اگر از یک طراح یا هنرمند بپرسید که آیا هر جنبه از فرآیند کارش اتفاقی است؟ پاسخ احتمالاً رابطه پیچیده بین شناخت انسان، رسانه های دیجیتال، تالیف و حتی مفاهیم واقعی و ذهنی را نشان خواهد داد. برای کسانی که در رسانه های محاسباتی کار هنری انجام می دهند، می توان بیشتر بر این سوال متمرکز شد: وقتی که کد می نویسید، چه زمانی و چرا از تابع رندوم استفاده می کنید؟
بی نظمی (یا اتفاقی بودن) مفهوم جدیدی نیست. برای مثال، در حماسه ایلیاد هومر شیوه ای برای انتخاب اتفاقی تعریف شده است – ضرورتاً یکی از هزاران مورد را ترسیم می کند. – حتی در مباحثه قرن هفدهم پیش از دوره نیوتنی که از شانس، علت و معلول و ضرورت سخن به میان می آید، تمایز بین رویدادهایی که ظاهراً رندومی بودند ـ اما به ندرت غیرقابل پیش بینی هستند ـ و رویدادهایی ایجاد شده که واقعاً رندومی بودند، مشکل است. این پرسش فلسفی سوالات متافیزیکی درباره خلیفه بودن انسان در جهان را مطرح می کرد. حتی امروزه، با توجه به اینکه تعریف علم یعنی اتفاقی بودن امور به صورتی که دارای مقدارهای غیرتکراری، بدون تعصب، بدون الگو است، با فرضیه ما درباره شانس یا فرصت، علت و معلول اغلب با حقایق در تضاد است.
Randomness in Art 01رویدادهای اتفاقی را می توان به راحتی در طبیعت یافت. بی نظمی درون سیستم بسته کامپیوتر دیجیتال که در تمام عوامل آن شناخته شده اند و قابل سنجش نیز هستند، ناگهان گمراه کننده می شوند. به همین جهت به تعداد عملیات رندومی که توابع را به زبان کامپیوتر بر می گرداند به جای اینکه رندوم واقعی گفته شود، رندوم ساختگی گفته می شود. ارزشهای رندوم ساختگی با مجموعه ای از عملیات ریاضی ساخته می شوند. این عمل با ایجاد توالی اعداد انجام شده و برای اینکه رندوم موثری باشد به مدت طولانی تکرار می شود، یعنی فارغ از الگو یا هر گونه تعصب مدام تکرار می شود. (تا خالی از هر گونه سوء نیتی باشد) دانه به صورت مقدار اولیه یا نقطه شروع در مجموعه به کار می رود. بسیاری از افراد وقتی که متوجه می شوند اعداد رندوم ساختگی کاملاً به واسطه مقدار دانه اولیه مشخص می شود و از این جهت کاملاً قابل پیش بینی هستند، شگفت زده می شوند. اغلب مقدار دانه پیش فرض برای تولیدکننده عدد رندومِ ساختگی چیزی مثل زمان فعلی است که به عدد تبدیل شده است. این امر به اولین مقدار توالی این امکان را می دهد تا در اجرای برنامه بعدی متفاوت باشد. کاربردهای اتفاقی بودن در آمار، علوم کامپیوتر، امور مالی و ریاضیات به خوبی صورت گرفته است اما در حوزه هنر و طراحی کمتر مورد استفاده واقع شده است.
موقعیتی را تصور کنید که در آن موقعیت از دانشجوی رشته طراحی سوال می شود: چرا آن شکل سبز رنگ است؟ و پاسخ این است که رنگ سبز به صورت اتفاقی برای آن شکل انتخاب شده است. این کاربرد اتفاقی یا بی نظمی بیشتر اوقات نشان دهنده اشتباه طراحی است. درست همانطوری که دادگاه های عهد باستان از نقاشیهای رندوم برای گرفتن تصمیمات قضایی استفاده می کردند، بی نظمی در اینجا پیشنهاد صریحی را شامل می شود که به خاطر اینکه ارزش آن بیان نشده بود، مصون از انتقاد بود. بی نظمی منصفانه و خوب است؛ به دلیل اینکه کاملاً بی طرف است و فارغ از تاثیر از هر فاکتور محتوایی است. این عبارتها (سبز به دلیل اینکه اتفاقی است یا خدا می داند که شما گناهکارید به خاطر اینکه شما شانس ندارید) تا حدودی بهتر از این عبارتها (سبز به خاطر اینکه من رنگ سبز رو دوست دارم یا گناهکار است به خاطر اینکه شبیه آدمای گناهکار می ماند) است.
با وجود این، شعور و غریزه طراح علی رغم ناتوانی در بیان منبع درونی خودش نباید نادیده گرفته شود. در مصاحبه رادیویی در سال ۱۹۵۰، جسکون پولاک تمایز آشکاری بین نبود نظم کلاسیکی و اتفاقی بودن در کارش قائل شد. مصاحبه کننده گفت بر اساس برداشت من، اثر و کار هنری شما بر اساس این ادعا فاقد نظم است: زمانی که به جای برس از چوب استفاده کنید، نگهداری رنگ روی آن غیرممکن خواهد شد. پولوک پاسخ داد: من اینطوری فکر نمی کنم … با تجربه ای که من دارم، کنترل جریان رنگ تا حد زیادی ممکن به نظر می آید ـ و از این تصادف استفاده نمی کنم ـ به خاطر اینکه من مخالف تصادف یا شانس هستم. اگر چه پولوک بر این نوع تنبلی عقلانی اصرار داشت، به این معنی نیست که هیچ جایگاهی برای مقادیر ایجاد شده به صورت اتفاقی در هنر و طراحی وجود ندارد.
Randomness in Art 02

بیشتر بخوانید:
نگاهی گذرا به فعالیتهای زاها حدید
مقادیر اتفاقی می توانند جاهای خالی غیر مهم را پر کنند.

در رندر معماری برای مثال، مقادیر اتفاقی می توانند به منظور قرار دادن قسمت های پهن سبزه روی زمین استفاده شود. مسئله مهم در اینجا تصمیم هوشمندانه درباره این موضوع است که چه چیزی مرتب و منظم است و در مقابل چه چیزی اتفاقی است؟ در این نوع موقعیت، تابع اتفاقی مستقیماً جنبه ای از کار را تولید می کند، اما آن جنبه معمولاً چندان مهم نیست.

اتفاقی بودن می تواند نیاز شگفت زدگی را برآورده کند

شگفتی اغلب یک ضرورت در فرآیند طراحی و هنر است. طراحان و هنرمندان موقعیتهای را ایجاد کرده اند که در آن موقعیتها می توانیم خودمان را شگفت زده کنیم چرا که ما در حال طراحی و نقاشی هستیم. فاصله مفهومی از نیت تا نتیجه با فاصله مکانیکی بین پالس و علامت کشف را ترویج می کند. روابط جدید، ترتیبها و شرایط تا حدی پدید می آیند به خاطر اینکه طراحان ماهر آموزش داده می شوند تا متفاوت از بقیه به اطراف نگاه کنند، همچنین بدین خاطر که نشانه ناگهانی در یک خط مستقیم می تواند شبیه چیز مهمی باشد که نویسنده قبلاً مد نظرش نبوده است.
Randomness in Art 03

اتفاقی بودن را می توان به منظور تاکید بر الگوریتم فارغ از نتیجه استفاده کرد

گاهی اوقات، همکاری هنرمند یا طراح از قواعد، منطق ها و روابط کددار تشکیل شده است تا خروجی فرآیند. اجرای الگوریتم به طور مکرر با مقادیر ورودی شانسی می تواند نتایج متناسب با فرآیند را به طور موثری کم کند. با کشف نقشهای چندگانه ی اتفاقی بودن در طراحی و هنر، سوال عمیق تری را می تواند مطرح کرد. آیا ایجاد خود شانس می تواند اثر هنری را تشکیل دهد؟ با این حال، شانسی کردن تولیدکننده عدد از چرک نویس تنها کار هنرمند نیست. برخی از ما نیز برای دانستن نحوه انجام کارها ترجیح می دهیم از رایانه بخواهیم که آن کار را بر اساس یک مبنای منظم برای ما انجام بدهد.
برای این کار، پاسخ در ساده سازی قرار دارد. در طرحی از دانشجویان خواسته شده است تا در نظر بگیرند که چه کاری می تواند انجام بدهد تا به نتایج اتفاقی دست پیدا کند. مانند تابع رندوم در زبان برنامه نویسی، نتایج می توانند شانسی اما قابل پیش بینی باشند. اگر فرد این فرآیند را بداند که کاملاً برآیند را مشخص می کند. می توان به دانشجویان الگوریتم را برای ایجاد و استفاده از ثبت شیفت بازخورد خطی به منظور تولید اعداد آموزش داد. اگر چه این فرآیند در محاسبه دیجیتالی متداول است، اما می تواند با مداد و کاغذ یا به طور فیزیکی با یک سینی و چند تیله (یا سنگ مرمر) انجام شود. یک دانشجو، تصویری از هر گام  این فرآیند را ایجاد کرد. تصویر شانسی نیست اما در عوض نمایشی ساده، چرخه تکراری، الگودار، سیستمی برای شانسی کردن است. او از مقدار در هر ۵۰ گام استفاده کرد تا مراحل گوی را ایجاد کند.
Randomness in Art 04در حالی که بسیاری از دانشجویان از معتبرترین منبع شانسی بودن قابل دسترس بر روی کامپیوتر الهام گرفته اند که پدیده های طبیعی را نمونه برداری می کند و به طور دیجیتالی آن را به منظور دستیابی به شانسی بودن واقعی ثبت و پردازش می کند، بسیاری از آنان مایلند تا به طور فیزیکی کار کنند و با واسطه های ماده برای تولید مقادیر شانسی دست به آزمایش بزنند. دانشجویان خودشان را در مواجهه با همان معمای دیدند که برای اسقف دری مطرح شده بود. چیزی مثل شلپ و شلوپ رنگ در ابتدا می تواند غیرقابل پیش بینی باشد، اما همانطوری که مکانیزم برای پخش کردن رنگ کنترلی تر و کمتر اتفاقی می شود، مشخص است که شانسی بودن به ندرت به واسطه ابزار فیزیکی حاصل می شود؛ حداقل در مقیاس رنگ قطعاً انجام شده است. این کار چیزی راجع به اتفاقی بودن را ثابت نمی کند اما نشان می دهد که محاسبه واسطه ای برای هنر است تا ابزاری برای ایجاد هنر. به سبب اینکه اتفاقی بودن از حیطه انسان خارج است، اداره کردن می تواند به معنی کم ارزش کردن انسانیت مان باشد، اما می تواند به صورتی باشد که بهتر ماهیت غرایز خلاقانه ما را درک می کند.
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

∴ لینک متن کامل خبر ∴

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید