پرسش نخست: ارتباط اکسپو با معماری منظر چیست؟

نمایشگاه جهانی یا همان اکسپو از ابتدای شکل گیری آن در سال ۱۸۵۱ میلادی با موضوع منظر عجین بوده و پیوند داشته است. آیا این یک ادعای متعصبانه است؟ سه دلیل برای این مدعا وجود دارد:
نخست آنکه، یک بستر منظرین یعنی هایدپارک به عنوان مکان اکسپوی ۱۸۵۱ لندن انتخاب شد؛ نمایشگاه درون یک باغ شهری وسیع جانمایی می شود. دلیل دوم، کانسپت کلی نمایشگاه است که در واقع یک گلخانه شیشه ای بزرگ و الهام گرفته از گلخانه هایی بود که در باغ‌های انگلیسی در مقیاس کوچک ساخته می‌شد. سومین دلیل، نوع فضاسازی داخل نمایشگاه است که حکایت از منظره پردازی ظریف و سمبولیک دارد و باغ را به درون فضای سربسته نمایشگاه برده است.

نمایشگاه جهانی یا همان اکسپو از روز نخست شکل‌گیری با معماری منظر پیوند داشته است.
نمایشگاه جهانی یا همان اکسپو از روز نخست شکل‌گیری با معماری منظر پیوند داشته است.

هرچند کریستال پالاس نمادی از قدرت تکنولوژی و صنعت در آن دوره بود که کاربرد وسیع شیشه و آهن را به رخ جهانیان می کشید اما بعد از نمایشگاه به بخشی از منظر شهر لندن بدل شد و معانی دیگری در نزد شهروندان پیدا کرد. در واقع تبدیل به عنصری منظری در شهر شد که با کارکرد اولیه آن متفاوت بود.
در نمایشگاه های بعدی نیز شاهد چنین روندی هستیم. برج ایفل که به قصد برتری جویی فنی و مهندسی فرانسویان برای نمایشگاه پاریس ساخته شد دیری نپایید که تبدیل به نشانه و نماد شهر پاریس شد و نقش اولیه به سرعت رنگ باخت. در حال حاضر دیگر کسی برج ایفل را به خاطر شاهکار فنی و مهندسی تحسین نمی کند بلکه به خاطر آنکه بخشی از هویت پاریس و خاطره جمعی انسانهاست واجد ستایش است. به عبارت دیگر، ارزش های مهندسی برج ایفل به دلیل تغییرات سریع فناوری عمر کوتاهی داشت در حالی‌که هر چه زمان گذشت بر ارزشهای هویتی و ذهنی آن افزوده شد.

با گذر زمان،‌ «فیل هوا کردن» به سنت اکسپوها تبدیل شد و میزبان های بعدی هر کدام به نوعی سعی می کردند که به واسطه نمایشگاه، یک اثر خارق العاده در شهر میزبان خلق کنند. هر چند این آثار (که غالبا یک اثر معماری است) به تدریج بخشی از هویت منظرین شهرهای میزبان را شکل می دادند اما هزینه های سرسام آوری که برای این نمایش غرورآمیز  به شهر میزبان تحمیل می شد باعث گردید که در دو دهه اخیر یک تغییر نگرش اساسی نسبت به ماهیت اکسپو و محتوای آن به وجود آید. رویکردهای طراحان و برنامه ریزان در دو دهه اخیر نشان می دهد که روز به روز از جنبه های خودستایانه اکسپو کاسته می شود و بر محتوای کارآمدتر و پایدارتر (به ویژه برای اجتماعات محلی کوچک و خرده فرهنگها) تاکید می شود. با این حال تصمیم نهایی را همچنان بازار می گیرد و ایده های انسان دوستانه و زیست محیطی اجرا نمی شود. اما اکسپوی ۲۰۱۵ میلان نشان از تغییرات داشت هر چند بسیاری از ایده ها ناکام مانده بود اما یک گام به جلو محسوب می شد.

در واقع ایده خلق آثار خارق العاده و پرطمطراق (همچون برج ایفل) برای جلب توجه جهان و ایجاد تحول در شهرِ میزبان در دنیای معاصر با دیده تردید نگریسته می شود. اول آنکه تجربه برخی از اکسپوها نشان داد که این ایده چندان پایدار نیست و تضمینی برای رونق شهر و ایجاد هویت برای آن نیست. ثانیا چنین تفاخری در عصر حاضر مورد تقبیح مردم، نهادها و جوامع بین المللی است. به علاوه مردم در درجه اول خواهان تامین نیازهای اولیه همچون امنیت و اشتغال هستند و ایجاد یک نماد شهری یا هویت جدید برای شهر چندان موضوعیت ندارد. اکسپوها هر چند می توانند نقش کاتالیزور داشته باشند اما هزینه های چنین اقدامی بسیار بالاست و غالبا شهروندان ترجیح می دهند که با اصلاحات تدریجی و کم هزینه شهرشان را رونق دهند.

پرسش دوم: اکسپو ۲۰۱۵ میلان چه نسبتی با معماری منظر داشت؟

بد نیست که نگاهی به موضوع یا تِم چند اکسپوی اخیر بیاندازیم: اکسپو ۲۰۱۰ شانگهای با موضوع «شهر بهتر، زندگی بهتر»، اکسپو آئی چی ۲۰۰۵ ژاپن، با موضوع  «خرد طبیعت» و اکسپو ۲۰۰۰ هانوفر آلمان، با موضوع «انسان، طبیعت و تکنولوژی». در سه نمایشگاه جهانی اخیر، مفاهیم طبیعت، شهر و انسان به عنوان موضوعات کلیدی مطرح بوده است. آیا این مفاهیم برای معماران منظر آشنا نیست؟
از سوی دیگر در اکسپوی ۲۰۱۵ میلان با چند اتفاق ویژه مواجه هستیم: ساختار اکسپو الهام گرفته از شهرهای تاریخی رم باستان و شامل دو محور عمود برهم است که تداعی کننده سابقه تاریخی کشور ایتالیا در حوزه شهر سازی باشد. همچنین در مسترپلان اولیه ژاک هرتزوگ پیشنهاد می کند که تمام پاویون ها تابع یک فرم ساده بوده و با یک سازه پارچه ای اجرا شود تا از خودنمایی احتراز شود. این ایده رادیکال به نحوه حضور غرفه ها، نقطه عطفی در منظر عمومی اکسپو ایجاد می کرد. از یک سو فضای نمایشگاه بسیار یکپارچه و هماهنگ شده و  هرج و مرجی که گاهی در گذشته در فرم غرفه ها نسبت به یکدیگر وجود داشت کمرنگ می شد. از سوی دیگر امکان برتری جویی و تفاخر از کشورهای قدرتمند گرفته می شد. در این فضا امکان رقابت سالم برای همه شرکت کنندگان فراهم می شود و انگیزه کشورهای کوچک نیز افزایش می یابد. تصور کنید که مساحت اختصاص یافته و فرم غرفه کشوری مانند روسیه با کشور دیگری همچون اکوادور یکسان باشد. مسلما در چنین شرایطی انگیزه بیشتری برای کوچک ترها وجود دارد. فراموش نکنیم که یکی از اهداف اکسپو این است که  همین کشورهای کوچک را به توسعه ترغیب کند. هر چند این ایده به اجرا در نیامد تا همچنان شاهد عظمت نمایی کشورها از طریق غرفه های بزرگ و رنگارنگ باشیم.

ساختار اکسپو میلان الهام گرفته از ساختار شهرهای رم باستان با دو محور عمود برهم است.
ساختار اکسپو میلان الهام گرفته از ساختار شهرهای رم باستان با دو محور عمود برهم است.

اما مهمترین تصمیم طراحان مسترپلان اکسپو، اختصاص ۵۰ درصد هر پاویون به فضای باز و سبز بود. ایده ای که حکایت از اهمیت فضای باز در چنین رویدادی دارد. این ایده که بر اهمیت منظر تاکید می کرد الزام آور نبود لذا برخی کشورها آن را نادیده گرفتند و ۱۰۰ درصد زمین را به ساختمان اختصاص دادند. اما نکته مهم اینجاست که موفق ترین غرفه ها در جذب مخاطب دقیقا همان‌هایی بودند که ۵۰ درصد را به منظر اختصاص داده بودند. از جمله پاویون بریتانیا که در نهایت به عنوان بهترین پاویون این اکسپو برگزیده شد.

در واقع غرفه هایی که نیمی از مساحت را به فضای باز اختصاص داده بودند، حس دعوت کنندگی بیشتری داشتند، ضمن آنکه ورود به فضای باز پاویون ها آزاد بود؛ در مقابل، غرفه هایی که کاملا بسته طراحی شده بودند صف های طولانی داشتند که ورود به آنها را محدود می کرد. به علاوه مخاطب را مجبور می کردند که علاوه بر صف های طویل در درون غرفه نیز مرحله به مرحله بازدید کند که این موضوع باعث کاهش استقبال مردم نسبت به چنین غرفه هایی می شد. به بیان دیگر، غرفه هایی که بیشتر به کالبد معماری پرداخته بودند تاحدودی خشک و غیرقابل نفوذ به نظر می رسیدند در حالی که غرفه هایی که داری فضای باز بودند کیفیتی بسیار پذیرا و تعاملی داشتند.

از دیگر مواردی که در این نمایشگاه تاکید شده بود ایده ساخت غرفه ها با مواد بازیافتی یا بازیافت پذیر بود. این ایده نیز از سوی برخی شرکت کنندگان جدی گرفته نشد اما پاویون کشورهایی مانند لهستان که سعی در تحقق این موضوع داشتند پاویون موفق و شایسته تقدیری به نمایش گذاشته بودند.
از دیگر نکات منظرین که در اکسپو به چشم می خورد جزییاتی بود که معماری منظر ایتالیا را تداعی می کرد. برای نمونه در بخش ورودی اکسپو آبنمایی طراحی شده بود که یادآور هزارچشمه در باغ ویلای دِسته (Villa d’Este) بود. این انتخاب هوشمندانه در جزییات طراحی بر ارزشهای منظرین اکسپو می افزود.

هزار چشمه در باغ ویلا دسته(سمت راست) و طراحی آبنمای ورودی اکسپو(سمت چپ) که تداعی کننده این اثر تاریخی و منظرین ایتالیاست.
هزار چشمه در باغ ویلا دسته(سمت راست) و طراحی آبنمای ورودی اکسپو(سمت چپ) که تداعی کننده این اثر تاریخی و منظرین ایتالیاست.
پرسش آخر: جایگاه معماران منظر در اکسپو ۲۰۲۰ که قرار است در شهر دبی برگزار شود چه خواهد بود؟

برآیند تحولات اخیر در ماهیت اکسپو گویای آن است که این رویداد جهانی نیازمند تغییرات جسورانه تر است تا بتواند این فرصت استثنایی را برای بهبود حیات بر روی کره زمین به کار بندد. این نگاه اصلاح گرایانه مستلزم حضور نیروهای طراح با نگرش های تازه به انسان، طبیعت و شهر هستند. اینجاست که نقش معماران منظر اهمیت می یابد. هرچند منظر از آغاز شکل‌گیری اکسپو با آن همراه بوده اما نقش معماران منظر در طراحی آن بسیار کمرنگ بوده است.
تجربه اکسپوی میلان و پاویون هایی که به اهداف برگزارکنندگان و ایده های طراحان مسترپلان پایبند بودند نشان می دهد که عرصه های باز و توجه بیشتر به منظر در فضای نمایشگاه تا چه اندازه می تواند در موفقیت یک پاویون و نهایتا در موفقیت کل اکسپو موثر باشد. اگر برگزار کنندگان اکسپو ۲۰۲۰ دبی این واقعیت را درک کرده باشند انتظار می رود که در تهیه مسترپلان از معماران منظر دعوت کرده و کشورهای شرکت کننده نیز در طراحی پاویون های خود از تخصص معماران منظر بیشتر بهره گیرند.
اکسپو ۲۰۲۰ در شهر دبی فرصت مغتنمی است که اگر به نقش منظر در طرح ریزی آن دقت شود می توان شاهد بروز و تجلی «منظر نمایشگاهی» باشیم، عرصه ای که در آن معماران منظر، فضاهایی تعاملی، پایدار و خاطره انگیز می آفرینند.

به عنوان حسن ختام، ویدئوی زیر تجربه بازدید از اکسپو را در یک دقیقه نمایش می دهد.

مطلب فوق بخشی از مجموعه پرونده اکسپوی ۲۰۱۵ میلان است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به فهرست کامل این پرونده مراجعه کنید.
0/5 ( 0 نظر )

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید