مقدمه
در ابتدا بهتر است تعریفی از واژه باروک داشته باشیم. باروک در معنی اصلی خود عبارت است از نامنظم، مروارید ناصاف و پرپیچ و تاب و یا غیر عادی. از نظر منتقدین قرن نوزدهم معماری باروک عبارت است از معماری کلاسیک منحط بی ساختار و دارای تزئینات نمایشی زیاد و عجیب و غریب.
ویژگی هنر دوره باروک
این سبک که در ایتالیا پا گرفت و قسمت اعظم اروپا را هم به زیر پوشش خود در آورد، تقریباً از اوایل قرن 17 تا اواسط قرن 18 میلادی در بیشتر کشورهای لاتین گسترش یافت. باروک نوعی هنر است که در آن قواعد تناسب رعایت نمی شود و همه چیز بنا به حواس هنرمند نمایانده می شود. این سبک هنری دارای روحی از حرکت و جنبش است که نقطه مقابل سکون کلاسیک است. هنرمندان در باروک بر خلاف دوران کلاسیک با احساس خود حرکت می کنند و احساس را مقدم بر عقل می دانستند.

در معماری باروک ماهیت اصلی آفریده ها عبارتند از:
- ایجاد هماهنگی و هنجار در میان عناصر و مضامینی گوناگون و درهم آمیخته
نشان متمایز باروک نحوه فکری و احساسی آن است. آنچه که سیمای باروک را مشخص می کند، بسط نوعی جهان بینی مخصوص است که در معماری، خود را در قدرتی نو نشان می دهد؛ قدرتی که فضاهای مختلف را با هم می آمیزد و وحدتی شگفت انگیز از ترکیب اجزایی متفاوت به وجود می آورد. لازم به ذکر است این نوع نگرش در تمامی رشته ها تا از هم گسیختگی ناشی از عصر صنعت باقی ماند.
- طراحی فراخ و در مقیاس بزرگ در فضایی شکوهمند و ابهت انگیز
- تعبیه فضای کلی در مرکز و منظم کردن سایر فضاها به سمت آن
- به خدمت گرفتن عناصر اصلی پیکرتراشی و نقاشی و سایر هنرهای تزئینی برای ایجاد اثری کامل
یکی از دلایل پیدایش پیکره سازی باروک نقش مقابل بین باروک و کلاسیک گرایی بود. پیکره سازی هم در نشان دادن معجزات دین مسیح کمال می یابد و بازتابی از نوعی اشتیاق برای اعجاب انگیزی است. استفاده از عناصر تزئینی و نمایان کردن هر چه بیشتر فواره ها و آبنماها در معماری باروک بسیار متداول بوده است. بعدها اینگونه برخورد با آب و استفاده نمادین از مجسمه سازی در شهرسازی و میادین باروک نیز مرسوم شده است.
کاخ ورسای
ورسای نماینده واقعی باروک فرانسوی است. این کاخ با مقیاسی وسیع مستلزم ساختن کاخی بزرگ و شهرکی اقماری پیرامون آن در پارکی وسیع بود. این بنا به طول 400 متر در محور عمودی که بر محور شرقی – غربی از شهرک و پارک می گذرد، قرار دارد.
در این کاخ نیز همانند سایر بناهای سبک باروک فرانسه تزئینات داخلی از اهمیت بسزایی برخوردارند. در محوطه خارجی این کاخ نیز از پیکره ها و آبنماهای بسیاری به عنوان نقاط شاخص دید و منظر و جهت ایجاد تنوع بصری در منظر و ایجاد احساس جنبش و حرکت در فضا بهره گرفته شده است.

در اواخر قرن هفدهم مشاهده می شود که جهان بینی دوران باروک در رشته ریاضی متوجه بی نهایت به عنوان پایه ای برای محاسبات علمی می شود. در نقاشی و معماری بی نهایت به معنی ترسیمی و هندسی آن در پرسپکتیو مورد استفاده قرار می گیرد تا تاثیری هنرمندانه بیافریند.
کاربرد هنرمندانه بی نهایت در طبیعت که با معماران منظره ساز فرانسوی اواخر قرن هفدهم آشکار گشت، برای نخستین بار در باغها جاده های عریضی دیده می شود که به عنوان عوامل اصلی معماری به کار رفته اند و این باغها را آشکارا به فضاهای بی پایان، هدایت می کنند. ورسای با جاده خیره کننده اش که راه به پاریس می برد، مثالی با عظمت، از آفرینش این معماران فرانسوی است. این باغ با اثری که در بیننده ایجاد می کند، نمونه ای از دنیای باروک است و تصور هنری بی نهایت را در این دوره باقی نگاه می دارد.
شونبرون
شونبرون، اقامتگاه تابستانی خانواده سلطنتی اتریش، یکی از زیباترین نمونه های کاخهای باروک در اروپاست. شونبرون، نقش ورسای را در امپراتوری اتریش به عهده داشت؛ اما سلسله هاپسبورگ ها با پادشاهان فرانسه متفاوت بود و نمی خواست خود را مانند بت جلوه دهد. به همین دلیل شونبرون هم به عنوان یک قصر و هم به عنوان اقامتگاه خانواده بزرگ حاکم ساخته شد.
ساخت این قصر در سال 1696 آغاز شد. دوران طلایی این قصر در زمان ماریا ترزا ملکه اتریش (1780-1717) بود و همزمان با پایان حکومت هاپسبورگ ها به پایان رسید. اما معمار مجموعه، نیکولاس فون پاکاسی، به کار خود در راستای طراحی ورودیه و تاکید بر معماری باروک مجموعه با اشاره هایی از روکوکو ادامه داد. در همین زمان پارک جلوی کاخ کامل شد و به شکلی که امروز است، درآمد.
امروزه این کاخ به واسطه اهمیت تاریخی، موقعیت منحصربفرد و مبلمان باشکوهش بخشی از میراث جهانی یونسکو است. از ویژگیهای بسیار مشهود معماری باروک که در شونبرون بیشتر مشهود است، تسلط بر عناصر طبیعی در عین ایجاد ارتباط بین عناصر طبیعی و مصنوع است. این امر از طریق باغچه های هندسی و گلکاری های منظم و همچنین شکل دادن به درختچه ها حاصل شده است.
کارلسروهه
شهر کارلسروهه یک شهر باروک است؛ نه به این معنا که بناهای باروک دارد بلکه تمام تفکر باروک در مورد طبیعت فضاهای شهری و چگونگی شکل گیری آنرا منعکس می کند. سازماندهی فرمال و دیدهای وسیع به سمت عناصر شاخص نشان دهنده تسلط کامل انسان بر طبیعت و قدرت برتر حاکمان است. کاخها، کلیساها و مونومان ها مثل مراکز قدرتی نقاط اصلی ساماندهی شهر بشمار می روند. قصر کارلسروهه در مرکز شهر ستاره ای شکلی که در میان جنگل غنوده، قرار گرفته است. بنای کاخ تقریباً همزمان با ساخت شهر در سال 1715 توسط کارل ویلهلم آغاز شد.

پلان شعاعی و ایجاد مرکزیت در آن به خوبی دیده می شود و مرکزیت شعاعها به ساختمان کاخ منتهی می گردد. از لحاظ دید و عمق بی نهایت در مقایسه با ورسای کوچکتر بوده و میدان عمق کمتری دارد، اما تاثیر این نوع تفکر در این قصر نیز به خوبی مشهود است. محوطه جلوی قصر یک دید کامل از آن به ناظر ارائه می دهد.
طراحی و ساخت این محوطه توسط کریستین ترون در میان سالهای 1731 تا 1746 میلادی به شیوه باروک فرانسه انجام پذیرفت. عناصر شاخص این محوطه تک درختان بزرگ، مجسمه هایی به شیوه از باروک تا مدرن، مونومان ها و فواره ها هستند. این باغ شش هزار لاله، ششصد و نود سنبل و ششصد میخک دارد که در همان زمان نقاشیهای زیبایی از آنها کشیده شده است. علاوه بر این فواره ها، چشمه ها، آلاچیق ها و غارهای منحصربفرد این مجموعه توجه افراد را به خود جلب می کند.
جمع بندی
کاخهای باروک همگی از باغ تشکیل شده اند. از ویژگیهای باغسازی در این کاخها تسلط خطوط هندسی است که قاطعیت خطوط هندسی نمایانگر قاطعیت حکومت و هندسه بوده است.
از دیگر شاخص های باغسازی و معماری باروک می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- ایجاد هماهنگی و هنجار در میان عناصر و مضامینی گوناگون و درهم آمیخته
- طراحی فراخ و در مقیاس بزرگ در فضایی شکوهمند و ابهت انگیز
- تعبیه فضای کلی در مرکز و منظم کردن سایر فضاها به سمت آن
- به خدمت گرفتن عناصر اصلی پیکرتراشی و نقاشی و سایر هنرهای تزئینی برای ایجاد اثری کامل
این مطلب قبلاً در “شماره 5” نشریه اینترنتی منظرآنلاین در تاریخ 15 تیر ۱۳۸۶ منتشر شده و به دلیل تغییر رویکرد وب سایت نشریه، در سایت معمارمنظر باز نشر می شود.