در تاریخ ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۸ در محل کارگاه نوآوری هفت و هشت، دومین جلسه از سری برنامه های عصرانه سینما و منظر با حضور اساتید، دانشجویان، فارغ التحصیلان و علاقه مندان به حوزه معماری منظر برگزار شد.

در این جلسه حاضرین به تماشای فیلم آواتار ساخته “جیمز کامرون” نشستند و پس از آن به نقد و بررسی فیلم پرداختند. بنابر درخواست مکرر علاقه مندان و دنبال کنندگان سایت معمار منظر در نوشتار ذیل به ثبت این نقد و بررسی ها با نگاهی منظرین و آنگونه که در جلسه فوق مطرح شد، پرداخته ایم.

نقد و بررسی فیلم آواتار در دومین برنامه عصرانه سینما و منظر

دکتر مهربانی گلزار:

طبیعت، آینده و نقش ما در آینده

  • در غالب این فیلم علمی – تخیلی احتمالاتی مطرح می­ شود که شاید ما به عنوان محقق بتوانیم آن احتمالات را ثابت نماییم. پژوهش های علمی جدیدی وجود دارند که فرضیه ارتباط گیاهان با یکدیگر را اثبات می ­کنند. نظریاتی در این باب موجود است که این ارتباطات از طریق ریشه ها برقرار می­ گردد. به عنوان مثال: ممکن است زمانی که سیل یا خشکسالی در حال آسیب رساندن به گروهی از درختان باشد، آن جامعه درختی آسیب دیده به گروه های درختان دیگر که ممکن است در حوزه خطر باشند پیام هایی مبنی بر مقاومت در برابر خطر را ارسال نماید. چیزی شبیه به ارتباط درختان از طریق ریشه ها با یکدیگر در فیلم و یا ارتباطاتی که آواتار­ها به واسطه موهای خود با عناصر طبیعی برقرار می ­کردند (مباحثی که شاید درسال 2009 مباحثی تخیلی بوده اند و در سال 2016 تبدیل به پژوهش هایی علمی در آمدند).
  • “ما از طبیعت هستیم و به طبیعت باز می ­گردیم” یکی از اصولی است که وضوح در فیلم آواتار قابل مشاهده است. اگر ما (انسان­ها) با طبیعت مهربان باشیم، اگر با طبیعت با احترام برخورد نماییم طبیعت هم به عنوان مخلوقی هوشمند در مواقع ضرورت به کمک ما می شتابد. این اصول در سکانس­های مختلفی در این فیلم به نمایش در می­ آید به عنوان مثال سکانسی از فیلم که آواتارها هم نوعان خودشان که مرده اند را به واسطه عنصر ارتباط دهنده فیزیکی به طبیعت وصل و از طبیعت درخواست داشتند تا حیاتی دوباره به آن­ها اعطا نماید.
  • بر اساس مطالعات و پژوهش­ها که منتج به پیش ­بینی­ هایی شده اند انسان­ها درحال به اتمام رساندن منابع زیستی کره زمین هستند و این احتمال وجود دارد ما انسان­ها در آینده ­ای نه چندان دور مانند انسان­های موجود در این فیلم جهت تامین منابع زیستی مجبور به سفر کردن به کرات دیگر شویم. اما مسئولیت ما به عنوان معماران منظر این است که با تفکر، تعمق، پژوهش و پشتکار به راهکارهایی خلاقانه و نوین دست پیدا کنیم که این راه حل­ها در نهایت به کُند یا مقوقف کردن روند مصرف منابع تجدیدناپذیر ختم شود. برای شروع و در سطح خرد می ­توان این سوال را مطرح نمود؛ چگونه می­ توان با حداقل استفاده از منابع تجدیدناپذیر زیست محیطی روشنایی، هوای پاک، آب و… یک پروژه را تامین نمود؟
  • نام فیلم آواتار است. آواتار یعنی جلوه ای از یک الهه یا روح آزاد شده به شکل بدن در زمین یا یک معلم الهی مجسم. نماد یا چهره ای که نمایانگر یک شخص خاص در بازی­های رایانه ­ای، انجمن های اینترنتی و غیره است. در این فیلم شخصیت انسانی و آواتارِ همان انسان آنقدر به یکدیگر نزدیک می­ گردند که نهایتاً کاراکتر انسانی ترجیح داد تا در جسم مجازی خود یا آواتار خود باقی بماند. در واقع او نسخه مجازی خودش را به نسخه واقعی ترجیح داد! باتوجه به سرعت پیشرفت تکنولوژی و درگیری همه جانبه ما با فضای مجازی در عصر حاضر این موضوع ممکن است به یک دغدغه و معضل بدل شود. ما هر روزه در دنیای مجازی تجربه کسب می­ کنیم، ابراز محبت و دوستی می ­نماییم، بحث می­ کنیم، نفرت می ورزیم و هزاران هزار احساس دیگر با دیگران به اشتراک می­ گذاریم. اما آیا این احساسات ما واقعی هستند؟ آیا درک ما از واقعیت ها درک درستی است؟ آیا انسان مدرن به سمت آواتار شدن در حرکت است؟ بیاید راجع به خود واقعی مان بیشتر فکر کنیم …

شروع گفت و گو و نقد فیلم آواتار:

از میان حضار در برنامه 10 نفر فیلم آواتار را قبلاً مشاهده نموده بودند و سایرین برای بار اول این فیلم را به تماشا نشستند.

بیننده شماره 1: (گودرزی)

من فیلم آواتار را حدود 10 سال پیش دیده بودم، در آن زمان من دانشجوی معماری نبودم و این فیلم صرفاً برای من جنبه رویاپردازانه و علمی – تخیلی داشته است ولی پس از تماشای مجدد فیلم و با نگاهی معمارانه و منظرین نکات ذیل را دریافتم:

  • اتصال ریشه درختان به یکدیگر در فیلم. شاید این اتصالات در انسان­ها هم وجود داشته باشد و همین اتصالات هستند که ما را در کنار یکدیگر نگاه می دارند. شاید این اتصالات هستند که به ما در درک درست از فضا و مکان کمک می کنند و باعث می شود ما با یک فضا احساس نزدیک ویا دوری کنیم.
  • شایسته است به سمبلی طبیعی که فیلم مکرراً به آن می­پردازد یعنی آن تک درخت بیشتر توجه و تفکر شود.

بیننده شماره 2:

نکته بسیار جالب توجه برای من کشف ارتباط بین پیشرفت علم و دوری انسان­ها از طبیعت است. گویی انسان­ها با پیشرفت علم، هرچه بیشتر بر طبیعت مسلط می ­شوند، از افسانه ­ها، داستان­ها و ارتباط­های قدیمی مبنی بر ارتباط هایی که اجداد آن­ها با طبیعت داشته اند فاصله گرفته و آن­ها کمرنگ شده است یا به کلی فراموش و از بین رفته ­اند. طبیعت برای انسان مدرن تبدیل به مخزنی جهت مال اندوزی و مصرف گرایی شده است. در گذشته قبیله ­ها ارتباط تنگاتنگ اسطوره ­ای با طبیعت داشته ­اند اما بشر مدرن با زندگی ماشینی این ارتباط را از بین برده است و همواره در صدد رسیدن به منابع است و هیچ روح و یا محافظی برای طبیعت نمی­ پندارد.

دکتر مهربانی گلزار:

فیلم آواتار کنایه ­هایی هم به علم می­ زند همچنان که خانم دانشمند کسی که تا آخرین لحظه عمر به دنبال نمونه­ گیری و به فکر علم بود و فقط مباحث را در چهارچوب علمی قبول داشت در لحظه آخر در رابطه با آن روح درون طبیعت گفت: “من دیدمش” (من درک­ش کردم). وی به وجود چیزی فرای باورهای خودش اعتراف نمود. شاید بتوان نام آن را “مادر طبیعت” نهاد. در این حوزه بحث هایی مطرح است از جمله اینکه دانشمندان بیش از حد با مسائل دنیا علمی و منطقی برخورد می­ کنند. شاید واقعاً دنیا آنقدر منطقی و علمی نباشد. شاید پس هر اسطوره و یا داستانی واقعیت هایی نهفته باشد.

چنانچه سعدی در شعرش می گوید:

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند         بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار

یا

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند            نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

شاید این انسان مدرن است که آنقدر از طبیعت فاصله گرفته است که نمی ­تواند ذکر گفتن طبیعت را بشنود، شاید معضل همین دید مطلقاً منطقی و علمی است! این فیلم به نوعی پست مدرن است. بنابراین سعی بر نقد دیدگاه مدرنسیم ها دارد و نگاه صرفاً خطی و علمی آن­ها را زیر سوال می ­برد.

دکتر فاطمی:

  • من فکر می­کنم فیلم “باراکا” نقاط مشترکی با این فیلم دارد. در فیلم باراکا ما اقوامی را مشاهده می ­کنیم که مراسم­ های خاصی را برپا می ­دارند به عنوان مثال این اقوام به دور تک درختی گرد هم می ­آیند، دست در دست یکدیگر می ­گذارند و به نیایش می ­پردازند. در هر دو این فیلم ها به صورت تلویحی با این شعار برخورد می ­کنیم: “طبیعت دین آنهاست”.
  • نکته دیگری که من در فیلم آواتار با آن مواجه شدم غلبه انسان بر طبیعت است، به جهت آنکه از طبیعت استفاده و پیشرفت کند و به خواسته­ های خویش برسد. به عنوان مثال یکی از کاراکترها برای آنکه اعتماد به نفس خویش را به عرصه ظهور برساند پرنده­ ای قوی را شکار می ­کند و نشان می ­دهد با غلبه بر یک عنصر طبیعی منظر (پرنده ­ای قوی) بر عظمت طبیعت فائق آمده است.
  • در جای دیگری زمانی که آواتار در کنار درخت از طبیعت درخواست کمک می ­کند، ناوی به وی می­ گوید: “مادر طبیعت طرفِ کسی رو نمی گیره، اون دنبال تعادله”. این نکته را باید بدانیم که مادر طبیعت با ما شوخی نمی­ کند. اگر زمانی لازم باشد، برای آنکه تعادل را برقرار نماید همه انسان­ها را نابود خواهد کرد و در دوره ­های مختلف این مهم را اثبات نموده است (مانند دوره های انقراض).
  • از طرف دیگر مادر طبیعت می­ گوید از منابع، معادن و مخازن من استخراج و استفاده کنید. نوع نگاه ادیان به طبیعت شاهد این ادعاست. از نگاه شرقی به طبیعت که با آن مهربان هستند و اعتقاد بر این است که نباید به طبیعت لطمه زد تا نگاه غربی به طبیعت که آن را به چشم معدنی نامتناهی و صرفاً جهت استخراج می ­بینند. اما این نگاه در خاورمیانه به نگاهی متعادل یعنی برداشت و استخراج به حد نیاز از معادن و منابع تبدیل می شود. ما در فیلم باراکا همانند فیلم آواتار می­بینیم که هر جا انسان بیش از حد از طبیعت استخراج نمود طبیعت به مقابله و جنگ با انسان می ­­شتابد.

دکتر مهربانی گلزار:

  • این مباحثی که آقای دکتر فاطمی اشاره نمودند در برخی از نقدها نیز قابل مشاهده است اما نقدهایی در ایران وجود دارد که بسیار بدبینانه است و مباحث مربوط به وجود روح طبیعت یا مادر طبیعت را به ترویج کابالیسم یا ادیان طبیعت گرا مرتبط می­ نمایند. ما نمی­خواهیم از زوایای بدبینانه به قضایا نگاه کنیم بلکه جنبه­ هایی را بررسی می نماییم که نحوه ارتباط ما با طبیعت چگونه باشد و یا تعادل این ارتباط چگونه برقرار می­ شود. حوادثی چون رانش زمین، سیل، بهمن، آتش سوزی­ جنگل­ها و… حاصل این عدم تعادل و خشم طبیعت از انسان­هاست.
  • تفسیر دیگری از فیلم آواتار وجود دارد که این فیلم بازتعریفی از تاریخ استرالیاست. سیاره پاندورا در این فیلم، استرالیا است و از زمانی که انسان به آن پا گذاشت آن را به نابودی و اضمحلال کشاند. این فیلم به نوعی تاریخ تلخ استرالیا را به تصویر می کشد و یادآوری می کند که تمامی بلایایی که انسان مدرن بر سر قاره استرالیا آورده است می­ تواند در دیگر نقاط زمین هم تکرار کند. از نظر من تناظرهای زیادی بین این فیلم و تاریخ استرالیا وجود دارد.

بیننده شماره 3:

نکته ای که در فیلم آواتار به نظر من بارز بود تلاش انسانها در تغییر شیوۀ زیست ناوی ها بود. انسان ها سعی بر این داشتند که شرایط سیاره پاندورا را طبق میل و خواسته خود تغییر دهند به عنوان مثال برای آموزش زبان انسانی به ساختن مدرسه اقدام کردند یا در قسمتی از فیلم اشاره به ساختن راه و جاده توسط انسان برای ناوی ها شده است. اتفاقی که در روستاهای کشور ما رخ داده است بی شباهت به این موضوع نیست و بسیاری از آنها به علت تغییراتی که بر خلاف جریان زیست بومی شان بوده، یا از بین رفته اند یا در حال از بین رفتن هستند. 

دکتر مهربانی گلزار:

  • این موضوع کاملا درست است. نقد دیگری که درباره فیلم آواتار وجود دارد شباهت موضوعی آن با فیلم “رقصنده با گرگ” است. در فیلم “رقصنده با گرگ” تاریخ سرخپوست ها به تصویر کشیده شده است و این فیلم گویای یک زندگی پاک و عمیق در طبیعت است و مقایسه سرخپوستان با سفیدپوستانی که هیچ چیز جز تصرف و قدرت برایشان مهم نیست. سرخ‌ پوستانی که یک سفید را در خود حل می‌کنند و به خاطر وجود فرهنگ و اخلاق نیک او را جذب خود می‌کنند ولی در مقابل سربازان سفیدپوست مردی از نژاد خودشان (کوین کاستنر) که یک سرخپوست شده را شکنجه می‌کنند. ورود یک نفوذی به داخل یه قوم در هر دو فیلم تکرار شده است و این ترفندی است که بشر سالهای طولانی برای تسخیر یک تمدن استفاده کرده است و سعی بر ارائه خدمات به آن تمدن داشته است (بهداشت، سواد، آبادانی و …) در صورتی که این کار باعث از بین رفتن آداب و رسوم، فرهنگ و سیستم زیستی آن و در نهایت منجر به نابودی تمدن گشته است.

 بیننده شماره 4 (کریمی):

در فیلم آواتار شاید بتوان جمله کوتاه I see you (می فهمم) را در رابطه ای تنگاتنگ و مشابه با I see you (می بینمت) دید. اگر درست ببینیم، اگر چشمان مان را باز کنیم، حقیقت ها را دیده ایم و آن چیزی جز زیبایی نیست. این فهم و درک در ابتدا در آواتار (جیک سالی) وجود نداشته است اما او با پشت سر گذاشتن مراحلی سخت توانست به حقایق طبیعت دست پیدا کند. نکته دیگر در رابطه با درخت مقدس و ارزشی که ناوی ها برای آن قائل بودند، است. در قسمت هایی از فیلم دیده می شود که نی تیری (شخصیت اصلی زن) اعتقاد قلبی عمیقی به دانه های درخت مقدس دارد و آنها را نشانه هایی از جانب مادر طبیعت می داند.

دکتر مهربانی گلزار:

در فیلم آواتار درخت نقش بسیار مهم و کلیدی را ایفاء می کرد. درخت هایی با اسامی و نقش های متفاوت که هرکدام در جایگاه خودشان برای ناوی ها ارزشمند بودند و با آنها ارتباط خاصی برقرار می کردند، به عنوان مثال درخت مقدس، درخت زندگی، درخت روح و درخت شنوا. در فرهنگ ایرانی، همچون بسیاری از اقوام دیگر، برای برخی از گیاهان و درختان نیرو و خواص و تقدس خاصی قائل بوده‌اند. ایرانیان بر این باور بودند که بریدن آنها و حتی شکستن شاخه‌های آنها باعث ایجاد زیان برای مسبب این عمل خواهد بود. برخی از درختان جهت برآورده کردن حاجات نیازمندان و برخی دیگر در دفع امراض و چشم زخم مورد توجه بودند. نیازمندان بر آن دخیل یا پارچه می بستند و نخ گره می زدند و افسانه‌ها و داستانهای بسیاری در پیرامون آنها نقل می کردند. به عنوان مثال درخت سرو نزد ایرانیان بسیار مقدس بوده است چنان چه در شاهنامه بیان شده است:

بهشتیش خوان اَر ندانی همی           چرا سرو کشمرش خوانی همی

چراکش نخوانی نهالِ بهشت            که شاه کیانش به کشمِر بکشت

بیننده شماره 5 (قیدی):

  • در فیلم آواتار دین و آیین، بلاتکلیف بودند. گاهی طبیعت مورد ستایش قرار می­ گرفت گاهی اوقات یگانه پرستی به نمایش در می ­آمد، در سکانس ­هایی کشتن حیوانات به مثابه گناهی نابخشودنی به تصویر کشیده می­ شد و در صحنه ­ای دیگر کشتن حیوانات جهت بر طرف نمودن نیاز به خوراک عملی جایز بود.
  • در سکانس­هایی جایگاه طبیعت بسیار بالا فرض می ­شد اما در صحنه­ هایی نیز برای نشان دادن قدرت، آواتار به تسخیر و رام نمودن حیوانات و طبیعت وحشی روی می­ آورد.
  • مبحث تناسخ و انقال روح به اجسام مختلف به وفور در این فیلم به نمایش در آمد.
  • آن خانم دانشمند برای شناخت یک سیاره شروع به نمونه برداری از جامعه گیاهی آنجا کرد و این نشان دهنده اهمیت گیاهان و منظر در شناخت یک اقلیم جدید است.
  • یکی از نکات جالب در این فیلم این است که تمامی بناهایی که انسان برای استفاده خویش بنا نهاده بود از فلز، بتن و اجسام صلب و غیرهمگون با طبیعت ساخته شده بود. اما بنایی که به عنوان مدرسه برای ناوی ها ساخته شده بود از مصالح بوم آورد تهیه شده بود و حتی از لحاظ فرم بسیار طبیعی و همگون با محیط می­ نمود. می ­توان از این نکته برداشت نمود که انسان­ها به عنوان موجوداتی بیگانه برای ناوی ها، از معماری و منظر به عنوان زبانی مشترک استفاده نمودند تا (به دروغ) به ناوی ها نشان دهند که از جنس خود آن­ها هستند و طبیعت برای آن­ها ارزشمند است.
  • چهار عنصر اصلی یعنی آب، باد، خاک و آتش در فیلم آواتار با سکانس ­هایی پررنگ به نمایش در آمد. نکته جالب توجه این است که در این صحنه­ این چهار عنصر به عنوان ناجی و کمک دهنده به آواتار ظاهر شدند و هر بار او را از خطر مرگ رهایی بخشیدند.
  • سه بعدی سازی منظر و لایه ­های آن روشی کارا برای شناخت محیطی جدید است که در این فیلم نیز به نمایش درآمد.
  • درخت­ها در این فیلم به هم از طریق شبکه ­ای متصل بودند. در حقیقت ما یک world wide web درختی داشتیم!

دکتر مهربانی گلزار:

  • یکی از نکات مهمی که فیلم آواتار به نمایش در می ­آورد، اینترنت اشیاء است. فرض کنید در یک مکان تمامی اجزاء از انسان گرفته تا سایر اجزا به اینترنت متصل باشند و ما بتوانیم با ذهن خودمان به آن­ها دستور داده و آن­ها را هدایت کنیم. این ایده در سال 2009 خیلی دور از ذهن بود اما حالا تقریباً عادی است. ما به عنوان معماران منظر باید به این موضوع توجه داشته باشیم زیرا در آینده ­ای بسیار نزدیک این مفهوم به عنوان یک جریان نو ظهور خواهد کرد و بر همه چیز اثر خواهد گذاشت. این تغییرات بر منظر شهری چه تاثیری خواهد داشت؟ منظر شبانه چگونه با آن مواجه خواهد شد؟
  • نکته دیگر در این فیلم زمانی است که ناوی ­ها در شب حرکت می­ کنند و زمین به صورت هوشمند و طبیعی در زیر پای آن­ها روشن می ­شود. این موضوع نیز در سال2009 کمی عجیب بود، اما حالا با منظر هوشمند و بدون دخالت دست همین نوع نورپردازی قابل اجرا و بهره برداری است.

بیننده شماره 6 (طورچی):

میزان مداخله انسان در طبیعت از نکاتی است که در این فیلم به وضوح مشاهده می­ شود. در صحنه ­های مختلف فیلم می ­بینیم که انسان با اتکا بر قدرت خویش همواره در صدد چیرگی بر طبیعت بر می ­آید اما از طرفی دیگر طبیعت نیز با استفاده از نیروهای نهان خویش به مقابله برمی ­خیزد و نهایتاً نیز موفق می ­شود انسان­ها عقب رانده و تعادل را برقرار نماید. گویی این فیلم تاکید و تصدیقی است بر هوشمندی طبیعت نسبت به انسان­ها.

بیننده شماره 5 (قیدی):

  • در فیلم آواتار نقش منظر آیینی بسیار پر رنگ به تصویر کشیده شده بود به عنوان مثال نقش اِلمان تک درخت که ناوی ­ها دور آن جمع می­ شدند و به نیایش می­ پرداختند.
  • در این فیلم عناصر طبیعی فرای اراده انسانی (منظور ناوی­ ها، انسان­ها و آواتار است) دیده می­ شود و گواه این مدعا زمانی است که موجودی روی تیر و کمان ناوی می ­نشیند و وی را از تیراندازی منصرف می­ نماید.
  • به نظر می رسد منظر شبانه و منظر روزانه در فیلم آواتار از تعادل برخوردار بوده ­اند و هیچکدام ارجحیت بر دیگری نداشتند، همان قدر که اتفاقات مهم در ساعات شب رخ می ­داد به همان میزان هم در روز مشاهده می ­شد.
  • یکی از دیالوگ­ های جالب فیلم “سعی کن جنگل رو با چشم­های اون ببینی” بود، که منظور از آن دیالوگ غیر مشترک بودن درک، علم و احساس از منظر برای کسانی که منظر به آن­ها تعلق دارد و کسانی که منظر متعلق به آن­ها نیست.
  • در صحنه ­هایی که کارگردان قصد به تصور کشیدن اتفاق خاصی را داشت، با قاب کردن منظر این اتفاق را پر رنگ تر جلوه می ­داد. به عنوان مثال قاب نمودن منظر بعد از آتش­ سوزی به واسطه دو درخت. قاب نمودن منظر آن گونه که دکتر تقوایی هم به آن اشاره می­ کنند باعث هویت بخشی به منظر می ­شود.
  • جهت خوانایی منظر برای بیننده اِلمان­ها و نشانه ها با نام­های خاص نام­گذاری شده بودند.
  • ما در فیلم آواتار منظر جنگ، منظر آیینی، منظر طبیعی، منظر آسمان، منظر آسمانِ آسمان (منظر فضا)، منظر پس از سانحه و منظر شفابخش را دیدیم.

دکتر مهربانی گلزار:

منظر دیگری که در فیلم آواتار دیده شد منظر صخره ­های معلق بود. این سکانس نشان دهنده آن بود که هر زمان پارادایم تغییر ­کند منظر هم تغییر می­ یابد.

مطلب قبلیتاثیر عناصر پیونددهنده حیات وحش بر کاهش تصادفات
مطلب بعدیاهداف، نیازها و ویژگی های طراحی منظر راه
کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید