انسان در وهله اول از طریق حواس خود با محیط و محرک ها و شرایط محیطی، ارتباطی فیزیولوژیکی برقرار می­ کند که این ارتباط تابعی از مجموعه سیستم حواس پنجگانه است. بنابراین برای ایجاد فضایی مؤثر که ارتباطی مطلوب میان انسان و محیط برقرار کند، لازم است نحوه دریافت محیط از طریق سیستم حواس مورد توجه قرار گیرد. حواس انسان به ندرت به طور جداگانه از یکدیگر مورد استفاده قرار می­ گیرند، زیرا اغلب در ارتباط با یکدیگرند و این موضوع در دریافت تصویر کاملی از محیط اطراف اهمیت فراوانی دارد (ادیبی و همکاران، ۱۳۹۲).
فرآیند احساس، ادراک و شناخت محیطی، یکی از ضروری ترین ابعادی است که «حس مکان» را برای انسان میسر می ­سازد. از طرفی ارزش ادراکی یک محیط بر اساس مقدار داده ­های دریافتی از آن محیط سنجیده نمی ­شود، بلکه به تنوع و درجه تضاد اطلاعات حسی و چگونگی تفکیک آنها بستگی دارد. پدید ­آوردن غنای حسی در محیط، می­ تواند موجب افزایش قابلیت و کیفیت دعوت­ کنندگی در محیط شده و فرد را به تأمل، خودسنجی، خود ارزیابی و خود شکوفایی دعوت کند (قلی پور گشنیانی، ۱۳۹۳).

حس شنوایی

حس شنوایی برخلاف بینایی، معطوف به جهت نیست و این یکی از ویژگیهای صوت محسوب می ­شود. مولکول های هوا در هر جهتی، تعریفی از فضا را خواسته یا ناخواسته به ما منتقل می ­کنند، گویی بدن ما در بخشی از تعریف فضا غوطه ور می­ شود. «ریموند شافر» در ایده «منظر شنیداری» معتقد است: “مکانها تنها قابل رویت نیستند، بلکه شنیده نیز می­ شوند” و در این راستا «زیبایی شناسی منظر شنیداری» را مطرح کرد. «یوهانی پلاسما» معتقد است: “ساختمانها به نگاه ما واکنش نشان نمی ­دهند، اما صدای ما را به گوشهایمان باز می­ گردانند.” صدا موجب «تسلسل زمانی» می ­شود، تصورات بصری ما را به یکدیگر می­دوزد، ابعاد فضا را اندازه می­گیرد و مقیاس آن را قابل درک می­ کند. شهرهای گذشته ما متناسب با بافت و مقیاس کوچه ­هایشان، پژواک خاصی را به همراه داشتند. برای مثال بازار سنتی ایران علی رغم اطلاعات بصری گوناگون، از طریق پژواک فضاهای پر و خالی و صدای فعالیت های اصناف (مسگرها، خراط ها و …)، درک پیوسته ­ای از فضا در ذهن ایجاد می کند و حتی با چشمانی بسته، «تصویرسازی شنیداری فضا» در ذهن مخاطب شکل می ­گیرد (قلی پور گشنیانی، ۱۳۹۳).
طبیعت پر از صداهایی است که توسط اتمسفر، آب و جامدات منتقل می­ شوند. صداها توسط منابع مستقل تولید می شوند که با هم ترکیب شده و در فضا و زمان، منظرهای شنیداری متمایزی ایجاد می­ کنند. مناظر شنیداری، نهادهای ادراکی هستند که منابعشان در منظر است و توسط ویژگی های آن شکل می­ گیرند و همواره ارتباط محکمی بین «منظر شنیداری» و «منظر» وجود دارد.

نتایج «منظر شنیداری» در ارزیابی «منظر» و طراحی آن اهمیت دارد. به همین دلیل است که وقتی ناظر در برابر منظر «گورستان خالدنبی» و «تپه ماهور‌های هزاردره»، روستای گچی سوبالا، شهرستان کلاله، استان گلستان، قرار می­ گیرد، بعد از حس بینایی که اولین حس قابل درک انسان است، صداهای شنیده شده توسط قوه­ شنیداری اش، او را وا می‌دارد تا کمی در این فضا که هم اکنون قابلیت «مکان بودن» یافته، توقف کند و زمانی را به تأمل در لذت ترکیب حواس و درک منظر بگذراند. به گونه ای که هنگام ترک آن گویی نیرویی بیرونی مدام او را از دور شدن از این لذت باز می دارد! نکته شایان توجه در این مکان آن است که گاهی صداهایی به گوش م ی­رسند که هیچ توجیه عقلی برای حضورشان در آن مکان یاد شده وجود ندارد. برای مثال همان مکان قبلی در دشتهای اطراف خالدنبی و تپه ماهور­ها را در نظر بگیرید، با توجه به عکس و حس و حال فضا به نظر می ­رسد به دلیل نبود درخت برای لانه سازی پرندگان، عمدتاً صدای پرنده خاصی به گوش نرسد و جز سکوت و کمی نوفه­ های انسانی، قابلیت شنیداری دیگری در مکان وجود نداشته باشد، اما در کمال تعجب در این دشتهای پهناور و بی درخت، – و البته دارای بوته ­ها و درختچه ­های کوتاه – نغمه پرندگان مختلف در اصوات گوناگون، گوش شنونده را نوازش می­ کند.

بار معنایی آواهای مختلف در منظر

می‌توان گفت در نظام طبیعت، آواهای مختلف به شیوه ‌ای بسیار هنرمندانه و هماهنگ با یکدیگر ترکیب و تلفیق یافته ‌اند، به گونه‌ای که موسیقی حاصل از تکرار و طنین حروف نرم آنها به خوبی مکمل درک ناظر از منظر بکر و آرام مقابلش است و او را با تمامی حواس کاملاً درگیر و مبهوت منظر می سازد. نکته جالب آنجاست که صداهایی که ما در طبیعت می شنویم، بدون اینکه بدانیم، با آهنگشان احساسات ما را تحت تاثیر قرار می­ دهند. برای مثال صدای پرنده­ ای خوش­ الحان به دلیل آوای نرم و دلپذیرش، همانند واج آرایی یا نغمه حروف در شعری ادبی، احساس لطافت و آرامش را در درک ما از منظر القاء می­ کند یا صدای خروش رودخانه و یا آبشار، نشان دهنده حس صلابت است ولی در عین حال برای بیننده آرامش بخش است، اما اگر صدای رعد و برق شنیده شود، حس خشم و غضب را در شخص القاء کرده، برای او احساس ناامنی ایجاد می کند و او را وامی دارد از مکانی که در آن قرار دارد، بگریزد.

 جمع بندی

همان طور که گفته شد، درک یک منظر، نیازمند درک آن توسط تمام حواس انسان هست و «منظر شنیداری» در ارتباط تنگاتنگی با منظر قرار دارد. صدا موجب «تسلسل زمانی» می­ شود و تصورات بصری را به یکدیگر می دوزد، ابعاد فضا را اندازه می­ گیرد و مقیاس آن را قابل درک می کند. بنابراین در درک کامل از فضا و ایجاد حس مکان برای بیننده، منظر شنوایی تاثیر بسزایی داشته و شخص حتی گاهی با چشمان بسته و با کمک منظر شنیداری می­ تواند تصویر کاملی از مکانی که در آن قرار گرفته را در ذهن خود تصور کند. به عقیده برخی از دانشمندان زبان شناس، واژه ها پیوندی طبیعی با معنا دارند؛ یعنی در پیدایش الفاظ، نوع انتخاب حرف بر اساس معنای مورد نظر واژه صورت گرفته است. بنابراین ناظر خواسته یا ناخواسته به وسیله حواسش تحت تاثیر محیط و منظر قرار می­ گیرد و کوچکترین تغییری در نظام آوایی منظر، درک او را از محیط تغییر می ­دهد. پس در نظر گرفتن بار آوایی محیط و منظر و صیانت از ارزشهای منظرین آن در راستای جلوگیری از نابودی توسط عملکردها و نوفه ­های انسانی، از وظایف انکارناپذیر طراحان منظر و فعالان محیط زیستی کشور است.

منابع

* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به استان گلستان در اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید