پیوند بنا، تاریخ، شهر و حافظه جمعی در ایاصوفیه ترابزون سبب شده اثر تاریخی در زندگی معاصر معنی داشته و نسل آینده نیز روایت گذشته را با تجربه مستقیم فضا درک کنند.

نویسنده:

مشخصات مطلب

برخی بناهای تاریخی تنها یادگار یک دوره مشخص از تاریخ هستند، اما برخی دیگر، روایتگر سده ها تحول فرهنگی، سیاسی و مذهبی هستند و هر دوره، لایه ای تازه بر هویت آنها افزوده است. ایاصوفیه ترابزون (Hagia Sophia of Trabzon) از جمله این بناهاست؛ اثری که در طول بیش از هفت قرن، کاربریهای متفاوت، مرمت های متعدد و دگرگونی های تاریخی گوناگونی را تجربه کرده و امروزه یکی از ارزشمندترین نمونه های معماری بیزانس متاخر در منطقه دریای سیاه به شمار می رود.

اهمیت ایاصوفیه ترابزون تنها در ارزشهای معماری آن خلاصه نمی شود، بلکه در توانایی آن برای حفظ و نمایش لایه های مختلف تاریخ نهفته است؛ به گونه ای که هر بخش از کالبد بنا، بخشی از روایت گذشته این سرزمین را بازگو می‌کند.

ایاصوفیه در بخش غربی شهر ترابزون و در فاصله ای کوتاه از ساحل دریای سیاه قرار گرفته است. ایاصوفیه ترابزون در میانه قرن سیزدهم میلادی و در دوران حکومت امپراتوری ترابزون، احتمالاً به دستور امپراتور مانوئل یکم کومننوس ساخته شد و از همان ابتدا یکی از مهمترین کلیساهای این حکومت کوچک بیزانسی به شمار می رفت.

امپراتوری ترابزون که پس از سقوط قسطنطنیه در جریان جنگ صلیبی چهارم شکل گرفت، بیش از دو قرن توانست بخشی از سنت معماری و هنر بیزانس را در سواحل شرقی دریای سیاه حفظ کند. ایاصوفیه ترابزون نیز یکی از مهمترین یادگارهای همین دوره است؛ بنایی که بسیاری از ویژگیهای معماری بیزانسی، از جمله پلان صلیبی، گنبد مرکزی، طاقهای نیم دایره، تزئینات سنگی و نقاشیهای دیواری را تا امروز حفظ کرده است.

پس از فتح ترابزون توسط سلطان محمد فاتح در سال ۱۴۶۱ میلادی، این بنا نیز همانند بسیاری از کلیساهای منطقه، به مسجد تبدیل شد. در دوره های بعد، تغییراتی متناسب با کاربری جدید در آن ایجاد شد و برخی عناصر معماری و تزئینی بنا دستخوش دگرگونی گردید. در سده بیستم، پس از انجام مطالعات و مرمت های گسترده، ایاصوفیه ترابزون برای مدتی به موزه تبدیل شد و امکان مطالعه و بازدید عمومی از آن فراهم آمد. امروزه این بنا بار دیگر کاربری مذهبی دارد، اما همچنان به عنوان یکی از مهمترین آثار تاریخی شهر ترابزون شناخته می شود و سالانه هزاران بازدیدکننده داخلی و خارجی را به خود جذب می کند.

همین تداوم حضور در دوره های مختلف تاریخی، ایاصوفیه ترابزون را از بسیاری از بناهای مشابه متمایز می کند. این ساختمان نه به یک دوره خاص تعلق دارد و نه تنها با یک روایت تاریخی قابل تعریف است؛ بلکه مجموعه ای از تحولات سیاسی، مذهبی و فرهنگی را در کالبد خود ثبت کرده است. به همین دلیل، مواجهه با این بنا، صرفاً مشاهده یک اثر تاریخی نیست، بلکه نوعی خواندن تاریخ از خلال معماری است.

در بازدید میدانی، نخستین نکته ای که توجه را جلب می کند، کیفیت استقرار بنا در بافت شهری است. بر خلاف بسیاری از آثار تاریخی که در میان ساختمانهای متراکم یا توسعه های جدید شهری محصور شده اند، ایاصوفیه ترابزون هنوز فضای تنفس خود را حفظ کرده است.

فضای باز پیرامون ایاصوفیه ترابزون، پوشش گیاهی، فاصله مناسب ساختمان از خیابانهای اطراف و امکان مشاهده حجم کلی آن از زوایای مختلف، سبب می شود که مخاطب پیش از ورود به فضای داخلی، ارتباط اولیه خود را با معماری از طریق محیط پیرامون برقرار کند. این ویژگی، فرصت مناسبی برای درک تناسبات، سازمان فضایی و ترکیب حجمی ساختمان فراهم می آورد؛ امری که در بسیاری از بناهای تاریخی معاصر، به دلیل توسعه فشرده شهری، کمتر امکان پذیر است.

بازخوانی بنای تاریخی ایاصوفیه ترابزون در بستر شهر معاصر
تصویر ۱: نمای کلی ایاصوفیه ترابزون در ترکیه، منبع: نگارنده

در نخستین مواجهه، بیش از هر چیز تناسب میان اجزای مختلف بنای ایاصوفیه ترابزون جلب توجه می کند. گنبد مرکزی، بازوهای متقاطع پلان، دیوارهای سنگی و حجم نسبتاً فشرده ساختمان، نمونه ای شاخص از اصول معماری بیزانس متاخر را به نمایش می گذارند. بر خلاف برخی بناهای مذهبی که با مقیاس بسیار بزرگ یا تزئینات پرحجم، شکوه خود را به نمایش می گذارند، ایاصوفیه ترابزون از طریق هماهنگی میان اجزای معماری، تناسبات دقیق و ظرافت در جزئیات، کیفیت فضایی خود را شکل می دهد.

یکی از ارزشمندترین بخشهای بنا، حجاری های سنگی نما و نقش برجسته هایی است که هنوز بخش قابل توجهی از آنها باقی مانده اند. این تزئینات، علاوه بر ارزش هنری، اطلاعات مهمی درباره شیوه ساخت، مهارت سنگ تراشان و زبان معماری دوره بیزانس در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. در فضای داخلی نیز بقایای نقاشیهای دیواری (فرسکوها) همچنان قابل مشاهده است؛ آثاری که روایتهایی از شخصیتهای مذهبی و داستانهای کتاب مقدس را به تصویر کشیده اند. اگر چه بخشی از این نقاشیها در طول قرنها آسیب دیده یا پوشانده شده اند، اما آنچه باقی مانده است، همچنان از مهمترین نمونه های هنر دیواری بیزانس در شمال آناتولی به شمار می رود.

از منظر معماری، شاید مهمترین ویژگی ایاصوفیه ترابزون، اصالت کالبدی آن نباشد، بلکه توانایی بنا در حفظ نشانه های دوره های مختلف تاریخی باشد. در بسیاری از پروژه های مرمت، تلاش می شود ساختمان به یک مقطع تاریخی مشخص بازگردانده شود، اما درباره ایاصوفیه، ارزش اثر دقیقاً در آن است که آثار دوره های مختلف همچنان قابل خواندن هستند. حضور همزمان عناصر معماری بیزانسی، مداخلات دوره عثمانی و اقدامات حفاظتی معاصر، بنا را به سندی زنده از تحولات تاریخی منطقه تبدیل کرده است. از این منظر، معماری تنها کالبدی برای استقرار یک عملکرد نیست، بلکه رسانه ای برای انتقال حافظه تاریخی نیز محسوب می شود.

لایه های تاریخی؛ هنگامی که معماری روایتگر زمان می شود

یکی از مهمترین مباحث در حفاظت میراث معماری، چگونگی مواجهه با بناهایی است که طی قرنها دستخوش تغییر شده اند. بسیاری از آثار تاریخی، تنها متعلق به یک دوره نیستند، بلکه هر نسل متناسب با نیازها، باورها و شرایط اجتماعی خود، تغییراتی در آنها ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می شود که مرمت باید کدام دوره تاریخی را مبنای کار خود قرار دهد؟ آیا باید بنا را به نخستین شکل خود بازگرداند یا آنکه تمام لایه های تاریخی آن را حفظ کند؟

یوکا یوکیلهتو در کتاب “تاریخ حفاظت معماری” تاکید می کند که ارزش یک اثر تاریخی تنها در اصالت کالبد اولیه آن خلاصه نمی شود، بلکه تغییرات تاریخی نیز بخشی از هویت بنا را تشکیل می دهند. از این دیدگاه، هر مداخله ای که بخشی از تاریخ بنا را حذف کند، در واقع بخشی از حافظه فرهنگی آن را نیز از میان می برد. این رویکرد بعدها در اسناد بین المللی حفاظت، از جمله منشور ونیز (۱۹۶۴) نیز مورد توجه قرار گرفت؛ منشوری که بر احترام به اصالت تاریخی و پرهیز از بازسازیهای مبتنی بر حدس و گمان تاکید دارد.

ایاصوفیه ترابزون نمونه ای مناسب برای درک این دیدگاه است. در این بنا، آثار دوره بیزانس، تغییرات مربوط به دوره عثمانی و مداخلات حفاظتی معاصر، همگی در کنار یکدیگر حضور دارند و هیچ یک به طور کامل دیگری را حذف نکرده اند. به همین دلیل، بازدیدکننده با مشاهده بنا، تنها با یک مقطع تاریخی مواجه نمی شود، بلکه روند تحول آن را در طول چند قرن دنبال می کند. این ویژگی، ارزش آموزشی بنا را نیز افزایش داده است؛ زیرا معماری آن به نوعی سند تاریخی تبدیل شده که تغییرات فرهنگی و اجتماعی منطقه را در خود ثبت کرده است.

یکی دیگر از نکات قابل توجه، شیوه برخورد با آثار هنری داخلی بناست. فرسکوهای بیزانسی، که بخش مهمی از ارزش هنری ایاصوفیه ترابزون را تشکیل می دهند، طی دوره های مختلف بخشی از آسیبها یا پوششهای بعدی را تجربه کرده اند. مرمت های انجام شده در دهه های اخیر تلاش کرده اند بدون بازسازی کامل یا افزودن عناصر جدید، بخشهای باقیمانده را تثبیت و حفاظت کنند. این شیوه، با اصول حفاظت نوین همخوانی دارد؛ زیرا هدف اصلی، حفظ اصالت اثر و جلوگیری از تحریف روایت تاریخی آن است، نه بازآفرینی تصویری آرمانی از گذشته.

بازخوانی بنای تاریخی ایاصوفیه ترابزون در بستر شهر معاصر
تصویر ۲: فضای داخلی ایاصوفیه ترابزون در ترکیه، منبع: نگارنده
ایاصوفیه ترابزون و منظر شهری معاصر

اگرچه ایاصوفیه در نگاه نخست به عنوان یک بنای مذهبی شناخته می شود، اما ارزش آن تنها به فضای داخلی یا ویژگیهای معماری محدود نیست. جایگاه این بنا در ساختار شهر ترابزون نیز بخشی از هویت آن را شکل می دهد. قرارگیری ایاصوفیه در بخش غربی شهر و در فاصله ای اندک از ساحل دریای سیاه، باعث شده است که بنا همچنان ارتباط خود را با منظر طبیعی و ساختار تاریخی شهر حفظ کند.

از دیدگاه معماری منظر، بناهای تاریخی زمانی معنا پیدا می کنند که در پیوند با محیط پیرامون خود خوانده شوند. فضای باز اطراف ایاصوفیه، پوشش گیاهی، مسیرهای دسترسی و چشم اندازهای اطراف، تنها عناصر جانبی نیستند، بلکه کیفیت ادراک بنا را شکل می دهند. فاصله مناسب ساختمان از بافت متراکم شهری، امکان مشاهده حجم کلی آنرا از زوایای مختلف فراهم کرده و به مخاطب اجازه می دهد پیش از ورود به فضای داخلی، ترکیب حجمی و تناسبات بنا را درک کند.

این موضوع را می توان با دیدگاه کریستین نوربرگ شولتز در کتاب “روح مکان؛ به سوی پدیدارشناسی معماری” نیز تبیین کرد. نوربرگ شولتز معتقد است که هویت هر مکان از تعامل میان ویژگیهای طبیعی، کالبد معماری و تجربه انسانی شکل می گیرد. بر این اساس، ایاصوفیه ترابزون تنها یک ساختمان تاریخی نیست، بلکه بخشی از روح مکان شهر ترابزون محسوب می شود؛ عنصری که طی قرنها در حافظه جمعی شهروندان حضور داشته و همچنان یکی از نشانه های اصلی هویت تاریخی شهر است.

بازخوانی تجربه فضا

بازدید از ایاصوفیه ترابزون، فرصتی برای مشاهده یکی از مهمترین ویژگیهای میراث معماری بود؛ اینکه یک بنا چگونه می تواند بدون از دست دادن هویت تاریخی خود، در دوره های مختلف به حیات ادامه دهد. ارزش این بنا تنها در قدمت یا زیبایی معماری آن نیست، بلکه در توانایی آن برای روایت تاریخ از خلال کالبد خود نهفته است. هر دیوار، هر بخش از تزئینات سنگی و هر لایه از مداخلات انجام شده، بخشی از داستان این بنا را بازگو می کنند و همین موضوع، تجربه حضور در آنرا از بازدید یک ساختمان تاریخی فراتر می برد.

ایاصوفیه ترابزون یادآور این نکته است که حفاظت از میراث معماری، تنها به معنای نگهداری مصالح و عناصر کالبدی نیست. آنچه باید حفظ شود، پیوند میان بنا، تاریخ، شهر و حافظه جمعی است. زمانی که این ارتباط برقرار بماند، اثر تاریخی همچنان می تواند در زندگی معاصر معنا داشته باشد و نسلهای آینده نیز روایت گذشته را نه از طریق متون تاریخی، بلکه از خلال تجربه مستقیم فضا درک کنند.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشورهای ترکیه، گرجستان و ارمنستان در تابستان 1402 است که با راهنمایی دکتر سید بهشید حسینی، دکتر محمدرضا مهربانی گلزار و دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[df-form-login]