نویسندگان:

شهر بیشاپور از جمله مهمترین سایتهای باستانی است که نمایانگر قدرت و عظمت ساسانیان بوده است که البته امروزه تنها بقایایی چند از آن به یادگار مانده است. با قرار گرفتن در فضاهای مختلف حواس پنجگانه انسان به طرق مختلفی با فضا درگیر می شد. اما حس بینایی بیشترین تاثیر را بر ادراک انسان از فضا می گذاشت و مخاطب را در درک و شناخت بیشتر از فضا یاری می کرد. دیدن و مشاهده نحوه قرارگیری فضاها نسبت به یکدیگر، تناسبات بناها، محصور و نیمه محصور و باز بودن فضاها، قرار گرفتن در نقاط پست و مرتفع، داشتن چشم اندازهای مختلف به کوه و دشت، تنوع وجود عناصر مختلف آب، باد، آتش، خاک، تنوع زیستی موجود، داشتن انواع تزیینات و تاریک و روشن بودن فضاها نسبت به یکدیگر، از مجموعه عوامل بصری تاثیرگذار در ادراک فضا بوده اند. عوامل دیگری مانند شنیدن صدای باد و پرندگان و تصور شنیدن صدای آب از محرکهای حس شنوایی بود. لمس بافت مصالح مختلف در جای جای سایت و حضور عوامل طبیعی همچون وزش باد و نور خورشید نیز به کامل شدن این دریافتها کمک می کرد. به علاوه، حضور درختان مثمر را نیز در این مجموعه و در ادامه تجربه مخاطب از فضا نباید از یاد برد.

قدمت تاریخی، قرارگرفتن در موقعیتی خاص از نظر جغرافیایی (در کنار کوه و تنگه)، داشتن چشم اندازهای مختلف، نوع نظام توسعه شهر، نوع چینش فضاها و سلسله مراتب رسیدن به فضاهای مختلف، داشتن حصار و امنیت، تنوع قرارگیری فضاهای مختلف چه از لحاظ مقیاس، چه از لحاظ کاربری و نوع کیفیت  فضایی در شکل گیری هویت و کاراکتر این سایت موثر بوده است. در واقع شهر با بهره گیری کامل از بستر طبیعی خود بنا شده و از ویژگیهای طبیعی محیط بهره برده است. قرارگیری شهر در کنار تنگه چوگان، رود و کوه نشان از اهمیت این عناصر در تامین امنیت شهر داشته است. دیگر آنکه شهر مجموعه ای کامل از بناهای آیینی (معبد آناهیتا)، حکومتی (ارگ) و مردمی (خانه های مردم) بوده و همه اینها را در کنار هم جای داده است. در کنار تمامی این نکات، مساله تمایل به قدرت نمایی پادشاهان را نیز نباید از یاد برد که نمونه ای از آن نمایش شکست امپراطور روم (والرین) با ساخت کاخی به نام وی در مجموعه بوده است.

نکته مهم در مواجهه با شهر و کیفیتهای فضایی آن، بقایای شهر است که از آن روزگار به جای مانده و همچون قطعه های پازلی هستند که تنها با کنار هم چیدن آنها می توان به ساختار شهر و روابط فضایی آن پی برد. در واقع درک فضاها و ارتباطات آنها و همچنین ارتباط شهر با عوامل طبیعی و منظرین پیرامونش تنها وابسته به دقت در اجزای به جا مانده است که این موضوع اهمیت بازدید میدانی را برای درک هرچه بیشتر فضا یادآور می شود. پس از بازدید میدانی، ذهنیت مخاطبین نسبت به فضا به کلی تغییر کرده و شناختی عمیق تر نسبت به فضا حاصل می شود. به علاوه، بازدید میدانی سوالاتی نیز به ذهن متبادر می کند که می تواند مقدمه ای بر پژوهشهای بیشتر در ارتباط با شهر باشد که از آن جمله می توان به نحوه و هدف به وجود آمدن شهر، نحوه زندگی و امرار معاش در آن دوران و نوع نگرش مردم به زندگی که باعث شکل گیری این شهر شده و … اشاره کرد. این تفاوت در درک  قبل و بعد از بازدید به دلیل قرار گرفتن در محیط و تعامل با آن بسیار متفاوت است. همچنین گفتگوها و بحثهای جمعی نیز می تواند بر پخته تر شدن این فرضیات بیفزاید که نشان از اهمیت بازدیدهای گروهی میدانی در برقراری ارتباط و ادراک فضا دارد.

* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به استان فارس در پاییز ۱۳۹۶ است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید