با فهرست گسترده ای از افتخاراتی که توسط شرکت OMA کسب شده، اما این شرکت توسط رم کولهاس گسترش پیدا نکرده است. رم کولهاس متولد ۱۷ نوامبر ۱۹۴۴، پدر خوانده معماری معاصر لقب گرفته است. طراح و تئوریسینی که با تخصص بیش از ۴۰ سال انقلابی به پا کرد تا توجه معماران را به روش کار و تاثیر آنها از فضا جلب کند و طراحی ساختمانها را تا به امروز ادامه داده به نحوی که امکانات را برای خلق فضای جدید معماری رو به جلو هدایت کند.
رم کولهاس در روتردام هلند متولد شد. در سن ۸ سالگی پدر کولهاس یک موقعیت مناسب شغلی برای برنامه فرهنگی در جاکارتا در اندونزی گرفت و در نهایت با خانواده خود به آسیا رفتند. سه سال بعد به آمستردام برگشتد، جایی که در آنجا کولهاس فیلمسازی را شروع کرد، (مرحله ای که او معتقد است هنوز روی زندگی اش تاثیر می گذارد). در سال ۱۹۶۸ در یک مدرسه وابسته به انجمن معماران در لندن ثبت نام کرد. پس از انجام مطالعات مستمر در دانشگاه کرنل و موسسه مطالعات شهری معماری در شهر نیویورک، کولهاس به لندن بازگشت و شرکت خود، OMA، را در کنار همسرش Madelon Vriesendorp، Elia و Zoe Zenghelis تاسیس کرد. او همچنین تدریس در آلما متر را شروع کرد. او در آن زمان زاها حدید جوان را نیز ملاقات کرد. حدید خیلی زود به OMA پیوست و با هم در گروهی برای انجام یک سری از کارهای بسیار مفهومی همکاری کردند، عمدتاً پروژه های ساخته نشده ای که شاخص ترین آنها ساختمان پارلمان هلند در لاهه بود.
در این مدت، کولهاس متنی با عنوان “هذیان نیویورک”، به عنوان یک بیانیه شهری نوشت که استراتژی معمارانه آتی خود را در آن مطرح کرد. در این متن، کولهاس به تحسین شهرهای بسیار متراکم پرداخت. «فرهنگ متراکم» به عنوان عوارض شهری رشد فرهنگی نهفته است که تعامل از پیش تعیین نشده می تواند آنرا به سمت نوآوری و خلاقیت هدایت کند. در این متن اولین هدف کولهاس که ایده ای از «برنامه ریزی متقابل» بود قرار داشت و به طور عمدی نوعی برنامه غیرمنتظره با ساختمانهایی از انواع مختلف را نشان می دهد، همچون راههای کاربردی برای آسمانخراشها. این ایده، فرمهای متنوعی را در برگرفته است؛ به عنوان مثال در آن پیشنهاد ناموفق واحدهای بیمارستانی برای بی خانمانها همراه با طراحی او برای کتابخانه مرکزی سیاتل قرار دارد. این کتاب امروزه هنوز هم به عنوان بخشی اصلی از قانون معمارانه مطرح می شود.
پس از جدایی حدید از شرکت، OMA اولین دستمزد اصلی را به وسیله تاتر رقص لاهه در هلند دریافت کرد. ساختمانی که مظهر بسیاری از ایده های هذیان نیویورک بود و در سال ۱۹۸۷ کامل شد. ویژگی طراحی حجمی آن ترکیبی از احجام متنوع و برخورد مصالح در یک مسیر یکپارچه برای ایجاد نوع جدیدی از فضا و یک ترکیب بندی مهیج و ویژه بود.
خانه فارنس ورس، روح طرحهای منحصربفرد خود را به درخواستهای موردنیاز مالکان در بخشهای نیازمند بازسازی دمید. ویلا دال ایوا یک استخر سقفی و یک تضاد از رنگهای پویا در مصالح برجسته را با جانمایی بی قاعده ستونها و دیوارهایی از بتن درجا در بنایی سه طبقه و باریک بر روی زمین در نظر گرفت. واحدهای آپارتمان خصوصی به وسیله فضای استراحت شیشه ای در پایین و استخر سقفی با هم در ارتباط هستند. این طراحی میسون بوردگس (Maison Bordeaux) شامل سه طبقه متنوع با ارتباطات نامشخص به منظور اجرای نوعی دستور کار است. این دستور کار ارتباط فضاهای مختلف به وسیله یک آسانسور بسیار بزرگ به دفتر کاری برای همسر است، زیرا او از صندلی چرخ دار استفاده می کند.
در دهه بعد با پیدایش منبع فکری معمارانه و گروه تحقیق OMA در سال ۱۹۹۹، شاهد گسترش عظیم در داخل این شرکت هستیم. این شرکت از آن زمان به طراحی برای نمایشگاههای متعدد و رویدادهایی مختلف پرداخت که فروشگاهها و مسیر نمایش خانه مد و فشن پرادا نیز نمونه ای از این طرحها هستند. ساختمانهای کلیدی برای OMA در دهه اول قرن ۲۱، موزیکا کاسادا در پورتو (۲۰۰۵)، تئاتر وایلی در دالاس (۲۰۰۹)، مرکزIIT – مک کورمیک تریبون در شیکاگو (۲۰۰۱) و کتابخانه مرکزی سیاتل (۲۰۰۴) بودند. کتابخانه سیاتل تاثیر عمیقی در رویکرد معمارانه و دیاگرامهای معماری گذاشت، به ویژه از زمانی که توسط معماران جهانی مورد استفاده قرار گرفت. نقشه های کتابخانه چرخان روی دید پر رنگتری از شهر تاکید می کند و همچنین کارشناسان را بر اینکه زیبایی مشتقی از تمرکز بر تجربیات کاربران است، متقاعد می کند.
پس از آن، کولهاس دستی بر طراحی آسمانخراشهای بین المللی زد که شامل ساختمان مرکزی CCTV در پکن، ساختمانی با کاربری ترکیبی در روتردام، سالن میلستن در دانشگاه کرنل و فوندایژن پرادا در میلان است.
در سالهای اخیر رم کولهاس ادعا کرده که معماری خود را به عناصر بنیادی آن شکسته است. او در مقام ریاست دو سالانه ۲۰۱۴ ونیز، برای امکان هوشمندسازی شهرها و انجام مطالعات شهرسازی در لاگوس نیجریه مورد تحسین قرار گرفت. او همچنین به خاطر مطالعات در حوزه فلسفه skepticism و اثبات ادعاهای عجیب خود است. مانند اینکه می گوید: “مردم می توانند در هر جایی ساکن شوند و آنها می توانند در هر جایی بدبخت و در هر جایی سرخوش شوند. بیشتر و بیشتر من معتقدم که معماری برای این موضوع کاری انجام نداده است.”
ادعاهایی به رهبری کولهاس به نامهای «بحث برانگیز ترین شکل در معماری» و «یک ضد معماری» مطرح شد، اما ادعاهای وی به عنوان مردی متخصص شکست می خورد، کسی که همیشه مراحل بعدی در معماری را دنبال می کند و کسی نمی تواند بزرگتر از او فکر کند. او به وسیله کمک به تربیت دستیارانی نظیر بیزاک اینگلس (Bjarke Ingels)، اول شیرین (Ole Scheeren) ، فرشید موسوی، جین گنگ (Jeanne Gang)، واینی ماس (Winy Maas) و بسیاری از افراد مشهور دیگر راهش را ادامه می دهد. کولهاس راههای دیگری را برای این افکار بزرگ پیدا کرده است؛ ساخت آینده.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید