گروه WOHA که اصلی ترین عامل برانگیزاننده در کار آنان تراکم بالای شهر بوده و با آن درگیر هستند، به عنوان یکی از مهمترین معماران سنگاپور شناخته می شوند. کار آنها با ترکیب یک رویکرد محلی خاص در کنترل اقلیم و برنامه ریزی فضایی با رویکردی بین المللی به فرم و مصالح، درسهایی دارد که می تواند برای معماران در تمام شرایط اقلیمی آموزنده و سازنده باشد. در این مصاحبه، ولادمیر بلوگلووسکی با بنیانگذاران گروه WOHA، وونگ مان سان (Wong Mun Summ) و ریچارد هاسل (Richard Hassell)، در مورد رویکرد زیست محیطی آنها و آینده شهرهای جهانی صحبت می کند.

ولادمیر بلوگلووسکی: شما دو نفر چگونه یکدیگر را ملاقات کردید و چه چیزی شما را به هم جذب کرد؟

وونگ مان سام: من در سال ۱۹۸۹ از دانشگاه ملی سنگاپور فارغ التحصیل شدم و ریچارد در همان سال از دانشگاه استرالیای غربی در پرت فارغ التحصیل شد. در همان زمان رکودی اقتصادی در استرالیا به وجود آمد بنابراین او به دنبال کار، راهی سنگاپور شد.

ریچارد هاسل: آسیا در آن زمان، مکانی با ویژگیهای طبیعی برای مهاجرت محسوب می شد، چرا که در آغاز عصر رشد اقتصادی و رونق ساخت و ساز بود. با انفجار ناگهانی ساخت و سازها، دیگر کسی نمی توانست املاک خود را به فروش برساند و در این زمان بود که طراحی برای توسعه دهندگان به امری بسیار مهم تبدیل شد. پیش از آن، آنها می توانستند هر چیزی را بدون برنامه ریزی بفروشند. بعد از آن، نظرها از فراوانی ساخت فرم به هدف گذاری در ارائه کیفیت زندگی و راه حلهای اقتصادی هوشمند جلب شد. ما با پروژه های کوچک که غالباً شامل خانه ها بود، شروع کردیم.

ولادمیر بلوگلووسکی: کار شما می تواند به عنوان معماری سبز شناخته  شود. آیا از ابتدا، آگاهانه و با این نیت کار خود را شروع کردید؟

وونگ مان سام: بله. هر دوی ما از دوره دانشگاه، طراحی محیطی را با تمرکز بر ساختمانهای غیرفعال و کارآمد در مصرف انرژی مطالعه کردیم.

ریچارد هاسل: رئیس مدرسه من، دانشمند محیط زیست بود نه یک معمار. ما استادان بسیاری داشتیم که با بحران انرژی درگیر بودند، بنابراین با مسائل زیست محیطی آشنا بوده و آگاهانه برخورد می کردند. در دهه ۱۹۸۰ بود که پذیرش شعارهایی مانند”زیاده خواهی، خوب است” در بین معماران آغاز شد.

وونگ مان سام: سپس رقابت در زمینه ساخت فرم در میان معماران شکل گرفت که در نتیجه آن، معماریهای شاخص رشد کرده و تکامل یافتند. اما آموزش ما، بیشتر بر اساس آگاه بودن درباره محیط زیست بود و این چیزی است که استراتژیهای طراحی ما را شکل داد. معرفی منظر و فضای سبز و ایجاد فضاهای اجتماعی در داخل ساختمانهایمان، به ویژگی کلیدی و مشخصه مهم کار ما تبدیل شد.

ولادمیر بلوگلووسکی: یکی از نمایشگاههای شما، معماری تنفس نامیده شد. آیا اصل کلیدی کار شما، طراحی ساختمانهایی است که نفس می کشند؟

ریچارد هاسل: البته! این نمایشگاه در آلمان برگزار شد که ملزم به رعایت مقررات در راستای طراحی ساختمانهای درآمیخته با طبیعت و فراهم کردن محیط های کاملاً کنترل شده هستند. اما مسئله مهم برای ما، نشان دادن جایگزینی در قالب ساختمانهای متخلخل بود، زیرا در مناطق گرمسیری، تفاوت بین آسایش و شرایط ناراحت کننده، تنها یک حرکت ساده هوا است. ایزوله کردن یک ساختمان به معنای مصرف مقدار زیادی انرژی برای ایجاد آسایش است.

وونگ مان سام: پس برای ما، شکل دهی و فرم دهی ساختمانها، تماماً در راستای یافتن بهترین راه حلها برای ایجاد نسیم و حرکت هوا است. هوا باید همیشه در میان فضاهای درون ساختمانها حرکت کند.

ولادمیر بلوگلووسکی: یکی دیگر از نمایشگاههای شما “بیشتر یا کمتر عجیب” نامیده شد!

ریچارد هاسل: در آلمان کار ما با معماران W که آنها نیز از سنگاپور بودند، همراه شده بود. این نمایش تلفیقی، “بیشتر یا کمتر عجیب”  نامیده شد که در آن بخش ما، “بیشتر یا کمتر WOHA” نامگذاری شد. ما چگونگی رسیدن به آسایش بیشتر با منابع کمتر، برای زندگی متراکم در محیط را نشان دادیم که البته در آلمان، عجیب و غریب و “بیشتر در کمتر” به نظر می رسد و نمایشی از عبارت معروف میس وندروهه است: “کمتر بیشتر است.”

ولادمیر بلوگلووسکی: آیا می توانید بگویید که چیزی تحت عنوان معماری سنگاپور وجود دارد؟

وونگ مان سام: مجموعه گسترده ای از آنچه معماران در معماری پیگیری می کنند وجود دارد. اما بله، این بسیار واضح و قابل تشخیص است.

ریچارد هاسل: اقلیم محلی، عاملی اثرگذار و بسیار قدرتمند برای معماران سنگاپور است. اگر شما در فضا، تهویه کورانی تعبیه نکرده باشید، محیط ممکن است غیرقابل تحمل باشد، بنابراین مجموعه ای مشترک از فرمها و استراتژیها برای این دلیل ویژه، تکامل یافته اند.

 

ولادمیر بلوگلووسکی: آیا اقلیم به تنهایی می تواند معماری متمایز و شاخص تولید کند؟ کوالالامپور چطور؟ کولالامپور از نظر اقلیمی، درست در کنار سنگاپور است اما معماری آن مانند سنگاپور برجسته نیست.

وونگ مان سام: بله، آب و هوای آن بسیار مشابه است اما در سنگاپور  چیزهای بیشتری برای کشف کردن وجود دارد.

ریچارد هاسل: سنگاپور از نظر وسعت محدود است در حالی که مالزی، کشور گسترده تری است. در کوالالامپور امکان گسترش افقی وجود دارد، در حالی که ما در سنگاپور، فقط می توانیم رشد صعودی و عمودی داشته باشیم. قیمت املاک در سنگاپور، بسیار بالاتر است و این مساله، بودجه های ساخت و ساز ما را افزایش داده که فرصتهای بیشتری برای نوآوری با فرم و مصالح در اختیار ما قرار می دهد.


ولادمیر بلوگلووسکی: آیا پروژه خاصی وجود دارد که بتوان گفت برای شما سرنوشت ساز بوده است؟ به عبارت دیگر، پروژه خاصی که با دیدن آن حس کنید به مسیر درست پی برده اید؟

وونگ مان سام: مسابقه ای بین المللی به نام مسکن سازی عمومی در پهنه داکستن (Duxton)، در سال ۲۰۰۱ در سنگاپور توسط سازمان نوسازی شهری برگزار شد. ما برنده نشدیم اما این مسابقه فرصتی بود که بتوانیم بسیاری از استراتژیهای طراحی را که امروز با آنها درگیر هستیم، تجربه کنیم. این پروژه برای ما بسیار مفید و سازنده بود، اما در آن زمان، کدهای حفاظت ساختمان، اجازه ساخت چنین ساختمانی را نمی داد، به همین خاطر ما در آن مسابقه برنده نشدیم. اما سالها بعد، در سال ۲۰۱۵، ما پروژه خود را در زمینه مسکن عمومی در سنگاپور ساختیم که مبتنی بر همان ایده های اولیه است. این پروژه شامل دوازده برج ۴۷ طبقه است. جای گیری آنان در سایت به گونه ای است که به شکل سه آتریوم به هم پیوسته و الماس مانند باشند و با تراسهای عمومی در ارتفاع که به طور موثری فضاهای طبقات را افزایش می دهد، به هم متصل هستند.

ولادمیر بلوگلووسکی: الهام شما از کجا ناشی می شود؟

ریچارد هاسل: ما به چیزهای زیادی علاقه مند هستیم. الهامات بسیاری از دنیای خارج از معماری نشات می گیرند. ما به هنرهای سنتی و صنایع دستی مانند منسوجات و بافندگی علاقه مند هستیم. این هنرها به ما بینشی در مورد نحوه طراحی نما و دیگر اجزای تشکیل دهنده فرم  می دهند. به علاوه، ما از منظر نیز الهام می گیریم.

وونگ مان سام: تقریباً همه چیز و هیچ چیز، خاص محسوب می شود. در حقیقت، آنچه که به عنوان محرک ما در سنگاپور، با وجود محدودیت در زمین، عمل می کند، این است که مجبور به فکر کردن درباره تراکم بالا هستیم. این مهمترین نیروی محرکه برای ماست.

ولادمیر بلوگلووسکی: شما درباره کارهای معماران پیشرو در زمینه معماری سبز، همچون امیلیو امباز، چطور فکر می کنید؟

وونگ مان سام: زمانی که به مدرسه می رفتیم، امباز از تاثیرگذارترین افراد بود و به همین دلیل ساختمانهایی که با منظر در تضاد نبودند، تاثیر قابل توجهی بر ما داشتند.

ولادمیر بلوگلووسکی: برای توصیف معماری خود از چه کلماتی استفاده می کنید؟

ریچارد هاسل: سخاوتمندانه

وونگ مان سام: مسئول

ریچارد هاسل: دلپذیر

وونگ مان سام: با احساس

ریچارد هاسل: و اگر عمیق تر به کار ما نگاه کنید، پیوندهای زیادی با فرهنگ بصری آسیا، هنرها و صنایع دستی برقرار می کند.

وونگ مان سام: و همچنین مقیاس. بسیاری از پروژه های ما کاملاً بزرگ، در مقیاس ابرسازه ها هستند، اما ما همیشه به مساله چگونگی انسانی کردن ساختمانهایمان توجه می کنیم، بنابراین مردم می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند.

ولادمیر بلوگلووسکی: هدف اصلی کار شما چیست؟

ریچارد هاسل: قصد ما، خوب بودن در وسیع ترین مفهوم ممکن است؛ خوب برای سیاره زمین، خوب برای شهر و خوب برای مردم.

وونگ مان سام: این برای توسعه دهنده هم خوب است. هر چه مردم بیشتر راضی باشند، بهتر است. این مهم است که به نتایجی قطعی دست یافت که واقعاً برای همه خوب است.

ولادمیر بلوگلووسکی: شما این لحظه را در معماری چگونه توصیف می کنید؟ آیا ما در حال تجربه یک بحران هستیم و آیا شما معتقدید که معماری سبز گرایشی از فلسفه است؟

ریچارد هاسل: من نمی خواهم بگویم که معماری در بحران است. شاید جهان در بحران است و معماری به آن پاسخ می دهد. مطمئناً ما در پانزده سال اخیر در حال گذار و عبور از تمرکز بر نوآوریهای فرم گرای خود هستیم.

ولادمیر بلوگلووسکی: آیا خود شما علاقه مند به نوآوریهای فرم گرا هستید؟

وونگ مان سام: این مساله بخشی از معماری است. ما نمی خواهیم آن را از دست بدهیم. معماری در مورد ساخت فرم است. اما ما فکر می کنیم نکات بیشتری در آن وجود دارد. ما نیازمند چیزی بیش از شکل های جذاب هستیم.

ولادمیر بلوگلووسکی: سنگاپور، فرصتهای رشد عمودی را با اتصالاتی افقی در ارتفاع تداعی می کند. شما آینده شهر خود را چگونه می بینید؟

وونگ مان سام: سنگاپور یک شهر جزیره ای و همچون یک کشور است. این شهر قابلیت گسترش ندارد و نمی تواند بزرگتر شود. ما نیازمندیم که شهر را در فراخ ترین حالت ممکن متراکم کنیم. ما نمونه ای برای شهرهای دیگر هستیم که بسیار بزرگ نشوند و به مسائل اکولوژیک پاسخ دهند.

ریچارد هاسل: ما با دانشجویان خود، ایده هایی را کشف می کنیم که نشان می دهند شهرهای آینده چگونه می توانند با وجود محدودیتهای شهری، کاملاً خودکفا بوده و به مساحتهای قابل توجه زمینهای حومه شهر یا مناطق بکر متکی نباشند. بنابراین ما در حال توسعه استراتژیهایی برای محدود کردن اثرات زیست محیطی کلانشهرها به اندازه مقیاس واقعی خود آنها و همچنین محدود کردن تراکم هستیم.

ولادمیر بلوگلووسکی: آیا هنگام طراحی آسمانخراشهای بلندمرتبه، مانند طرح تاثیرگذار اخیر برجی که در مرکز شهر اوسیا در قلب سنگاپور داشتید، تصور می کنید که روزی این سازه ها به یک ابرسازه واحد با پلهای پیاده محور تبدیل شوند که برجهای همسایه را به یکدیگر متصل می کنند؟

وونگ مان سام: ما امیدواریم که چنین شود.

 

ولادمیر بلوگلووسکی: بنابراین این برجها، به نوعی به عنوان پلهایی به آینده عمل می کنند؟ درست است؟

وونگ مان سام: این تمام نکته ای است که ما در پی آن هستیم. ما سعی می کنیم به کمک پروژه هایمان، ایده هایی درباره پتانسیلهای شهرمان در آینده را برانگیزیم. سرانجام در آینده، شهرها با یکدیگر ارتباط بیشتری خواهند داشت. شهرها در آینده، واقعاً سه بعدی خواهند شد.

ولادمیر بلوگلووسکی: بنابراین ایده آینده کلانشهرها از ۱۹۶۰ ممکن است مورد بازبینی قرار گیرد؟

وونگ مان سام: حتماً. اما در گذشته تمرکز بر زیبایی شناسی ماشین گرا بود، در حالی که اکنون هدف این است که شهرها هر چه بیشتر قابل زندگی کردن باشند.

ریچارد هاسل: هدف ما، ادغام پروژه کلانشهر از گذشته با ایده باغشهر برای آینده است. ما می خواهیم شهرهایمان طبیعی، راحت و دنج بوده و حسی از خانه داشته باشند.

وونگ مان سام: ایده آل ما این است که تجربه ای از آسایش در باغ حومه شهر بیافرینیم و سپس با تکرار این تجربه به طور عمودی و در یک ابرسازه، زمینه لذت افراد را فراهم آوریم.

ولادمیر بلوگلووسکی: آیا تصمیم دارید به حرف و دیدگاه خاص خود در معماری برسید؟

ریچارد هاسل: ما احساس می کنیم که تا حدی به این درجه رسیده ایم، اگر چه ممکن است همچون معماران فرم گرا به سبک متمایزی نرسیده باشیم. پروژه های ما ممکن است ۱۰۰% از ثبات در سبک برخوردار نباشند، اما ایده های استراتژیک و فلسفه ما درباره آنچه مهم و ارزشمند است، به امضای ما تبدیل شده است. ما مرزهای بین معماری و منظر را پاک می کنیم. باورهایی که مردم را جدا از طبیعت و شهرها را جدا از روستاها می پندارند، منسوخ هستند. در عصر آنتروپوسین (Anthropocene)، تمام جهان همچون منظری مدیریت شده است. تنها راه برای حفظ طبیعت، ادغام آن با محیط مصنوع انسان است. این مساله ای فوق بحرانی است.

منبع: +

0/5 ( 0 نظر )

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید