نهمین نشست از سلسله نشستهای مطالعات عالی پدیدارشناسی منظر شهری با موضوع فضاهای نوین جمعی در ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۵ در موزه هنرهای معاصر تهران، توسط پژوهشکده نظر و سازمان زیباسازی شهر تهران برگزار شد. این نشست با سخنرانی دکتر ناتالی لومارشان، استاد جغرافیای شهری دانشگاه پاریس ۸ و دکتر ناصر براتی، استادیار گروه شهرسازی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین و سه تن از پژوهشگران دکتری در دو نوبت صبح و بعد از ظهر برگزار شد.
در ابتدا، دکتر سید امیر منصوری، رئیس پژوهشکده نظر، با اشاره به هشت نشست پیشین، موضوع فضاهای نوین جمعی را دارای نقشی موثر در منظر شهری خوانده و اعتقاد داشتند که این موضوع در میان تمامی رشته ها مشترک است. از طرف دیگر، تنوع موضوعات اشاره شده در این نشست و نشستهای گذشته را معلول زمینه های مختلفی دانستند که در ساخت منظر شهری دخالت دارد.
ایشان همچنین به این موضوع اشاره داشتند که آن چه در مورد این پدیده در ایران روی داده با اتفاقات خارج از ایران متفاوت است. به این معنی که اینگونه فضاها به عنوان یک فضای مستقل در دل مراکز تجاری پدید آمده و به عنوان یک فضای سنتی شناخته شده نیست. دکتر منصوری در پایان سخنرانی خود این سوال را مطرح کرده که این‌گونه فضاها به عنوان یک فضای جمعی شهری همانند مراکز محله، بازارها، خیابانها و …، در منظر شهری چه نقشی را ایفاء می کنند؟

نهمین همایش مطالعات پدیدارشناسی منظر شهری. عکس: نیوشا جوکار
سخنرانی نخست

مراکز تجاری در منظر شهری، یک عنصر ساختار دهنده یا ساختار شکن؟ (دکتر ناتالی لومارشان)
این بخش از برنامه با سخنرانی دکتر ناتالی لومارشان و ترجمه دکتر رفیعی در نوبت صبح برگزار شد. دکتر لومارشان مراکز تجاری را موضوعی بسیار مهم و نیازمند به تفکر زیاد برای درک بیشتر این مناطق در منظر شهری دانستند. به گفته ایشان، مراکز تجاری به عنوان موضوعی برخلاف ساخت و ساز شهری مطرح هستند که باعث تخریب شهر می شوند. از طرف دیگر ایجاد مراکز تجاری ناشی از جهانی گرایی اقتصادی بوده و باعث شده منظر محلی جای خود را به فضاهای استاندارد شده تجاری بدهد.
از نظر تاریخی، اولین مراکز تجاری به شکل امروزی در سال ۱۹۱۶ در شیکاگو در آمریکا، به صورت یک محله تجاری با ردیفی از مغازه ها با پارکینگی که در جلو آن ایجاد شده بود، ساخته شد. با پر رنگ شدن نقش اتومبیل در زندگی شهروندان و تبدیل خانه ها به واحدهای آپارتمانی، تغییر شکل و مورفولوژی شهرها و ایجاد مراکز تجاری تکمیل شد. با پیشرفت تکنولوژی نسل جدیدی از مراکز تجاری شکل گرفت که منظر مصنوعی و مدرن جدیدی ایجاد کرد. نسلهای اولیه مراکز تجاری بسته به دلیل دسترسی مناسب تر، در کنار بزرگراهها ایجاد شدند. کم کم موفقیت این مراکز سبب توسعه و گسترش آن در دیگر نقاط علاوه بر آمریکا شد. در فرانسه، این مراکز تابع دو الگو بودند:

  • در سال ۱۹۶۹ در حومه شهر نیس و پاریس، ساخت مراکز تجاری منطقه ای با الگوی آمریکایی و به صورت پنجاه مغازه در دو طبقه با استخری با کف شیشه ای در طبقه پشت بام آغاز شد.
  • الگوی دوم در مراکز تجاری فرانسه، ایجاد یک فروشگاه بزرگ مواد غذایی و یک سری از مغازه های دیگر در اطراف آن بود؛ به گونه ای که مراجعه کنندگان بدون خروج از این مراکز قادر به تهیه تمامی نیازهای خود بوده و مغازه ها بدون رقابت با یکدیگر، تکمیل کننده محصولات توزیع شده باشند. رفته رفته، این مراکز نقش تفریحی برای مردم پیدا کرده و از حومه شهر به داخل شهرها راه پیدا کردند.
دکتر ناتالی لومارشان، استاد جغرافیای شهری دانشگاه پاریس ۸. عکس: نیوشا جوکار

از طرفی دیگر، موفقیت مراکز تجاری حومه شهر باعث رکود مراکز داخل شهر چه از لحاظ شهرسازی و چه اقتصادی شدند. در نتیجه متخصصین شهرسازی به این نتیجه رسیدند که مراکز داخل شهر برای رونق فضاهای داخلی شهری نیاز به احیاء دارند.
بنابراین، مراکز تجاری جدیدی در قلب شهر شکل گرفتند که با توجه به سایت و یا سازنده آنها، ویژگیهای خاص خود را پیدا کردند. سایتهای وسیعی که در اختیار این مراکز قرار می گرفت، موجب شکل گیری فضاهای جدید معماری از جمله رستورانها، سینماها و فضاهای بازی شد که به نوعی به پرچم جهانی شدن (Globalization) و مدرنیته تبدیل شده و به تدریج سبب نابودی و کساد مغازه ها و فروشگاههای محلی به شکل قدیمی و سنتی آن شد.
در ادامه، دکتر لومارشان، با ذکر دو نمونه موردی از دو مرکز تجاری در شهر ساندیگو در نزدیکی مرز مکزیک و در کانادا، به هویتی که این مراکز برای مردم ایجاد کرده اند، اشاره کرد؛ به طوری که انسان در این فضاها احساس می کند که هم متعلق به آن مکان و هم در ارتباط با دنیا است. در پایان بحث ایشان چنین بیان کردند که مراکز تجاری تنها عنصر شکل گیری فضای عمومی جدید جهانی نیست بلکه یکی از عناصر شاخص در این زمینه است که تجربه ای مشترک میان انسانهای دنیا رقم می زند.

سخنرانی دوم

ظهور فضاهای عمومی در غیاب فضای شهری فعال (دکتر ناصر براتی)
در این بخش از همایش، دکتر ناصر براتی، استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، در باب این موضوع، نکاتی را با دیدگاه منتقدانه مطرح کردند. در شروع بحث، ایشان به ضرورت عملکرد و جایگاه فضای عمومی شهری اشاره کردند و فضاهای عمومی شهری را جایی خواندند که انسانها، اجتماعی بودن و فرهنگ خود را به تجربه می گذراند. ایشان کودکان را مهمترین مخاطبان دانستند که فضاها می توانند بر رشد و فرهنگ و شناخت آنان اثری عمیق داشته باشد. با نگاه به تاریخچه فضاهای عمومی در تهران می‌توان دریافت که در گذشته با توجه به مفهوم محله نشینی، مراکز محله و بازارها به طور عمده نقش فضاهای جمعی و همچنین فضاهای تجاری را به شکل سنتی ایفاء می کردند. با ورود به دوران مدرنیته، ماشین جای انسان را گرفته و متاسفانه با ادامه این وضعیت، ماشین به فضاهای عمومی نیز نفوذ کرده و باعث شکاف میان مردم شده که البته امری غیر قابل اجتناب است.
به بیانی دیگر، شهرسازی در ایران از یک انحراف بزرگ آغاز شده است؛ چرا که در اروپا، شهرسازی مدرن، اول در نتیجه صنعتی شدن شکل گرفت اما در ایران، روش جدید شهرسازی، از طریق کمکهای آمریکا و جنگ جهانی دوم در قالب طرح ترومن ۴ به ایران تحمیل شد و بدون اینکه این طرح فرصت ایرانیزه شدن را پیدا کند، از آن به صورت یک الگوی کپی برداری شده استفاده شد.

دکتر ناصر براتی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین. عکس: نیوشا جوکار

در ادامه ایشان فضاهای عمومی را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرده که یکی از آنها فضاهایی است که به سمت مال‌ها سوق داده می شود و دسته بعد پیاده راهها است که خود به دو دسته موفق (پیاده راه ۱۵ خرداد، پیاده راه مروی و باغ سپهسالار) و ناموفق (پیاده راه ۱۷ شهریور) تقسیم می‌شود. از نظر ایشان، دلیل موفق بودن برخی پیاده راهها، سابقه و پتانسیل موجود در آنها بوده است. به عنوان مثال در پیاده راه ۱۷ شهریور، هیچگونه ماهیت تاریخی یا ظرفیت برای تبدیل این مکان به پیاده راه وجود نداشته و حتی بافت اجتماعی اطراف آن نیز برای این کار مساعد نبوده است. به همین دلیل این طرح، شکست خورده تا حدی که مجبور به تبدیل بخش اعظمی از آن به سواره رو شده اند. در ادامه، چهار راه ولیعصر به عنوان مرکز ثقل اصلی شهر تهران مطرح شد که متاسفانه تعاملات اجتماعی در آن تا حد زیادی از بین رفته و فضای روی زمین به عبور ماشینها اختصاص داده شده است.
در جمع بندی، ایشان فضاهای شهری و به ویژه فضاهای عمومی شهری را محلی برای به نمایش گذاشتن فرهنگ متعالی ملی، اخلاق عالیه و حسنه و فضاهای با کرامت انسانی دانستند که فرصتی برای نسل جدید و آشنایی آنها با ارزشها، اعتقادات، باورها و هنجارها و همچنین آشنایی با هنر، ادبیات، شعر و تاریخ است؛ چرا که همه اینها فقط در فضای عمومی شهری می تواند اتفاق بیفتد.

سخنرانی سوم

مراکز تجاری، گونه فضای عمومی جدید در تهران (شهرزاد خادمی)
خانم خادمی در گام اول به خاص شدن فضاهای جمعی نوین نسبت به فضاهای عمومی، به دلیل تعاملات اجتماعی خاص آن پرداخته و عنوان کردند این مساله در مراکز تجاری کشور ما نیز در حال شکل گیری است. در گام بعدی، مقایسه ای میان ایران و آمریکا و نحوه شکل گیری این مراکز در آنها شرح داده شد.
این مراکز در آمریکا، ابتدا در مرکز شهر ایجاد شده و سپس به صورت خطی و در قالب فضای باز در کنار خطوط تراموا شکل گرفت. پس از آن در دهه دوم قرن ۲۰، فروشگاههای زنجیره ای و سوپرمارکتهای بزرگ رواج یافته و فرمتهای یکسانی از مراکز تجاری ایجاد شد. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم دچار رکود اقتصادی شد اما از دهه ۷۰ به بعد، فرمت مال‌ها استاندارد شده و پیدایش فرهنگ مال(Mall Culture)  و ایجاد رستورانها و فضاهای بازی در این مراکز، سبب جذب و استقبال بیشتر از سوی جوانان شد. در نهایت در قرن ۲۱، اینگونه فضاها به مرکز شهر آمده و فضای خرید و زندگی دوباره یکی شد.
در ایران، پیش از انقلاب و سالهای جنگ تحمیلی، تعاملات اجتماعی مردم از بازارهای سنتی شروع شده با این تفاوت که این فضاها مستقل از فضای شهری نبوده بلکه از دل خود شهر بیرون آمده اند. پس از ورود مدرنیته به ایران، در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول و دوم، در سال ۱۳۳۶ فروشگاه فردوسی (شهر و روستا) ساخته شد که تغییری در فرهنگ خرید مردم ایران بود. اما در سالهای انقلاب و جنگ تحمیلی، روند ساخت و ساز در کشور با رکود مواجه شد. پس از آن از اوائل دهه ۷۰، تحولات بزرگی در پروژه ها شکل گرفت و مراکز خرید طی سالها به پاتوق جوانان و فضاهای تفریحی تغییر شکل دادند.
از بررسی این دو مبحث می توان نتیجه گرفت که بازارها و مراکز تجاری در فرهنگ ما، از گذشته تاکنون، صرفاً فضای خرید نبوده، بلکه به ‌عنوان خاستگاه رویدادهای اجتماعی نیز مطرح بوده است. در ادامه، چهار مرکز تجاری تهران (کوروش- ارگ تجریش- پالادیوم- روشا) به عنوان نمونه موردی بررسی شد. جمع بندی نهایی بدین صورت مطرح شد که با وجود اینکه این فضاها ممکن است از قبل به منظور فعالیتهای جمعی طراحی شده باشند، باز هم با برخورد قهرانه مواجه می‌شوند. این فضاها به صورت اختصاصی، ممکن است فقط توسط قشر خاصی از جامعه، به خصوص جوانان مورد استقبال قرار گیرد و برای دیگر اقشار جذابیتی نداشته باشند.

شهرزاد خادمی. عکس: نیوشا جوکار
سخنرانی چهارم

مفهوم سرزندگی در فضای عمومی مراکز تجاری (الهام نهاوندی)
خانم نهاوندی در ابتدا به نقش بازارهای سنتی، به عنوان فضاهای جمعی در گذشته و چگونگی جایگزینی آنها با مجتمع های تجاری اشاره کرد. ایشان بیان کردند که هنگام طراحی مجتمع های تجاری، طراحان به منظور جذب بیشتر مردم و رونق بیشتر مجتمع، یک سری فضاهای جمعی را در دل آنها تعریف کردند که پس از مدتی خود به صورت مستقل مورد توجه قرار گرفتند. در این پژوهش با بیان نمونه های موردی (مجتمع ستاره فارس در استان فارس، مرکز خرید تیراژه ۲، کوروش و سون سنتر در تهران) به دلایل جذابیت و سرزندگی این گونه فضاها در برخی از مجتمع‌ های تجاری پرداخته شد. در نهایت، دلایل سرزندگی این گونه فضاها به این صورت نام برده شد:
مبلمان شهری، تنوع کارکردی، آسایش محیطی، القاء حس هویت، دید و منظر، رنگ و نور، اجتماع پذیری و حس محصوریت؛ البته برخی از این دلایل از جمله دید و منظر و یا اجتماع پذیری و رنگ و نور، میان این فضاها و فضاهای عمومی شهری مشترک است.
دلایل اختصاصی نیز که باعث تمایز این فضاها شده به دو دسته تقسیم شده است:

  • دلایل مربوط به معیار نیمه عمومی بودن فضا که شاخص‌های آن شامل دنج بودن فضا، القاء حس آرامش به واسطه محصوریت و کوچک بودن و امنیت فضاها است.
  • دلایل مربوط به معیار راحتی که شامل دسترسیهای آسان به بخشهای خدماتی همانند سرویس بهداشتی و پارکینگ، آسایش حرارتی و دسترسی برای همگان است.
الهام نهاوندی. عکس: نیوشا جوکار
سخنرانی پنجم

سنجش الگوی حضور در فضاهای نوین جمعی (عباس آذری)
در ابتدای این بحث، اصطلاح “مکان سوم” مطرح شد. این اصطلاح اولین بار توسط الدنبرگ به کار برده شد که به معنی رویکرد نوع زندگی در دنیای مدرن امروزی است. در این عبارت، خانه به عنوان مکان اول، محل کار به عنوان مکان دوم نامبرده شده و مکان سوم، فضایی است برای تعاملات اجتماعی مردم. در واقع، این تعریف نشان دهنده وجود خلاء در فضاهای عمومی است.

عباس آذری. عکس: نیوشا جوکار

پس از این رویکرد، به بحث الگوی حضور اشاره شد که شناخت آن در یک فضای شهری در سال ۱۹۹۶ مطرح شد و محصولی متفاوت در طراحی فضای شهری ایجاد کرد. طبق این الگو می توان الگوهای حضور در فضا را قبل از طراحی آن شبیه سازی و حرکات را پیش بینی کرد. دو عامل زمان و تراکم حرکت بر این الگو تاثیرگذار هستند. مجتمع تجاری کوروش به عنوان نمونه موردی در این پژوهش بررسی شد و این شبیه سازی در مورد آن انجام شده است. در نهایت اشاره شد که در طراحی فضاها باید نگاهی هوشمندانه داشت، به طوری که قبل از طراحی و یا حتی آزمون و خطا کردن، می توان آن را شبیه سازی کرده که باعث هدایت طراحان و شهرسازان به سوی هدف مشترک آنها که شهرسازی آگاهانه و ایجاد یک طرح موفق است، باشد.

میزگرد تخصصی با حضور دکتر لومارشان و دکتر براتی. عکس: نیوشا جوکار

در قسمت نهایی همایش و پس از پایان سخنرانیها، زمانی به میزگردی جهت پرسشهایی از سوی حضار در همایش و پاسخ از سوی سخنرانان اصلی، دکتر ناتالی لومارشان و دکتر ناصر براتی، اختصاص یافت و پس از پرسش و پاسخها و تکمیل بحثهای صورت گرفته، همایش به پایان رسید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید