سرفصلهایی برای ساماندهی پردیس های دانشگاهی

0
30
مقدمه

لغت پردیس (دانشکده) معانی مثبت و عمیقی را با خود تداعی می نماید. در ذهن ما فضای سبز جمعی که با نقاطی از ساختمانهای خوش منظر و زیبا پر شده و با شور و نشاط دانشجویان مشغول بحثها هستند. فارغ التحصیلان دانشکده با خوشحالی به سالهای سپری شده در پردیس درحالی می اندیشند که نه تنها کلاسها و دوستانشان را به یاد می آورند، بلکه فضای در برگیرنده آنرا با انسی عمیق به یاد می آورند (منظر عینی). چه بسا شبهایی که با هم اتاقیهایشان در حال مباحثه سیاسی یا ورزشی در پیاده راههای آنجا قدم زده اند. در راه پله های کتابخانه در روزهای گرم تابستان در فرصت بین کلاسها نفسی تازه می کردند یا درختانی که در زیر سایه سار آنها با دوستهای جدیدشان آشنا می شدند.
از دوره میانه (قرون وسطی) فضای مطلوب و ایده آل یک دانشگاه فضای سرزنده ای بوده است که دانشجویان درکافی شاپها، میدانچه های عمومی و غذاخوریهایش جمع می شدند و درباره آنچه در کلاس آموخته بودند، همچون فیلسوفان بحث می کردند. اما بسیاری از پردیسها امروزه به علت عدم توجه به فراهم کردن فضای جمعی با روح و سرزنده – که به اندازه فضای کلاس در فراهم آوردن دوره آموزشی مناسب دارای اهمیت هستند – تنزل یافته اند.

چگونه فضاسازی می تواند زندگی پردیس را بهبود بخشد؟

امروزه ایده هایی در حال شکل گیری است که بهینه سازی و ارتقاء فضاهای دانشگاهی به عنوان مکانهایی برای تعاملات جمعی، روحیه و خلاقیت دانشجویان، اساتید و اعضایی که در دانشگاه فعال هستند را ارتقاء می دهد و مسئولین دانشگاه از اینکه چگونه منظر و احساس یک پردیس، تجربیات آموزشی و تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد، هر روز بیشتر آگاهی می یابند.

شش فرصت اصلی ساماندهی پردیس

فیل ماریک مدیر برنامه ارتقاء فضاهای دانشگاهی، دامنه وسیعی از مقررات اصلی و فرصتهایی که امروزه در این فضاها مطرح می شوند را بر می شمرد که همگی به ارزشهای کارکردی پردیس به عنوان یک محیط مجرد و منحصربفرد اشاره دارد و نه فقط به عنوان محل انباشت امکانات.

  • امکان تعامل مردم و نظرات مختلف

به طور معمول دانشکده و دانشجویان به وسیله نظم و انتظام خودشان منزوی و محدود می شوند و هر کدام جداگانه در ساختمانهای خود دور هم از هم پنهان می گردند که این موضوع باعث توقف تعامل و مشارکت دو طرف می شود. ما نیازمند ایجاد پیوند و همکاری بیش از پیش هستیم. اما پردیسهایی که امروزه ساخته می شوند به دانشجویان و دانشکده اجازه مخفی شدن نمی دهند. شما دیگر نمی توانید گروهی را از گروه دیگر کاملاً جدا کنید. در دنیای امروزه دانشکده مدیریت و بازرگانی نیاز به تعامل با دانشکده پزشکی و دانشکده علوم دارد. دانشجویان نیازمند مشارکت با دانشکده هستند و همه دانشگاه نیز نیازمند تعامل با جامعه ای گسترده تر است. شما به اشتراک مساعی با رخدادهای طبیعی نیاز دارید که این امر با پردیس مملو از فضاهای جمعی نیرومند میسر می شود.

  • خلق فرصتها نه امکانات

دانشجویان و اساتید از بقیه افراد متفاوت نیستند. آنها می خواهند در مکانی خرم، هیجان انگیز، پر تحرک و ایمن زندگی و فعالیت کنند ولی به این موضوع غالباً در روشهای طراحی، برنامه ریزی یا بهسازی محیط های دانشگاهی در دهه های اخیر اعتنایی نشده است. مایریک می گوید که میلیونها دلار صرف تجهیز ساختمانهایی شده است که سرمایه های اصلی خود را در پشت دیوارها پنهان کرده اند. اگر تنها قسمت کوچکی از این مبلغ سرمایه گذاری شده، در جهت انتقال برنامه های داخل ساختمان به فضای بیرونی صرف شده بود، تفاوت عمیقی در تجربه عمومی از پردیس ایجاد می گردید.
شعار کلیدی “تبدیل پردیس به فضای بیش از حاصل جمع اجزاء آن” ایده مهمی بود که PPS آن را پیگیری می کند. معنی ساده این اصطلاح از این قرار است؛ “جمع کردن فعالیتها و دسته بندی کردن آنها برای خلق یک مکان پویا و سرگرم کننده برای اقشار مختلف مردم در ساعات مختلف روز” به عنوان مثال تراس یک کافه دانشجویی می تواند با باغ نزدیک آن و نمایشگاه چرخان مجموعه های هنری دانشگاه تجمیع شود. ترکیب این افراد که قاعدتا ً می بایست از هم جدا باشند، مکانی به مراتب هیجان انگیزتر و سرگرم کننده تر و دیدنی تر از تک تک آنها ایجاد می کند.
یک راه آزمایش مطلوب فضایی یک فضای جمعی، ارزیابی طول مدت توقف افراد در آنجا است. اگر عموم در یک فضای جمعی حدود ۱۵ دقیقه مکث کنند، برای افزایش مدت توقف آنها در آن فضا چه اقداماتی می تواند صورت گیرد؟
شاخص دیگر این است که چه گروههایی سنی از فضا استفاده می کنند؟ اگر فقط افراد بین ۱۸ تا ۲۱ سال هستند، در این صورت فعالیتهای دیگری، جوانترها و مسن ترها را جلب فضا می کنند. به همین دلیل مقیاس پردیس که همیشه در خود محدود است و از زندگی و معاشرت جامعه محلی بریده شده و منحصراً به فعالیتهای آموزشی اختصاص دارد، کمترین دستاورد و تجربه را برای دانشجویان خواهد داشت. برخی از محبوب ترین پردیسهای آمریکا می بایست با نواحی تجاری مجاور تلفیق شوند تا آنها را پر از فعالیت نمایند. ایده ای که در میدان هاروارد، کمبریج، خیابان ایالت در مادسیون و خیابان تلگراف در برکلی پیاده شد.

جمیز هوارد به دانشکده هنر ماوا در جورجیا و دانشکده چارستون در کارونیای جنوبی به عنوان دو نمونه از بهترین پردیسها در ایالات متحده اشاره می کند، چرا که ساختمانهای این دانشکده ها به جای اینکه جداگانه در زمین خود قرار گیرند، مثل بسیاری از دانشکده های اروپایی واقعاً با بافت همسایگی مجاورشان کاملاً در هم تنیده شده اند.

  • ایجاد تعادل بین انعطاف پذیری و کنترل در پردیس

پردیسهای دانشگاهی نمی خواهند همان اشتباه پردیس شراکتی را مرتکب شوند. جایی که تاکید بیش از حد بر امنیت محیط این معنی را می دهد که آنها هرگز فضای حیاتی نیستند. دانشگاهها، برخی اوقات از افزایش کاربریهای غیر معمول مثل میوه فروشی، مسیرهای دوچرخه یا هر چیز دیگری که باعث توقف و مکث مردم در زمینهای آنها شوند، بیمناک هستند.
بعضی دانشکده ها آن چنان محدودیتهای سختی ایجاد کرده اند که هر گونه فضای دلپذیر یا دعوت کننده در پردیسها را بین برده است. در اینگونه موارد امتیاز و فرصتهای بهره بردن از فضای سر زنده جمعی دانشجویان و دانشکده همچون بازرگانان نادیده نگاشته می شود. پاسخهای آسانی برای این تقاضای کنترل وجود ندارد ولی مایریک خاطر نشان می کند که تجربه عملکرد PPS درموسسه های خصوصی مثل مرکز خرید و فرودگاه همچون دانشگاهها این موضوع را نشان می دهد که اگر شما مقداری فضا را آزاد کنید، همه سود خواهند برد. در کلام آخر موقعیت بستگی به مدیریت معقول استفاده های همگانی دارد چه در فضاهای عمومی و چه در فضاهای خصوصی.

  • بهینه سازی روابط شهری

یک دانشگاه و جامعه در برگیرنده آن با هم تعامل مثبتی خواهند داشت، هنگامی که هر دو بر گستره ای وسیعی از موضوعات متنوع همیاری و اشتراک داشته باشند. نتیجه خوشایند این همیاری رونق اقتصاد محلی همراه با نیروی کار و تلاش ماهرانه و اشتغال پر رونق و ادامه داری است که در اثر حضور اساتید و دانش آموختگان فعال و مشگل گشا ایجاد می شود. ولی هنگامی که این رابطه مغایر و متناقض باشد، هم دانشگاه و هم شهر از شلوغی ترافیک و پارکینگها در عذاب هستند. دانشگاه ها از خدمات ضعیف شهری گلایه می کنند و باید از مالیات و عوارض معاف شوند. از سوی دیگر مقابله با مسائل اجتماعی، گریبان گیر پردیسها می شود و رفتار خشونت آمیز دانشجویان، آمار شکایتها را بالا خواهد برد.
ریچارد فریلند، رئیس دانشگاه شمال شرقی بوستون که عهده دار هدایت همکاریهای دانشگاهی ایالت پنسیلوانیا است، کاهش جرم در محلات کم درآمد، بهبود مدارس محلی، ارتقاء فضاهای همسایگی و بهینه سازی توسعه اقتصادی را به عنوان تجربه های شوق انگیزی هدایت کرده است. جریانهای موفقیت آمیز مشابهی در سایر دانشگاهها نیز به وجود آمده اند.

  • کاشتن بذر پایداری

به عنوان محلی برای پرورش ایده های خلاقانه، دانشگاهها برای پیشگامی و جلوداری تجربه ساختمانهای پایدار آینده فعال شده اند. با این حال مایریک تأکید دارد که سبز بودن (همگام بودن با محیط زیست) خود به تنهایی یک امکان و پتانسیل نیست بلکه مهم این است که ساختمان با بقیه پردیس چه رابطه ای برقرار می کند؟ به عنوان مثال یک ساختمان باز واقعی باید در مسیری قرار گیرد که مردم برای آمدن به آنجا به جای رانندگی، پیاده روی کنند.
این موضوعی است که دانشگاه دوک در برنامه توسعه پردیس خود به دنبال آن بوده است. چگونه می توانید یک محیط پیاده در مجموعه ای که برای استفاده با ماشین خو گرفته ایجاد کنید؟ این سوالی است که رئیس دانشگاه دوک و کسی که در برنامه بهبود پردیسها با PPS همکاری داشته است، می پرسد. چگونه بر استفاده از دوچرخه و پیاده روی تأکید باید کرد؟ او می گوید که طراحان و برنامه ریزان معمولاً اولویت بیش از حدی برای خیابانها قائل می شوند. باید به پردیسها، بر اساس اهداف ویژه آنها پرداخته و فکر شود. باید روشن شود چگونه ساختمانهای متنوع به هم مرتبط شوند؟ مکانهای تجمع در کجا قرار می گیرند؟ مسیر پیاده از کجا بگذرد و سپس خیابانها متناسب با این دیدگاه طراحی شوند. در بیشتر موارد، این موضوع منجر به بازاندیشی کلی طرح هر یک از خیابانها می شود. او یادآوری می کند که برنامه آتی PPS در هاروارد به این موضوع خواهد پرداخت.

  • حل معضل ترافیک و پارکینگ

در بسیاری از پردیسها، حمل و نقل به یک معضل چند بعدی تبدیل شده است. دانشکده بایستی به آسانی در دسترس دانشجویان و اساتید قرار داشته باشد اما نه با محاصره دانشکده با جاده های وحشتناک و پارکینگهای عظیم که صمیمیت و مقیاس پیاده محیط که برای یک محیط آموزشی ضروری هستند را از بین ببرد. توجه بیش از اندازه به مساعد کردن محیط برای ورود ماشینها منجر به این می شود که پردیسها به فضاهایی بی روح، یکنواخت و خالی از زندگی جمعی تبدیل شوند.
تحقیقات دانیل کنی نشان داده که بسیاری از دانشجویان عادت دارند که از خوابگاه تا کلاس را با ماشین طی کنند. تمایل استفاده از اتومبیل، حس جمعی پردیسها را سرد و سست می کند. پارکینگهای عظیم و بی روح ویژگی فضاهای محلی را از بین می برند و شاید باعث نزول و سقوط آنها شوند. او اقدامات ضربتی برای ترویج دوچرخه سواری و استفاده از ماشینهای ون و حمل و نقل عمومی را در دانشگاههای مختلف پیشنهاد می کند.

* این مطلب قبلاً در “شماره ۲” نشریه اینترنتی منظر در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ منتشر شده و به دلیل تغییر رویکرد وب سایت نشریه، در سایت معمارمنظر باز نشر می شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید