فضای باز شهری، به عنوان عرصه ی تجمع انسانها، فعالیتها و رفتارها و در یک کلام، به عنوان محلی برای رویدادهای مختلف عمل می نماید. رویدادهایی که در گذشته حادث شده و در خاطرات جمعی و فردی ثبت می شوند، وقایعی که در حال حاضر در زندگی روزمره شهروندان نقش ایفا کرده و همچنین امیال و توقعات آنها از آن مکان را برای بهبود زندگی جمعی اش برآورده می کند.
میدان و تکیه امیرچخماق یزد و میدان شاه ولی تفت هردو از این دست فضا هستند که از حیث فرم ظاهری و کالبد و نیز اهمیت و موقعیتشان در شهر بسیار شبیه به هم عمل می کنند. هردوی آنها در جوار بازارهای سنتی و نقطه ی عطفی در شهر محسوب می شوند و نقش پررنگی در تجمعات مردمی و مذهبی (خصوصا در ایام محرم) ایفا می کنند. با این وجود، معمولا فرد در هریک از این دو فضا حس متفاوتی را تجربه می کند. به زبان ساده می توان گفت که در میدان شاه ولی تفت در عین پویایی فضا، آرامشی نهفته است که از حضور مردمش ناشی می شود. اما حضور مردم چیزی نیست که به میدان تزریق شده باشد، بلکه بخشی از وجود آن است.

مقایسه پویایی و پاسخ‌دهی به نیاز شهروندان در میدان امیرچخماق یزد و شاه ولی تفت
تفاوت حضور مردم در دو میدان. میدان شاه ولی تفت (چپ) منبع: زهرا بحرالعلومی. میدان امیرچخماق (راست) منبع: نگارنده
میدان در نقش فضای جمعی نه فلکه ترددی

شاید بتوان تأثیرگذارترین دلیل تفاوت دو میدان را پیاده مدار بودن میدان شاه ولی و در مقابل آن واقع شدن میدان امیرچخماق در میان مسیرهای پرتردد سواره دانست که سبب شده تا این میدان بیشتر در نقش فلکه ظاهر شود و رفت و آمد پیاده به داخل آن به سختی صورت گیرد.

مقایسه پویایی و پاسخ‌دهی به نیاز شهروندان در میدان امیرچخماق یزد و شاه ولی تفت
موقعیت میدان شاه ولی تفت (راست) و میدان امیرچخماق (چپ) و مسیرهای اطراف. منبع: Google Earth
نظم کالبدی و غیرکالبدی

حرکت سواره در حاشیه ی میدان امیرچخماق سبب شده تا شلوغی و بی نظمی اطراف در ساعات پرتردد، در بیننده حس ناخوشایدنی ایجاد کند. در میان انبوهی از وسایل نقلیه و فضاهای تجاری اطراف که به مرور زمان شکل سنتی خود را از دست داده اند، نوعی بی نظمی در کالبد میدان نیز مشاهده می شود، در واقع نه خود میدان، بلکه بازوهای الحاقی ساخته شده در دوطرف آن که حتی ساده ترین تناسبات و سلسله مراتب موجود در کالبد اصلی میدان را نادیده گرفته است.

عدم محصوریت و ایزوله نکردن میدان

عامل دیگری که حضور مردم را در میدان امیرچخماق کمرنگ نموده، همین جداره های دو طرف میدان است که مانعی میان میدان و دانه های تجاری اطراف گردیده که به لحاظ بصری میدان را محصور و از بطن بازار جدا ساخته است. در صورتی که در گذشته کالبد بازار جداره ی میدان را تشکیل می داد و این امر خود حضور بیشتر مردم را به همراه داشت. به طوری که می توانیم تأثیر این موضوع را در میدان شاه ولی به خوبی مشاهده کنیم، یعنی بازار و حضور مردم است که در حفظ بقا و سرزندگی آن نقش پررنگی ایفا می کند.

مقایسه پویایی و پاسخ‌دهی به نیاز شهروندان در میدان امیرچخماق یزد و شاه ولی تفت
بازوهای الحاقی به میدان امیرچخماق یزد که باعث محصوریت بصری آن شده است. منبع: نگارنده
درسهای میدان شاه ولی برای میدان امیرچخماق

با این توضیحات می توان به این نتیجه رسید که پیاده مدار بودن و سهولت حضور افراد در میدان، می تواند بیشترین تاثیر را بر ابعاد مختلف کارکردی میدان داشته باشد. به طوری که میدان شاه ولی توانسته است با کمی عقب کشیدن از بر خیابان، عرصه ای ایجاد کند که حضور وسایل نقلیه و شلوغی ناشی از آن را در اطراف خود به حداقل برساند (امید است که با اقداماتی در آینده، از پارک کردن خودرو ها در عرصه ی میدان ممانعت شود و حضور آنها کاملا حذف گردد). با وجود این عقب نشستگی، میدان به دلیل قرارگیری در بطن بازار، همچنان پویایی خود را حفظ کرده و توانسته نقش خود را به عنوان فضای باز جمعی به خوبی ایفا کند و همچنین نقطه عطف مهمی در شهر باشد. درکل می توان گفت مفهوم میدان نه درشکل و کالبد، بلکه براساس حضور سیال عابران شکل می گیرد و هر امری که این حضور را مختل کند به سرزندگی و حیات آن لطمه وارد می آورد.

* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی گروه معماری منظر دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، به استان یزد در آبان ماه ۱۳۹۴ است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید