موسسه معماران آمریکایی (AIA) اعلام کرد که مدال طلای سال ۲۰۱۷ را به پائول ریور ویلیامز (Paul Revere Williams) اهدا کرده است. با توجه به تولیدات پنج دهه فعالیت حرفه ای او، کسانی که با معماری سالهای اول هالیوود آشنا نیستند، ممکن است نام ویلیامز را نشناسند. اما او برای طراحی نزدیک به ۳۰۰۰ ساختمان و بودن در میان “معماران ستاره” در میان بسیاری دیگر مثل فرانک سیناترا و به عنوان اولین عضو سیاه پوست AIA، فردی برجسته است.

جزییات زندگی ویلیامز، به عنوان یک آفریقایی – آمریکایی که خدماتی را برای بعضی از ثروتمندترین و قویترین افراد در این کشور ارئه می دهد، بسیار عجیب است. او اغلب جزئیات کار خود را از بین می برد. یک قضیه درباره زندگی او زیاد مطرح شده و آن چگونگی یادگیری کشیدن طرحها به صورت وارونه است تا مجبور نشود بسیار نزدیک به مشتریان خود بنشیند. البته او با معلم دبیرستان خود نیز در زمینه ایده معلم که می گفت هیچ تقاضایی برای یک معمار سیاه پوست وجود ندارد، نیز مشکل داشت.
لس آنجلس تایمز در تحسین وی ادعا می کند که اگر شما تصویری از کالیفرنیا جنوبی در دهه های ۵۰ تا ۶۰ در ذهن داشته باشید، به احتمال زیاد ساختمانی از پائول ویلیامز در آن تصویر خواهد بود، هر چند این دوره لزوماً نشان دهنده سه دهه اول حرفه او نیست. مجله نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۲ اشاره می کند که ویلیامز فردی انقلابی نبوده است. به همین جهت تقلید غریب و بی منطق از طرحهای محافظه کارانه او برای خانه های ستاره های هالیوود که امروزه لس آنجلس با آن شناخته می شود، موجه می شود. آنچه واضح است این است که ویلیامز، مدرنیسم تجربی را بعداً در کار حرفه ای خود به کار گرفته است.

می توان گفت که معماری مسکونی اولیه ویلیامز ناشی از تمایل وی به تسلیم شدن در برابر خواسته های مشتریان بوده است؛ دوره حرفه ای او با داستانهایی مانند وعده برای ارائه طراحی در کمتر از ۲۴ ساعت برای برنده شدن در مسابقه یا دلیل ذکر شده برای طراحی به صورت معکوس، پرشده است. از او به عنوان معماری هیجان زده و تحت تاثیر زیبایی شناسی مدرنیست جدید و مشتاق به کار با آن نام برده شده است، اگرچه او خانه هایی استعماری محافظه کار را برای افرادی که می خواستند نیز طراحی می کرد.
تحلیل ویلیامز از انتخابهای طراحی خود، بیشتر بر تمایلات مشتری متمرکز بود. وقتی از وی پرسیده می شد که تئوری طراحی وی چه بوده است و چرا با اینکه ساختمانهای معاصر زیادی را طراحی کرده، از رویکردهای بیگانه پرهیز می کند؟ پاسخ می داد که طرحهای محافظه کارانه بیشتر روی سبک باقی می مانند و سرمایه گذاری بهتری هستند.

ویلیامز نیاز دارد تا مشتریان خاص خود را که ممکن است به دلیل نژاد وی به او شک داشته باشند را نادیده بگیرد. به نظر می رسد که او استعداد فوق العاده خود را مستقل از رنگ خود می داند. این دو مفهوم در مقاله ای که ویلیامز برای یک مجله آمریکایی در سال ۱۹۳۷ نوشته بود چشمگیر شد. ویلیامز از مردم سفیدپوست خواسته است که با او و زنان و مردان هم نژادش به عنوان یک مشکل فردی رفتار کنند نه به عنوان یک مشکل نژادی. او حتی اذعان می کند که آمریکایی های سفیدپوست دارای معیارهای مناسب برای تعصب خود در برابر نژاد سیاه هستند. با وجود این اظهارنظرها در آن دوره به نظر نمی رسید وی در جایگاه حرفه ای به عنوان یک سیاه پوست حرفی برای گفتن داشته باشد.
اما بعد از گذشت چند دهه، او استعداد خود را نشان داد. به نظر می رسد که ویلیامز در دوره حاضر، احترام لازم را به دست آورده که توانسته در بخش فعال معماری لس آنجلس در دهه های ۵۰ و ۶۰ شرکت کند و مجله لس آنجلس تایمز را در آغاز هزاره بسیار تحت تاثیر قرار دهد.

کسانی که مراسم اهدای جایزه مدال طلای AIA را دنبال می کنند، باید مقایسه ای بین جایزه این سال و جایزه ای که جولیا مورگان در سال ۲۰۱۴ دریافت کرد، انجام دهند. آن سال مورگان اولین زنی بود که مدال طلا را دریافت کرد، مانند ویلیامز که اولین معمار سیاه پوستی بود که این جایزه را دریافت می کرد. در حالی که ویلیامز اولین عضو سیاه پوست AIA بود، مورگان اولین زن دانش آموخته دانشکده هنرهای زیبای پاریس بود. همچنین مورگان اولین زن دارای مجوز معماری در کالیفرنیا بود و در حالیکه ویلیامز از سال ۱۹۸۰ فوت کرده است، مورگان تقریباً ۶۰ سال قبل از دریافت جایزه اش فوت کرده بود.
جایزه ای که به جولیا مورگان رسید در آن زمان به دلیل برجسته کردن دستاوردهای خانم مورگان بدون اشاره به جنس، فرهنگ و تاریخ خود مورد انتقاد قرار گرفت. این امر در حرفه معماری بسیار نادرست بود و ۵۶ سال پس از مرگ او پیشرفتش در نظر گرفته شد. امسال AIA موقعیت را به گونه ای بسیار متفاوت اداره کرده است. مطبوعات، ویلیامز را اولین آفریقایی – آمریکایی می دانند که مدال را دریافت کرده و به طور خلاصه درباره چالشهایی که با توجه به نژادش با آنها روبرو شده است، بحث می کنند.

تجزیه و تحلیل فعالیت حرفه ای و محدودیتهای اساسی اجتماعی حاصل از رنگ پوست ویلیامز، نشان می دهد که چقدر فعالیت برای او سخت و دشوار بوده است. در نتیجه معماری ویلیامز آنطور که باید در کتابهای تاریخ معماری برجسته نبود، اماAIA  اولین معمار سیاه پوست خود را به عنوان یک خدمت بزرگ به رسمیت شناخت.
در مقاله ای در سال ۱۹۹۴ در مجله Ebony، کارن هادسون، نوه ویلیامز و نویسنده کتابهای پائول ویلیامز معمار، میراث سبک و اراده و راه پائول ویلیامز، گفته که می خواهد کتابهایش را که در مورد پدربزرگش است تا جایی که ممکن است کامل و متعادل کند.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید