ستون عنصر مورد علاقه پوتین؛ قرن ۲۱ روسیه از دیدگاه معماری

0
37

معماری هر کشور به نوعی نشان دهنده فرهنگ و ایدئولوژی مردمان آن است. از این رو بازخوانی تاریخ معماری هر کشور می تواند افق های جدید را به روی پژوهشگران باز نماید. استفاده از فرم های خاص در طراحی ساختمانها نیز به نوعی زبانی برای انتقال مفاهیم بوده است. ساختمانهایی که با ارتفاع زیاد در کشوری مانند روسیه طراحی و ساخته می شوند، تنها به دلیل رشد ساخت آسمانخراش ها در دنیا نیست، بلکه دارای سابقه ای غنی در ایدئولوژی های موجود در این کشور است. علت علاقه پوتین، رئیس جمهوری فعلی روسیه به ستون نیز ممکن است از همین سابقه نشات بگیرد. در ادامه به بررسی ریشه ها و دلایل شکل گیری این گونه از معماری در روسیه خواهیم پرداخت.
در آگوست سال ۱۹۳۲, استالین در تعطیلات خود در “سوچی” با ارسال یادداشتی نظرات خود را در رابطه با طرح های ارائه شده در مسابقه ای که برای طراحی کاخ شوروی برگزار شده بود، اعلام کرد. اثر تاریخی ای که هرگز برای لنین و مرکز دولت ساخته نشد. او در این نامه طرح ارجح خود را اعلام کرد. یک برج با فرم یک کیک عروسی عظیم که مجسمه ای ۷۹ متری از لنین در بالای آن قرار داشته داشت و توسط بوریس لوفان طراحی شده بود.

طرح پیشنهادی برای کاخ شوروی که توسط بوریس لوفان طراحی شد. این طرح توسط استالین مورد تایید قرار گرفته بود.
طرح پیشنهادی برای کاخ شوروی که توسط بوریس لوفان طراحی شد. این طرح توسط استالین مورد تایید قرار گرفته بود.

پس از ۸۰ سال، سوچی باز هم میزبان آرزوهای معماری یک رهبر قدرتمند روسیه برای المپیک زمستانی در سال ۲۰۱۴ شد. شاید فکر کنید این دو ارتباط چندانی یا هم ندارند؟ شاید! ولی تشابه و تناسب زیبایی بین آنها است.
معماری همواره بهترین راه برای به نمایش گذاشتن ایدئولوژی ها بوده است. روسیه یکی از بهترین مکانها در دنیا برای مشاهده این مساله می باشد. در دو قرن گذشته روسیه بیشتر از دو بار تغییر اشکال دولتی (انتقال از حکومت مطلقه تزار به جمهوری کوتاه مدت و سپس به سیستم شوروی و پس از آن به جمهوری) را تجربه کرده است که بر روی آثار معماری این دوره اثر مهمی گذاشته است. سبک های احیای روسی در دهه ۱۸۸۰ برای غرب گرایان، حتی ۳۰ سال قبل از آنها غیرقابل تصور بود.
در حقیقت با توجه به عقیده “سرگئی مدودف” این دوران را می توان به ۲۲ دوره کامل در فرهنگ روسیه تقسیم کرد که بین آنچه او فرهنگ “عمودی” و فرهنگ “افقی” می نامد متناوب اند. دوره افقی زمان لیبرالیسم نسبی است و با سبک های معماری ای که بر خط های افقی تاکید دارند شناخته می شوند مثل خطوط سفت و سخت سبک نئوکلاسیک، اشکال هندسی سازه ها و غیره. این نوع  افقی معماری ساختمانهای بلند زیادی را به خود نمی بیند و بیشتر روی جوانب انسانی معماری تمرکز دارد مانند باز بودن و شفاف سازی سازه ها، در حالی که در دوره عمودی طرح ها بیشتر ارزش گرا و سرکوب گر هستند مثل گوتیک، تاثیرات نئو بیزانس در اواسط قرن ۱۹ و البته استالینیسم که سبب خلق ساختماهایی در نهایت و اوج عمودی گرایی شد.

یک نمونه از ساختمانهای منتسب به سبک استالینیسم؛ فرمهایی شبیه کیک عروسی که مورد علاقه استالین بوده است.
یک نمونه از ساختمانهای منتسب به سبک استالینیسم؛ فرمهایی شبیه کیک عروسی که مورد علاقه استالین بوده است.

این احتمالاً با ارزش ترین چار چوبی است که در آن می توان فرهنگ روسیه را فهمید و آنالیز کرد. برای اینکار به فهم این مساله نیازمندیم که فضا در روسیه به روش بسیار متفاوتی درک می شود. برای مثال این ابعاد معماری در یک جامعه عادلانه تر (جوامع افقی) می توانند به یک میل اجتماعی تبدیل شوند و یا با توجه به سلسله مراتب و ثبات، جایگاه مهمتری کسب کنند. (جوامع عمودی)
با نگاهی به کاخ شوروی، درمی یابیم که همه چیز در آن به منظور جلب چشم به سمت بالا طراحی شده است. ستون های بلند و سقف سنگ شده ای که کشیده می شوند تا به فرم پله در بیایند و نمایانگر شکل ساختمان باشند. یک زیگورات از ستون ها که در اوج آنها یک مجسمه شادی بخش از لنین که به سمت بالا نگاه می کند. این روند در حالت عمودی در هیچ کجا مانند کلیسای بزرگ عیسی نجات دهنده تکرار نشده است و جایگزین آن که در سال ۱۸۸۳ ساخته شد، بلندترین کلیسای ارتدکس در جهان می باشد. هر دوی این ساختمانها به شدت عمودی هستند؛ نه تنها در طراحی بلکه در فلسفه. کلیسای ترتیبی ارتدکس روسیه در اواخر قرن ۱۹ یک کلیسای دولتی بود که در برابر ممنوع شدن معنویت عمومی ایستاد. کاخ شوروی فقط برای محل زندگی نمایندگان شوروی ساخته نشده بود و محل ارگانهای دولتی هم بود و به معنای واقعی کلمه از یک دولت تابع مردم به یک حکومت ساسله مراتبی تغییر یافت.

کلیسای بزرگ عیسی نجات دهنده
کلیسای بزرگ عیسی نجات دهنده

به اندازه ای که به نظر می آید مضحک نیست که پیشنهاد کنیم که این دو ساختمان به هم متصل شوند. خصومت مارکسیستی به مذهب به لطف نقل قول مشهور “مذهب افیون توده هاست” مشخص است. ولی اوایل فرهنگ شکل گیری شوروی پر است از ایده هایی که دخالت مذهب را در امور نشان می دهند و قصد نابود ساختن کامل آن را ندارند. ستارگان کمونیست به اندازه صلیب در کلیساها ارزش داده می شدند. به عنوان مثال سرگئی آیزنشتاین، فیلم ساز معروف انقلابی, تا جایی پیش رفت که فیلمی ساخت که در آن کمونیست هایی که در حال غارت یک کلیسا هستند با تیر اندازی مذهبیون افراطی کشته می شوند و در قاب تصویر سر آنان به جای سر فرشتگان قرار می گیرد. پیام این تصویر کاملاً واضح است: مردم فرشتگان جدید هستند. این یک پیام ضد سلسله مراتبی است و البته جای کمی تعجب دارد که این فیلم به سرعت توسط مقامات در فرهنگ عمودی در اواخر دهه ۱۹۳۰ سرکوب شد، در حالی که این ایده قبلاً توسط خود آنها عملی شده بود. آنها مجسمه های لنین و استالین را در سبک مجسمه های مذهبی و به صورت اساطیری می ساختند.
حال با نگاهی به معماری و طراحی شهری معاصر روسی، آشنایی بیشتری با آن پیدا می کنیم. کاخ شوروی در حقیقت هیچ وقت ساخته نشد و زیرساخت های آن نهایتاً به استخر شنای عمومی تبدیل شد. (مهفومی کاملاً افقی در طراحی و هدف) ولی این طرح نیز با بنایی جایگزین شد که تقریباً دوباره سازی کلیسای مسیح نجات دهنده بود که در سال  ۲۰۰۰ وقف شد و بعد از آن برای شرعی اعلام کردن تزار آخر – نیکلای دوم – و خانواده او استفاده شد. این مساله روند رو به بازگشت به سمت فرهنگ و معماری عمودی را نشان می دهد و بر اختلاف نظر خیلی از صاحبنظران صحه می گذارد. برای مثال سرگئی سلیانف معتقد است که آگاهی مردم روسیه بر اساس یک ماموریت مذهبی و موقعیت منحصر به فردی که در دنیا دارد به گونه ای است که گاهی اوقات بعضی از صاحبان قدرت را وسوسه می کند که یک دولت امپریالیستی در آن ایجاد کنند. پیتر بزرگ و روسیه اروپایی در اوایل قرن ۱۹ کلیسای ارتدکس را ایجاد و ثبت کردند که به عنوان آخرین کلیسای حقیقی بعد از سقوط کلیسای ارتدکس بیزانس و دولت بود. اتحاد جماهیر شوروی درباره دین و مذهب مشترک تصمیم گرفتند و بعد سعی کردند که باور محبوب و مورد علاقه یک جامعه روشن و جدید سوسیالیستی را به مردم تلقین کنند. ایمان مردم به مسائل ملی به ایمان به دولت تبدیل می شد. این به سادگی با معماری لیبرال و سرکوب گر و همچنین وقایع روسیه در زمان به قدرت رسیدن پوتین همخوانی دارد.

فرم ساختمانهای مرکز تجاری مسکو در سال 2011
فرم ساختمانهای مرکز تجاری مسکو در سال ۲۰۱۱

با بحران دیپلماتیک در خاورمیانه و اروپای شرقی و تحریم هایی که باعث جدا شدن غرب و روسیه شدند و همچنین تصویب قوانین جدید برای حفظ ارزشهای خانواده سنتی و همچنین بهبود چشمگیر روابط بین کلیسای ارتدکس روسیه و کرملین (با ۲۳۰۰۰ کلیسا درحال بازسازی تحت نظارت پوتین) به نظر می رسد که پوتین به خوبی می تواند تلاش کند تا روسیه را به یک هویت فرهنگی منحصر به فرد با هیئت ملی تبدیل کند. در نتیجه ما شاهد احیای معماری سوچی با استفاده از رنگ پاستل با سبک باروک و سقف های سبک امپراتوری هستیم که بیانیه تصویری هیئت را ارائه می کند. به موازات آن آسمانخراش های خیلی بلند را در مرکز بین المللی کسب و کار مسکو و مکانهای دیگر در روسیه توسعه یافته، مشاهده می کنیم که توجه چشم را به سمت آسمان جلب می کنند. البته این در نظر گرفتن ایده مدودف در رابطه با ارتفاع های شدید نیز می باشد. اما از سوی دیگر این عنوان بخشی از روندی مجزا می باشد که تمرکز مجدد بر فرهنگ با عظمت عمودی را نشان می دهد. علاوه بر این؛ پیشرفتهای سریع باعث ایجاد انتقاداتی بر یازسازی چهره مسکو شده است. این اولین بار نیست که تلاش شده است مسکو دوباره سازی بشود و این به نوبه خود مساله بدی نیست. بسیاری از شهرستانها به طور کامل بازسازی شده است. ولی بحث بر سر مفهموم یک احساس تازه ای از ملیت و قدرت مرکزی می باشد.

طرح پیشنهادی برای مرکز تجاری در سن پترزبورگ
طرح پیشنهادی برای مرکز تجاری در سن پترزبورگ

جایگزین کردن سازه های لیبرال – شفافیت و شیشه ای بودن تمام دیوارها، شکستن موانع و داشتن فضاهای باز – با سبک استانیلیسم – ایدئولوژی خالص نبود. مشخصاً بسیاری از ساختمانها برای چیزی که بودند به خوبی طراحی نشده بودند ولی باعث ایجاد تغییری در مسیر حرکت روسیه شدند. با توجه به این مطالب آیا باز هم شاهد چنین تغییراتی در ایدئولوژی و البته معماری روسیه خواهیم بود؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید