در دانشکده های معماری درکشور فرانسه، یک واحد درسی اجباری به اسم voyage d’étude وجود دارد که معادل فارسی آن «سفر مطالعاتی» یا «سفر پژوهشی» است. این واحد همچون درس طرح معماری ۱ و ۲ و … در هر سال تکرار می شود و به اندازه همان جدی و مهم است. اما چرا سفر و مشاهده مستقیم برای دانشجویان معماری ضروری است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است که به این نکته ظریف دقت شود که حس یکپارچگی فضایی در یک اثر معماری(مثلا مسجد جامع اصفهان) با دیدن پلان آن بر روی کاغذ منتقل نمی شود. صمیمیت یک فضای داخلی نیز با دیدن چند عکس و یا ترسیم دو بعدی و حتی توصیف کلامی قابل آموزش و انتقال نیست. مفاهیمی این چنین که معماران به شدت با آن سرو کار دارند و آنها را از یک ترسیم‌گر نقشه(بخوانید اپراتور اتوکد) متمایز می کند تنها از طریق ادراک مستقیم (حضور در فضا) امکان پذیر است.
استفاده از اسناد و تصاویر، می تواند مکمل آموزش باشد اما به عنوان تنها منبع آموزش کمکی به درک دانشجو نمی کند. ادراک، آن هم از نوعی که یک معمار به آن نیازمند است به تجربه مستقیم وابسته است و هر عنصر واسطه ای ممکن است فرآیند ادراک و آموزش را دچار اختلال کند.

« فراموش نکنیم که کسب تجربه براى یادگیرى ضرورت دارد »

لزوم تغییر سیستم آموزش معماری

آموزش معماری نیازمند تحول جدی است. حداقل نیمی از آموزش باید خارج از آتلیه ها و در فضای واقعی باشد. درک و بینش دانشجویان معماری از دنیای دو بعدی(کاغذ) و یا سه بعدی مجازی(در رایانه ها) باید فراتر رود و تجربه ملموس و ادراک فضایی واقعی را در بر بگیرد.
زمان آن رسیده تا آموزش معمارى و شهرسازى از انحصار آتلیه هاى بسته خارج شده و با تجربه فضا و مردم از نزدیک توأم شود(منصوری، ۸۹).  به نظر می رسد که سیستم آموزش معماری و گرایش های مرتبط با آن نیازمند تحولی اساسی است. «تشخیص» امری کلیدی در حل مسائل معمارانه است که در آتلیه های معماری قابل آموختن نیست.

آموزش مبتنی بر سفرهای پژوهشی در رشته معماری منظر

«تجربه نزدیک» و «تقویت قوه تشخیص» دانشجویان، محورِ آموزشِ مبتنی بر کشف است. برای این الگو پنج مرحله اصلى را می توان در نظر گرفت که به تکمیل فرایند یادگیرى منجر مى شود:

فرآیند آموزش مبتنی بر کشف از طریق سفرهای پژوهشی و ذکر یک مثال (بازدید از باغ فین کاشان)

مرحله اول، پیش از سفر انجام می شود و شامل جمع آوری اطلاعات اولیه از مکان است. مرحله دوم که شامل طرح پرسش و ایجاد دغدغه است نیز می تواند پیش از سفر انجام شود اما گاهی در جریان بازدید، سوالات اصلاح می شود و یا حتی سوالات جدیدی مطرح می شود.
گام سوم همان سفر کردن و تجربه مستقیم فضاست که بخش اصلی این الگو محسوب می شود. این مرحله همراه با کشف و شهود از سوی دانشجویان است که با هدایت و راهنمایی استاد به سمت درک بهتر مکان و یافتن پاسخ ها منجر می شود. این مرحله در واقع با هیچ فعالیت دیگری قابل جایگزینی نیست. وجه تمایز سیستم مبتنی بر کشف با سیستم های آموزش رایج همین مرحله است. فضا علاوه بر جذاب بودن، دو تأثیر مهم دیگر نیز به صورت توأمان دارد : تدقیق پرسش و یافتن پاسخ. هر پژوهشگر با توجه به برنامه ریزى سفر و موضوع اولیه اى که ارائه نموده، در فضاهاى مورد بازدید عمیق مى شود و به دنبال توضیحات مسئول آن فضا (شهر یا بنا) و مدیر سفر، پرسش خود را مورد بازبینى قرار مى دهد که حتى ممکن است پرسش تغییر کند.
گام چهارم به گفتگو و تبادل یافته ها اختصاص دارد. این مرحله نیز می تواند در مکان مورد بازدید اجرا شود. در عین حال پس از خاتمه سفر نیز می توان به بیان یافته ها و گفتگوهای جمعی پرداخت. اما چنانچه در حین سفر و به ویژه در مکان مدنظر مباحثه صورت گیرد تحلیل های دقیق تری ارائه می شود.
گام آخر پس از سفر آغاز می شود و شامل ارائه نتایج و دستاوردهاست. این خروجی ها می تواند در قالب نقد،‌ گزارش، مقالات علمی، کروکی های تحلیلی، برداشت های تصویری و حتی فیلم و پادکست باشد.

گفتگوی جمعی در محل و انتقال تجربیات و یافته ها به کشف پاسخ کمک می کند. /جزیره هرمز/ مرکز محله/ بهمن ۱۳۹۴
کلام آخر …

مدل پیشنهادی فوق در چند سال اخیر به اجرا درآمده و تاثیر قابل توجهی بر میزان بینش دانشجویان داشته است. دستاوردهای سفرهای مذکور در قالب پرونده در همین سایت منتشر شده و مبنای تحقیقات بعدی واقع گردیده است. سفر روسیه و بازدید از شهرهای مسکو و سن پترزبورگ آخرین تجربه از این الگوی آموزشی به شمار می رود که پرونده آن به عنوان نخستین دستاورد از این سفر، در اختیار همگان قرار گرفته است.
به امید استمرار و تکامل این شیوه آموزشی.

0/5 ( 0 نظر )

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید