چکیده
هندوستان سرزمین بسیار متفاوتی است و از همه جنبه ها از دیگر کشورها متمایز است؛ آنقدر متمایز که با سفر به آن انسان احساس می کند قدم در جهانی دیگر نهاده است.
زمانی که یک انسان غیر بومی وارد فضاهای شهری معمول شهرهای هند می شود، تعدد اطلاعات وارد شده به مغزش بسیار است و آنالیز و تحلیل کردن آنها در آن واحد کار ساده ای نیست. شاید اولین چیزی که به ذهن انسان خطور کند، برگرفته از همین تعدد اطلاعات زیاد است. از لحاظ بصری این تعدد را می توان آشفتگی بیان نمود. این آشفتگی در تمامی منظر شهری دیده می شود. برگرفته از نماهای آشفته، جمعیت فراوان در رفت و آمد ، ماشین های بسیار که در هم رانندگی می کنند ، وجود حیوانات متعدد به عنوان جزیی جدا نشدنی در شهر، تعدد رنگ، کثیفی و آشغال در سطح شهر و …، حتی بوهای متعدد و صداهای شدید و از این دست آلودگیهای صوتی علاوه بر حس بینایی دیگر احساسات را درگیر می کنند. به علاوه، زمانی که تعدد افراد زیاد است و با شما برخورد می کنند، آشفتگی را در فضای شهری با حس لامسه به انسان القاء می کنند.
در این مقاله تلاش بر بررسی آشفتگی در منظر شهری شهرهای هندوستان چون دهلی، آگرا، جیپور و بنارس است و سعی بر پاسخگویی این سوال است که آیا آشفتگی کالبدی باعث آشفتگی ذهنی شهروندان می شود یا خیر و در هندوستان این مسئله به چه شکل است؟
کلمات کلیدی: آشفتگی، منظر شهری، شهرهای هند
مقدمه
انسان از طریق حس های گوناگون خود محیط اطرافش را درک می کند. یکی از این حس ها ادراک بصری است که بر سلامت روانی انسان بسیار تاثیر دارد. ادراک بصری در فهم منظر شهری بسیار حائز اهمیت است. ادراک بصری در درک زیباشناسی نیز بسیار اهمیت دارد. هر چند که زیباشناسی امری نسبی است و به عوامل مختلف بسیاری چون تاریخ، فرهنگ، سلیقه و … بستگی دارد، اما فهم زیباشناسی از دریچه ادراک بصری انسان می گذرد.
در یک منظر شهری، وجود نظم یا عدم وجود آن یعنی آشفتگی که از طریق ادراک بصری درک می شود و زیر مجموعه تعریف گسترده ای چون زیباشناسی است و بر سلامت روان انسانها از جمله آشفتگی ذهنی، آرامش و رضایت، سر زندگی و تنشهای روانی چون استرس بسیار تاثیر می گذارد. اما اینکه این آشفتگی و درک آن برای تمام انسانها یکسان است یا خیر، خود سوالی است که سعی می کنیم در ادامه به آن بپردازیم.
فرضیه
آشفتگی در منظر شهری عاملی از زیر مجموعه زیباشناسی است که بستگی به زمینه و تاریخ دارد. آشفتگی در شهرهای هند برای مردم هندی امری بدیهی به نظر می رسد که موجب بهم ریختگی آنها نمی شود، در صورتی که ممکن است اشخاص غیر هندی را اذیت کند و موجب تشویش اعصاب شود.
ادراک بصری
برای فهم ارتباط خود با فضا، ابتدا به کشف چگونگی آگاهی نسبت به آن نیاز داریم. به دلیل شدت تاثیر، در وهله اول ظاهر بصری فضا را می بینیم. پردازش حس های بصری و ادراک محیط اطراف، حاصل تعامل پیچیده چشم و مغز است. حس های بصری بر مجموعه بقیه ادراکات غالب هستند. (لاوسون، ۱۳۹۱ : ۴۵)
آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، چگونگی تاثیر حس بینایی بر درک خوشایند یا ناخوشایند محیط است و آنچه اغلب به آن می پردازیم، اهمیت زیبایی و مطلوبیت محیط بصری در خلق محیط های با کیفیت است. دریافتهای بصری ما تا حدودی به دستگاه خاصی که در تمام انسانها به طور یکسان عمل می کند نیز بستگی دارد. یک طرح، ترکیبی از رنگها، شکلها، بافتها و اندازه ها است که ما برای بیان منظور خود آنها را به کار می گیریم و معنای آن برای استفاده کنندگان بستگی به عواملی مانند حالات روانی، فرهنگ، عقاید، عادتهای بصری، سن و جنس و … دارد. اما دیدن مرحله ای است مستقل که برای همه عادی و یکسان است. به عبارت دیگر چشمی که ما با آن به دنیا نگاه می کنیم ساختار همان چشمی را دارد که همه مردم دنیا با آن به دنیا نگاه می کنند و به احتمال قریب به یقین تغییری در طول تاریخ نکرده است. (پاکزاد، ۱۳۹۵ : ۷۰)
تجارب ادراکی مبتنی بر تجربه ها با پژوهشهایی تایید شده اند که نشان می دهند بسیاری از خطاهای بصری مربوط به فرهنگ هستند، یعنی مردم با خطاهایی مشتمل بر اشکال و ویژگیهای معماری دچار اشتباه شده اند که به خاطر تجربه روزانه آنها امری آشنا به نظر می رسد. (مک اندرو، ۱۳۸۷ : ۳۷) انس و آشنایی با محیط به مردم کمک می کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشند. وقتی فردی به یک کلانشهر ناآشنا که در آمار بالای جرم و جنایت مشهور است، وارد می شود، اطمینان خاطر دادن دیگران به او مبنی بر اینکه “این شهر در حقیقت یک محل امن است” معمولاً تاثیری بر او ندارد. انس و آشنایی با محیط بلافاصله به دست نمی آید، بلکه در فرآیندی تدریجی در افراد پدیدار می شود. بخشی از این فرآیند با افزایش تجربه افراد در یک محیط به دست می آید. (کاپلان و دیگران، ۱۳۹۰ : ۴۰) به علاوه تخریب جلوه های محیطی بیشتر در مکانهایی رخ می دهد که تحت کنترل کسی نباشند. مکانهای زشت و بی روح بیشتر از مکانهای جذاب مورد تخریب قرار می گیرند. (مک اندرو، ۱۳۸۷ : ۴۰۲) چندین روش برای مطالعه کیفیت بصری مناظر وجود دارد. در این راستا می توان به رویکرد عینی و رویکرد ذهنی اشاره کرد. زیرمجموعه رویکرد ذهنی مدلهای اثبات گرا (پوزیتیویست) و پدیدارشناسی (فنامنالوژیکال) است. در مدلهای پدیدارشناسی تمرکز بر تجربیات شخصی افراد، به عنوان شیوه ای برای درک مفاهیم اصلی در تعامل انسان – محیط است. رویکردهای اثبات گرایی و پدیدارشناختی معمولاً می پذیرند که کیفیت منظر به صورت توام از خود چشم انداز و همچنین مشاهده کننده آن ناشی می گردد. (مک اندرو، ۱۳۸۷ : ۵۱)
آسایش بصری
امروزه آسایش بصری از مولفه های مهم و اساسی محیط های انسان ساخت، به ویژه در فضاهای شهری بشمار می رود و همانطور که محیط داخلی زندگی انسان بایستی از زیبایی برخوردار باشد، محیط بیرونی (شهر) نیز باید زیبا و دارای کیفیت بصری مناسب باشد. بنابراین اهمیت بررسی موضوع آسایش بصری و نقش کیفیتهای محیطی در ارتقاء و بهبود منظر شهری آشکار می گردد. (دویران و دیگران، ۱۳۹۱) پدیده آلودگی بصری امروزه اهمیت زیادی در مطالعات محیطی و طراحی شهری پیدا کرده است. زیرا پژوهشهای فراوان نشان می دهد که نقش موثری در کیفیت و جاذبه محیط شهری، رضایت شهروندان و تنشهای روانی دارد. (دبیری، ۱۳۸۸ : ۶۴)
تفاوت تنوع بصری و آشفتگی
نیاز به کثرت و تنوع از بسیار قدیم در تاریخ بشر ایجاد شده است. همینطور یک چشم انداز تک رنگ برای سلولهای شبکیه چشم خسته کننده هستند. آنها برای اینکه عملکرد خوبی داشنه باشند، به تنوع نیاز دارند. (بل، ۱۳۸۶ : ۱۳۵) در هر طرحی، تنوع بصری باید در مقابل نیاز به وحدت در تعادل قرار گیرد. شرایط متعددی وجود دارند که ممکن است با افزایش تنوع ظاهر شوند. در منظر یا ترکیب یکنواخت، می توان با معرفی عناصر یا متغیرهای جدید به جذابیت افزود. با پیشرفت این فرآیند، عناصر اضافه شده و متنوع شروع به تعامل بیشتر می کنند و سازماندهی بیشتری در ترکیب نیاز دارند تا بتوانند وحدت را حفظ کنند. در نهایت تنوع ممکن است از کنترل خارج شود و آشوب بصری ایجاد کند. (بل، ۱۳۸۶: ص ۱۳)
آشفتگی در منظر چیست؟
آشفتگی به عدم تناسب بین زمینه و پیوستگی (تجانس) اشاره می کند. آشفتگی زیاد معمولاً در مکانهایی که دارای پیوستگی هستند، اتفاق می افتد. فرضیه Biophilia کفر و ویفسون، بیان می کند که برقراری ارتباط بین نیازهای بیولوژیکی انسان با طبیعت و بازخورد آشفتگیها و تاثیر آن روی رفاه انسان ضروری است.
شاخصهای آشفتگی می تواند به بخشهای زیر تقسیم شود:

  1. حضور اجزای آزار دهنده (خصوصیاتی که تحت عنوان آشفتگی طبقه بندی می شوند.)
  2. اثرات بصری آشفتگی (محدوده ای که از نظر بصری تحت تاثیر آشفتگی است.) (سعیدی و دیگران، ۱۳۹۶)
بیشتر بخوانید:
آیا هنر شهری می تواند یک فضای مرده را زندگی ببخشد؟

هارمونی و هماهنگی در یک منظر دست نخورده، آرامشی ناشی از توازن و نظمی هارمونیک و به هم پیوسته در تمامی ابعاد؛ ساختارهای زمین شناختی، آب و هوا، رشد و دیگر نیروهای طبیعی به چشم می خورد، اما آنان به عنوان عامل مخل این نظم و توازن، بر آن تاثیر می گذارند. آنگاه که فعالیتهای انسانی مناسب روابط و شرایط بستر باشد، با افزایش سازماندهی محیط مواجهیم و آن هنگام که فعالیتهای انسانی غیرمنطقی و آشفته هستند، شاهد بر هم زدن سازماندهی محیط هستیم. (دبیری، ۱۳۸۸ : ۱۲۲)
از مفاهیم متضاد با هم، پیوستگی و آشفتگی هستند، به گونه ای که عدم وجود آشفتگی به عنوان شاخصی از پیوستگی مطرح است. کاپلانها تعامل بین پیوستگی و پیچیدگی را بیان کردند به این صورت که سیمای سرزمین بیش از حد پیچیده می تواند آشفته یا فاقد انسجام به نظر برسد. طبق نظر کاپلانها، رابطه بین دو مفهوم کاملاً متضاد نیست، طوری که یک منظر می تواند به طور همزمان پیچیده و پیوسته نیز هم باشد و از این نظر سازمان یافته باشد. مقیاس بصری مفهومی است که شاخصهای مختلفی از قبیل آشفتگی (منطقه ای که آشفته به نظر می رسد) و تصورپذیری ( تراکم نقاط دید( را تحت تاثیر قرار می دهد. (سعیدی و دیگران، ۱۳۹۶)
با توجه به مفهوم ادراک بصری و آشفتگی اشاره شده به بررسی این مفاهیم در منظر شهرهای هند می پردازیم.
آشفتگی در شهرهای هند
وقتی به بررسی تاریخ، فرهنگ و زندگی روزمره مردم هند می پردازیم، در هر مجموعه تعدد جزئیات به چشم می خورد. به عنوان مثال در نقوش، اشکال و رنگ پارچه لباسها تنوع به خوبی دیده می شود. حتی در غذاها و استفاده از انواع ادویه ها این تعدد به چشم می خورد. به نظر می رسد مردم هند مردمی علاقه مند به افراط در جزئیات هستند.
آنچه در شهرهای هند به لحاظ بصری درک می شود، تعدد و تنوع بسیار است. این تنوع در بسیاری از نقاط این شهرها از تعادل خارج شده و موجب شکل گیری آشفتگی شده اند. اما آنچه به نظر جالب می رسد این است که ساکنین مشکلی با این آشفتگیها ندارند. از سویی می توان گفت این راحتی با آشفتگی در مردم هندوستان ریشه در تاریخ و فرهنگ آنها و پرداختن به جزئیات در هنر و زندگی روزمره شان دارد. از سوی دیگر می توان به مسئله عادت کردن انسان به محیط زندگی اشاره نمود. این آشفتگی جزئی از سلیقه و فرهنگ این مردم و درک آنها از زیبایی شناسی شده است.

تاثیر آشفتگی بر منظر شهری در شهرهای هند
تصویر ۱: بازار دهلی، منبع: پرنیا شهاب

در مکانهایی که مردم مشغول زندگی روزمره هستند؛ مانند بازار، این آشفتگی در نمای مغازه ها به روشنی دیده می شود. این آشفتگی تنها شامل مناظر بصری نیست، بلکه شامل آلودگی صوتی نیز می شود. شهرهایی که قدیمی و شامل فضاهای تاریخی هستند؛ همچون دهلی، آگرا، جیپور و واراناسی، از لحاظ بصری دارای آشفتگی بیشتر هستند. شاید بتوان این مسئله را در تاریخی بودن، قدیمی بودن و فرهنگ مرتبط با این شاخه ها دانست.
نتیجه گیری
هند کشوری است که می توان گفت در بیشتر جنبه ها با دیگر کشورهای دنیا تفاوت دارد و این خود باعث ایجاد تفاوت در درک بصری، فهم زیبایی شناسی و تعاریفی چون نظم و آشفتگی می شود. به علاوه حضور متمادی در یک فضا و درک بصری یک منظر شهری با کیفیتی نامطلوب باعث ایجاد بالا رفتن تحمل آن و عادت کردن به فضا و تغییر مفهوم زیباشناسی یا به عبارتی سلیقه مخاطبان آن فضا می شود. آنچه در مردم این شهرها با منظرهای آشفته دیده می شد، عدم اهمیت به این آشفتگیها و آرامش آنها یا حتی می توان گفت بی اهمیتی برایشان بود.
پس می توان گفت آشفتگی در مناظر شهرهای هند که مردم غیر بومی را مشوش می سازد، برای مردم این کشور عنصری پذیرفته شده و شاید بتوان گفت غیرمخرب در سلامت روانی آنها است.

تاثیر آشفتگی بر منظر شهری در شهرهای هند
تصویر ۲: بنارس کنار رود گنگ، منبع: پرنیا شهاب

 

منابع

  • پاکزاد، جهانشاه؛ بزرگ، حمید؛ ۱۳۹۵، الفبای روانشناسی محیط برای طراحان، تهران، آرمانشهر
  • کاپلان، راشل؛ کاپلان، استفن؛ ریان، روبرت؛ ۱۳۹۰، طراحی و مدیریت منظر در طبیعت پیرامون از نگاه مردم، ترجمه: علی شرقی، چاپ دوم، تهران، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی
  • بل، سایمون؛ ۱۳۸۶، عناصر طراحی بصری در منظر، ترجمه: محمدرضا مثنوی، چاپ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
  • مک اندرو، فرانسیس تی؛ ۱۳۸۷، روان‌ شناسی محیطی، ترجمه: غلامرضا محمودی، چاپ چهارم، تهران، زرباف اصل
  • دویران، اسماعیل؛ خدایی، داوود؛ غلامی، سعید؛ دانش دوست، مهرداد؛ ۱۳۹۱، سنجش مولفه های آسایش بصری در منظر شهری (با تاکید بر محله حسینیه اعظم زنجان)، فصلنامه جغرافیا و مطالعات محیطی، شماره ۳
  • دبیری، مریم؛ ۱۳۸۸، صنعت همنوا با منظر (ارزیابی کیفیت منظر صنعتی)، پایان‌ نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی
  • سعیدی، سپیده؛ سعیدی، سحر؛ ۱۳۹۶، ثبت ویژگیهای بصری سیمای سرزمین با استفاده از شاخصها؛ بر اساس نظریه زیبایی شناختی سیمای سرزمین، فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره ۴۱، صص ۷۱-۹۱
  • لاوسون، برایان؛ ۱۳۹۱، زبان فضا، ترجمه: علیرضا عینی ‌فر و فواد کریمیان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید