معمار فنلاندی Eliel Saarinen می گوید: «هر چیزی را که طراحی می کنید، آنرا به عنوان عضوی ببینید در یک بستر بزرگتر؛ صندلی در اتاق، اتاق در خانه، خانه در محیط و محیط در پلان شهری.» این تغییر نگرش به ­ظاهر کوچک می تواند به موجی عظیم در هر جریان رو به رشدی منجر شود.در شهر کوچک دانمارکی Holstebro، مسابقه ای برای طراحی سالنِ تئاتر موزیکال برپا شد که فرصتی برای ارائه تعریفی دوباره از فضاهای عمومی فراهم آورد. در سال ۲۰۰۶، شرکت معماری هلندی ORKA، برنده این رقابت شد. آنها ظرف چند سال موفق شدند آن قسمت از شهر را از فضایی منزوی به کاتالیزوری در راستای بهبود توسعه آینده شهری تبدیل کنند.

رودخانه؛ چگونه محدودیت تبدیل به فرصت می شود

Storaa رودخانه ای کوچک است که شهر Holstebro را به دو بخش تقسیم می کند؛ بخش شمالی و جنوبی قبل از این فضای آبیِ؛ منزوی و متروکه بود و تنها با بنرهای تبلیغاتی و محوطه های پارکینگ شهری احاطه شده بود. با گذر زمان، گام به گام، شهر رودخانه را فراموش کرد تا حدی که آنجا به فضایی مرده و بدون زندگی تبدیل شد.معماران منظر ORKA، با این پروژه، رودخانه را از مشکل به یک فرصت تبدیل کردند و به جای آنکه صرفاً جدا کننده شهر باشد به عنصری کلیدی برای آن بدل شد. در واقع می توان گفت که رودخانه به نقطه عطف کل پروژه تبدیل گشت.
معماران کناره رودخانه را از فضایی فراموش شده که تنها نقش عملکردی داشت، به مکانی برای بودن، تبدیل کردند؛ تعریفی بسیار جذابتر و با کیفیت فضایی بیشتر به آن بخشیدند. در حال حاضر قدم زدن در کرانه رودخانه با لذت همراه است، لذتی وافر از فضای احیاء شده نظرگاهی روباز که به شهر خدمت می کند و در آینده نزدیک، به عنوان کاتالیزوری برای توسعه بیشتر شهر خواهد بود.

طراحی فضای تاشونده

در حال حاضر، کرانه رود به تئاتری رو باز و مشرف به رودخانه تبدیل شده است. طراحی آن به گونه ای است که صحنه نمایش با پل، آب و لایه های بر روی هم تا شده احاطه شده است. در نهایت با ادامه ایده ایجاد فضاهای مستمر، “فضای مجسمه گون” خلق شد تا جایی که هر لایه تا شده نقشی منحصربفرد یافت، در جایی به عنوان مسیر، نقطه کوچک نظرگاهی و در جایی به سادگی به عنوان محلی برای نشستن مورد استفاده قرار می گیرد.
در این پروژه، به گونه ای ناملموس، با طراحی شیبهای نرم، مسیرهای عملکردی برای پیاده روی و دوچرخه سواری تعریف شده است که کاربران را به سوی تجربه ای لذتبخش هدایت می کند. به موازات رودخانه، بازدیدکنندگان می توانند بنشینند و با مشاهده حرکت موجهای آب به آرامش دست یابند. همچنین در فضاهای تازه احداث شده، همچون لبه جنوبی، تمهیداتی مانند صحنه نمایش و پله هایی برای نشستن فراهم شده است تا شهروندان بتوانند روزهایی را به تماشای مراسم متنوع بزرگ و کوچک بنشینند.|
پل طراحی شده در مرکز رودخانه، دو لایه شهر را – که با وجود رودخانه جدا شده اند – به هم پیوند می دهد. همچنین انتخابهای متعددی را پیش روی شهروندان می گذارد؛ می توانید از آن گذر کنید، روی نیمکتهای طراحی شده بنشینید و با دوستتان به مکالمه بپردازید یا تنها چشم اندازهای زیبا شهری را از زوایای متعدد به تماشا بنشینید.

درون و بیرون

شاید تصور شود که توجه معماری منظر تنها معطوف به طراحی پروژه های فضای باز است، اما تین گفته یک قرارداد نیست. در این پروژه، معماران گروه ORKA، نشان دادند که طراحی منظر می تواند چیزی فراتر از همه این مرزها باشد: منظر می تواند رابطه ای قوی میان درون و بیرون ایجاد کند. میدان عمومیِ طراحی شده در جبهه جنوبی سالن تئاتر تنها نقش فضای روباز ندارد بلکه بازتابی است از درونِ ساختمانهای مجاور؛ عرصه عمومی نمودی است از فعالیتهایی که در درون ساختمان اتفاق می افتد. با اندکی دقت می توان گفت که میدان به تئاتری روباز تبدیل شده است؛ صحنه ای زنده و پویا، جایی که مردم عادی بازیگران اصلی آن هستند. صحنه عوض شده و به فراخورِ آن تجربه های مختلف عرضه می شود.
پرده ای از آب بر روی سنگفرشها می تواند نقش فواره داشته باشد و یا فضایی برای بازی کودکان باشد. این قسمت اندکی بالاتر از سطح باقی محوطه قرار داده شده است، به این ترتیب فضایی غیرمحصور و آزاد از چشم انداز ماشینها خلق شده است. همچنین نهر پهناور با نظام کاشت درخت و چمن ترکیب شده است.

فضای سرزنده

در این پروژه توجه ویژه ای معطوف به پلان روشنایی شده است. اگر هنگام غروب در پیاده راه کنار رودخانه قدم بزنید، چیزی فراتر از نورهای مستقیم مصنوعی توجه شما را به خود جلب می کند. این نورپردازی، فضایی سرزنده و پر جنب و جوش فراهم می کند؛ به طوری که حسی مثبت در طول تفرج همراه شماست تا از این تجربه سرگرم شوید. طراحان استفاده شهروندان از عرصه عمومی را تقویت کردند و با تکیه بر تعریف نورپردازی پویا، منظری از شهر خلق کردند که بازدیدکنندگان را به نشاط می آورد.

قدرت قطعه ای واحد

پروژه نمود واقعی این حقیقت است که چگونه یک سازه منفرد به عنوان قطعه ای واحد می تواند معنی کل همسایگی و در ادامه کل یک شهر را عوض کند. هر پروژه همواره جزئی از یک چیز بزرگتر است؛ این نگرش می تواند رابطه ای جدید میان پروژه با محیط پیرامونش بنیان کند. همانطوری که ORKA با طراحی این پروژه نشان داد، هدف تنها پاسخ دادن به یک پرسش نیست، بلکه راه اندازیِ یک فرآیند و خلق بینشی وسیعتر با هدف خلق شهرهایی بهتر است.
برای اطلاعات بیشتر و دیدن تصاویر این پروژه به لینک زیر مراجعه کنید:

∴ لینک متن کامل خبر ∴

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید