«معبد، با استقرارش در آنجا، ابتدا چهره­ چیزها را به آنها می­ بخشد و سپس چشم ­انداز انسانها را نسبت به خودشان پدید می­ آورد.» (هایدگر به نقل از شولتز، ۱۳۹۳)
این جمله، قسمتی از گفتاریست که هایدگر در رابطه با یک معبد یونانی به انگاره درآورده است. هایدگر هیچ متنی در باب معماری از خود به جا نگذاشته است. با وجود این، معماری نقش مهمی در فلسفه­ او دارد. با نظر به چنین گفتاری از توصیفی شاعرانه از هایدگر پیرامون یک بنای معماری می­ توان به بررسی بعد هستی­ شناسانه­ او از یک اثر، تکیه کرد (شولتز، ۱۹۹۸). مفهوم هستیِ در عالم (being-in-the-world) او به محیط ساخته­ بشر اشاره دارد و زمانی که از “شاعرانه زیستن” (dwelling poetically) سخن می­ گوید، صریحا به هنر بازمی­ گردد. (همان) تأویل هایدگر از معماری به مثابه­ “استقرار حقیقت در اثر”، جدید و در عین حال گیج کننده است. امروزه ما بنا به عادت به هنر از جنبه­ بیانگری و بازنمایی می­ اندیشیم و “انسان” یا “جامعه” را سرچشمه­ آن می­ دانیم. اما هایدگر تاکید می­ کند که «این عامل انجام کار (N.N. fecit) نیست که باید شناخته شود، بلکه واقعیت وجودی (factum est) ساده­ آن است که توسط اثر گشوده می­ شود.» (همان)

منظر به مثابه آینه هستی
تصویر ۱: کشتی جزیره نیوهلند. منبع: نگارنده

ظاهرا هایدگر قصد دارد این حقیقت را که عالم زندگی روزمره­ ما واقعا از “چیزهای” غیر انتزاعی شکل گرفته است و نه از انتزاعات علمی، یادآوری کند. به این ترتیب هایدگر جهانی را تصویر می­ کند که هر به اصطلاح “چیز”، به سان آینه­­ هستی پیرامونی خود حضور می­ یابد. خودهایی که هیچ یک برابر نیستند.
زمانی که از منظر حرف می­ زنیم، مقصود بررسی آینه ­ای است که در بعد ذهنی به صورت هرمونوتیک پدیدار می­ گردد. هرمونتیکی که در حوزه­ طراحی، طراحی از آن باز می­ ماند؛ اما همواره یافتن سرشتی کهن و اغلب مشترک در یک سرزمین به واسطه­ بستری همسان می­ تواند بابی از قلمرو تحلیل هرمونتیکی از برای طراحی را بگشاید. یک اثر معماری همواره، هستی بر پیکره­ اش می­ ریزد زیرا که به واسطه هست­ ها، خود هستی­ می­ یابد. بررسی پیکره­ اثر که ناگزیر، ذهن ما خود لایه­ ای از جنس معنا بر آن حمل می ­کند، می­ تواند هدف اصلی منظر باشد. یکی از رویکردهایی که می­ توان برای این هدف برگزید، نگاهی ریزومیک به اثر است. به گونه ­ای که طراحی­ ای که در پی این نوع نگاه می­ آید توانایی این امر را دارا باشد که لایه­ های بیشتری از معنا و برخورد را بر پیکر خود ببیند و متعاقبا انگاره­ ای زیبا و برخاسته از عناصر مثبت بسترش را بر پیکره­ معنایی هستی پیرامونش خلق کند، انگاره ­ای از جنس استعاره و به گفته­ هایدگر، شاعرانه.
این نوع رویکرد منظرین را می ­توان در یکی از پروژه ­های شرکت west 8 که در جزیره New Holland شهر سنت پترزبورگِ روسیه اجرا شده، دید. جدای از سیاست­های کلان پروژه که شرکت ­west 8 در این سایت تاریخی – فرهنگی دنبال می­ کند، تصمیم ­گیری برای مکان استقرار فضاهای طراحی شده در پروژه بیش از هر چیز می­ تواند مورد توجه و تحلیل قرار گیرد. مکانیابی کشتی­ ساختگی که مشابه کشتی پتر کبیر است، در طرح مبین رویکرد عمیق منظرین و رهیافت اندیشه­ هایدگر است، در نتیجه پیکره ­اش از بسترش تفکیک ­پذیر نیست. کشتی برای هر چه بیشترِ هستی بخشی خود به فضا و حتی شهر، ادراکهای گوناگون و در لایه­ های متفاوتی از معنا ارائه می­ دهد. این امر اساسا با مفهوم منیّت در تضاد است، زیرا که در مفهوم منیّت، اثر پرگویی می­ کند، به نوعی که در مکالمه­ ای که بین آن و مخاطب رخ می­ دهد اثری از تصویر یافتگی اش در بستر نیست، اما در رابطه با این اثر مخاطب در سیر رسیدن به اثر، آنرا از ابعاد گوناگونی از ادراک، فهم می­ کند. این ابعاد متفاوت ادراک، گاها در مبانی منظر، منظر دور و نزدیک تلقی می­ شود، اما توجه به این نکته ضروریست که لایه­ های معنایی لزوماً از حوزه ­فاصله مخاطب با اثر نتیجه نمی­ شود؛ در نتیجه، معنا نیز با گرفتن فاصله دور نمی­ شود، بلکه ممکن است در معنای دیگری تبلور یابد. در اینجا، جانمایی کشتی به نوعی انجام شده تا از کریدورهای بصری که شکلی استعاری یافتند، در حالتی یکپارچه با بستر قرار گیرد. پیش از ورود به مجموعه، از کریدوری بصری­ که قدمتش به اندازه­ قدمت سایت است بهره گرفته شده تا کشتی علاوه بر فضایی که از مواجهه­ نزدیک با آن ممکن می­ شود، در لایه­ دیگری از معنا، نشانه ­ای شهری قلمداد شود، زیرا که این سطح از ادراک خارج از سایت و فقط از طریق ایجاد یک صحنه­ بصری از سمت معبر پیرامونی سایت امکانپذیر است. به این ترتیب، فهم اثر اینبار، به لایه­ های معنایی ادراک مخاطب از شهر افزوده می­ شود تا درهم­ تنیدگی اثر با شهر تداوم یابد. (تصویر ۱)
در اینجا، طراح راهبردی دیگر از تنیدگی اثر با بستر ترتیب می­ بیند و آن، انعکاس کشتی در کانال آبی است که از پیش در سایت وجود داشته است. خلق این تصویر رویایی و استعاری که ابزارهایش از دل سایت تراوش می­ کند ما را به یاد جمله­ ای دیگر از گفتار هایدگر پیرامون معبد یونانی می­ آورد.
«یک اثر معماری، مثلا یک معبد یونانی، چیزی را به تصویر نمی­ کشد […]. بنای معبد سایه­ خدا را در میان گرفته است، خفا و پوشیدگی می­ گذارد تا سایه­ خدا از میان ستون تالار روباز در حریم مقدس محوطه­ اطراف منتشر شود. به واسطه­ معبد خدا در معبد حضور می­ آید.» ( هایدگر به نقل از شولتز، ۱۹۹۸)
در ادامه­ رسیدن به اثر و ناپدید شدن آن، پس از ورود به سایت، کشتی مجددا ظاهر می ­شود تا اینبار، مخاطب، خود را در خلال یک سناریوی ادارکی از آن تا رسیدن به اثر و تجربه­ ملموس آن بیابد. اینجاست که اثر از نزدیک، لایه­ معنایی دیگری را ارائه می­ کند و مخاطب را به آغوش می­ کشد (تصویر ۲).

بیشتر بخوانید:
المان شهری متاثر از خصوصیات جغرافیایی منطقه
منظر به مثابه آینه هستی
تصویر ۲: لایه های معنایی متفاوت ادراک، منبع: west8.com و نگارنده
نتیجه­ گیری

از گفتار بالا اینگونه برداشت می­ شود که عالم صرفا زمانی که “بیان می ­شود” یا “در اثر قرار می­ گیرد” آنچنان که هست، ظاهر می­ شود (شولتز، ۱۹۹۸). از این رو منظر آثار، به مثابه­ آینه­ ای که هستی پیرامون خود را به نمایش می­ گذارند، می­ تواند واجد تحلیل و بهره­ گیری از آن، در طراحی برای نمایش هرچه بیشتر هست­ هایی که در نظام معنایی – زیبایی­ شناختی ما دارای مفاهیم شاعرانه و یکپارچه هستند، باشد. به عبارتی نخستین هدف معماری (معماری منظر) آشکارگی عالم است. 

منابع
  • شولتز، کریستین نوربرگ؛ ۱۹۹۸. گزینه ­ای از معماری، معنا و مکان. ترجمه: ویدا نوروز برازجانی، تهران، انتشارات پرهام نقش
* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، تهران، شهید بهشتی، شهید رجایی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به کشور روسیه در مهر ماه ۱۳۹۵ است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

2 دیدگاه‌ها

  1. سلام اقای مندس
    ممنون بابت مطلب خوبتون
    من برای کار طرح با موضوع طراحی پارک هنر معناگرا از مطلب شما کمک گرفتم و نیاز به نمونه ها و مطالب بیشتر دارم اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.
    اسامی نمونه های مرتبط هم کفایت میکنه
    با تشکر

    • درود بر شما..
      سپاسگزارم… در واقع اگر بخوایم نمونه های مشابه رو پیدا کنیم بر اساس مبانی که در این گزارش مطرح کردم، ممکنه نمونه های بسیاری پیدا بشه… اغلب شرکت ها و معمارها دقیقا به واسطه ی ارائه ی لایه های معنایی متفاوت از اثر هست که موفق تر از باقی معماران به نظر میرسند و البته هستند. چون کارشون به اتصال ادراک ها و در نتیجه ی این امر، دگردیسی لایه ها و تبدیل شدن به یک کل در ذهن منجر میشه. آقای بنتلی و همکارانشون در کتاب محیط های پاسخده به این مسئله در حوزه ی بینایی اشاره کردند و اینگونه گفتند که طراحی اثر باید ضمن بررسی دقیق ادراک اقشار متفاوت مردم که غالبا مسیر مواجهشون با اثر از هر سو قابل پیش بینیست می تونه راهکاری برای طراحی هدفمند مطابق با خوانش های متفاوت اقشار باشه…
      نمونه ها بسیارند فقط کافیست طبق مبانی بالا چک بشه… خواندن متن هایدگر در باب معبد یونانی و فلاسفه ای همچون مرلوپونتی، هوسرل و ریچارد رورتی می تونه مبانی نظری کارتون رو قوی کنه.
      موفق باشید…

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید