فضاهای سبز، کافه ها، آبنماها، زمینهای بازی و فضاهای مکث، بدون آنکه پیوستگی مسیر را مختل کنند، تجربه ای متنوع از حضور در ساحل ایجاد می کنند. این تنوع عملکردی باعث شده است که فضای ساحلی در ساعات مختلف شبانه روز و برای گروه های سنی متفاوت مورد استفاده قرار گیرد؛ از ورزشکارانی که صبح زود در امتداد ساحل می دوند تا خانواده هایی که عصرها برای پیاده روی یا استراحت به بلوار می آیند.

باتومی؛ چالش بازآفرینی شهر ساحلی بین هویت بومی و گردشگری جهانی
تصویر ۲: لبه ساحلی باتومی، منبع: نگارنده

این کیفیت فضایی با دیدگاه یان گل در کتاب شهر برای مردم همخوانی دارد. گل تأکید می کند که کیفیت شهر را نباید صرفاً با تعداد ساختمانهای شاخص یا پروژه های عمرانی سنجید، بلکه معیار اصلی، میزان حضور مردم و امکان شکل گیری فعالیتهای اختیاری و تعاملات اجتماعی در فضاهای عمومی است. (Gehl, 2010) آنچه در باتومی مشاهده می شود نیز بیش از آنکه حاصل معماری تک بناها باشد، نتیجه طراحی فضایی است که حضور انسان را در اولویت قرار داده است.

در کنار این موضوع، رابطه باتومی با دریای سیاه نیز قابل تأمل است. در بسیاری از پروژه های ساحلی، دریا به پس زمینه‌ای برای ساخت برج ها و مراکز تجاری تبدیل می شود؛ اما در باتومی تلاش شده است تا دید به افق دریا، دسترسی مستقیم به ساحل و تجربه حضور در کنار آب همچنان حفظ شود. از این منظر، دریا نه صرفاً یک عنصر طبیعی، بلکه بخشی از سازمان فضایی شهر است.

معماری معاصر و برندسازی شهری

با وجود کیفیت بالای فضای عمومی، نمی‌توان تحولات باتومی را بدون توجه به سیاست‌های برندسازی شهری تحلیل کرد. بسیاری از پروژه‌هایی که طی دو دهه اخیر در این شهر اجرا شده اند، تنها با هدف پاسخگویی به نیازهای عملکردی ساخته نشده اند، بلکه بخشی از راهبرد معرفی باتومی به عنوان مقصدی جهانی برای گردشگری بوده اند.

برج های مرتفع، هتلهای بین المللی، میدانهای جدید، نورپردازی های شبانه و بناهای شاخص معاصر، همگی تصویری متفاوت از شهری کوچک در حاشیه دریای سیاه ارائه می کنند. پژوهش برک تراکیه اونسال در دانشگاه فنی خاورمیانه (METU) نشان می دهد که توسعه باتومی را می توان نمونه ای از “بازآفرینی تصویر شهری” دانست؛ فرآیندی که در آن، معماری و طراحی شهری به ابزاری برای ساخت هویت جدید و افزایش رقابت‌پذیری شهر در بازار جهانی گردشگری تبدیل می‌شوند. (Terakye Ünsal, 2012)

در این چارچوب، معماری تنها پاسخگوی نیازهای سکونتی یا خدماتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد اقتصادی شهر محسوب می شود. ساختمانها، فضاهای عمومی و حتی خط ساحلی، همگی در شکل گیری تصویر ذهنی گردشگران نقش دارند. این همان چیزی است که امروزه در ادبیات برنامه ریزی شهری از آن با عنوان City Branding یا برندسازی شهری یاد می شود.

با این حال، تجربه حضور در باتومی نشان می دهد که این روند همواره بدون چالش نبوده است. برخی ساختمانهای جدید، با مقیاس، فرم یا زبان معماری خود، ارتباط چندانی با زمینه تاریخی و اقلیمی شهر برقرار نمی کنند. گاهی این احساس به وجود می آید که برخی پروژه ها بیش از آنکه حاصل نیازهای واقعی شهر باشند، برای تولید تصویری چشمگیر در رسانه ها و جذب سرمایه طراحی شده اند.

سوزان هریس نیز در تحلیل تحولات معاصر گرجستان اشاره می کند که معماری و پروژه های شهری در سالهای اخیر، علاوه بر کارکرد اقتصادی، به ابزاری برای نمایش هویت جدید و جهت گیری اروپایی این کشور تبدیل شده اند؛ بنابراین بسیاری از پروژه های شاخص را باید در بستر سیاستهای کلان بازتعریف هویت ملی و شهری تحلیل کرد، نه صرفاً در چارچوب طراحی معماری. (Harris-Brandts, 2018)

باتومی؛ چالش بازآفرینی شهر ساحلی بین هویت بومی و گردشگری جهانی
تصویر ۳: همجواری سبک های مختلف معماری در باتومی، منبع: نگارنده
تأملی بر تجربه شهر

در جریان بازدید، این دوگانگی بیش از هر چیز در مقایسه میان بلوار ساحلی و برج های مرتفع قابل احساس بود. فضای ساحلی، با وجود توسعه گسترده، همچنان کیفیت انسانی خود را حفظ کرده بود؛ اما در برخی نقاط، ساختمانهای جدید چنان بر خط آسمان شهر غلبه می کردند که ارتباط میان معماری و زمینه تاریخی تا حدی کمرنگ می شد.

این موضوع به معنای نفی توسعه نیست. توسعه شهری ضرورتی انکارناپذیر برای بسیاری از شهرهای در حال رشد است؛ اما تجربه باتومی نشان می دهد که موفقیت یک پروژه صرفاً به نو بودن یا شاخص بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان هماهنگی آن با حافظه مکان، مقیاس انسانی، اقلیم و فرهنگ بومی نیز بستگی دارد.

شاید ارزشمندترین دستاورد باتومی نه برج های مرتفع و نه پروژه های نمادین آن، بلکه حفظ بلوار ساحلی به عنوان فضایی عمومی باشد که همچنان امکان حضور، تعامل و تجربه مشترک شهروندان و گردشگران را فراهم می کند. اگر این کیفیت از بین برود، بخش مهمی از هویت امروز شهر نیز از دست خواهد رفت.

باتومی؛ چالش بازآفرینی شهر ساحلی بین هویت بومی و گردشگری جهانی
تصویر ۴: منظر شبانه باتومی، منبع: نگارنده
جمع بندی

باتومی نمونه ای قابل توجه از شهری است که طی مدت کوتاهی توانسته با اتکاء به سرمایه گذاری، طراحی شهری و توسعه گردشگری، جایگاه خود را در سطح منطقه ارتقاء دهد. با این حال، تجربه این شهر نشان می دهد که موفقیت بازآفرینی شهری تنها در ساخت بناهای شاخص یا جذب سرمایه خلاصه نمی شود.

آنچه بیش از همه در ذهن بازدیدکننده باقی می ماند، کیفیت فضای عمومی، پیوند مستمر شهر با دریای سیاه و حضور زندگی روزمره در امتداد بلوار ساحلی است. همین ویژگی سبب می شود که باتومی، علی رغم همه تحولات معاصر، همچنان شهری قابل تجربه برای انسان باقی بماند، نه صرفاً ویترینی از پروژه‌های معماری.

در عین حال، روند برندسازی شهری و رقابت برای جذب گردشگر، پرسش مهمی را نیز مطرح می کند؛ اینکه چگونه می توان میان توسعه اقتصادی، خلق تصویر جهانی و حفظ هویت محلی تعادل برقرار کرد. به نظر می رسد آینده باتومی بیش از هر چیز به پاسخ این پرسش وابسته باشد؛ پرسشی که بسیاری از شهرهای ساحلی جهان نیز امروز با آن رو به رو هستند.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشورهای ترکیه، گرجستان و ارمنستان در تابستان 1402 است که با راهنمایی دکتر سید بهشید حسینی، دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *