معماری منظر باغهای تاریخی بهشهر و قلمرو آن

0
30

اولین پایان نامه ای که در دوره کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه تهران، تدوین و دفاع شد، بر بستری از عناصر تاریخی، فرهنگی، ادبی، هنری و طبیعی شکل گرفته است. هر یک از این عناصر، نقش متفاوت و در عین حال، مکملی را در فضای پایان نامه برعهده گرفته اند که انگیزه های اصلی انتخاب مفاهیم، مصادیق و تمثیل های به کار گرفته شده در پروژه محسوب می شوند.
بستر تاریخی، پدیده های کالبدی بر جای مانده از گذشته (دوران صفوی، قاجار و …) را نمایان می سازد. مواجهه با این عناصر، موضع کارشناسی خاصی را در چگونگی تبیین جایگاه، نقش و عملکرد آثار تاریخی در فضای شهری طلب می کند و به ناچار، عبور از گذرگاه مفاهیمی چون بهسازی، نوسازی، باز زنده سازی عناصر و فضاهای تاریخی شهری مطرح می شود.
وجود بقایای هفت باغ صفوی در پهنه شهری اشرف البلاد (بهشهر امروزین)، دستمایه اصلی ایجاد محیطی بدیع، با حال و هوایی برگرفته از ویژگیهای باغهای ایرانی شده است. دور نمایه های باغ ایرانی، متشکل از آب، درخت، لطافت هوا، حس شاعرانه، هندسه و نظم هنرمندانه و طبیعی است که سعی شده، هر یک به تناوب در تشکیل استخوان بندی پروژه دست به کار شوند.

بستر فرهنگی و ادبی پروژه، تأثیر گرفته از هفت خوان شاهنامه است. در اینجا، تلاشی معمارانه برای خلق فضای واقعی با استفاده از شکل، فضای حماسی و کلام شاعرانه، در قلمرو هفت باغ و در اتصال کالبدی با آن صورت گرفته است. به عبارت دیگر، برداشتی تمثیلی از شاهنامه فردوسی، به گونه ای که امکان خلق فضای شهری جدید مبتنی بر نیازهای امروزین شهروندان را با استفاده از نمادها و الگوهای فرهنگی و اسطوره ای میسر سازد، در این پروژه به محک آزمایش نهاده شده است.

بستر فرهنگی و هنری پروژه، متأثر از ارزشهای نهفته در مینیاتور ایرانی و شعر حماسی است. ریشه های صفوی مینیاتور و ریشه های مازندرانی شاهنامه، تعاریف انتزاعی تازه ای از عناصر طبیعی و محیطی مانند دشت، مرغزار، بیشه و … را مطرح می سازند که الهام بخش طراح در سازماندهی و خلق فضای عینی پروژه بوده است.

بستر طبیعی و محیط واقعی پروژه، متشکل از عناصری چون جنگل، آبهای آرام خلیج گرگان و دشت بهشهر است که بر دامنه شمالی رشته کوههای البرز گسترده شده و فضای استقرار همه اجزای طرح محسوب می شود. اینجاست که پدیده معماری منظر باغهای تاریخی بهشهر خلق می شود.
فضای مجازی و انتزاعی حاصل از زبان شعر فردوسی، آمیخته با حال و هوای حماسه و خیال، امکان جستجوی هیجان انگیزی را برای طراح فراهم کرده است تا از طریق شناسایی بدیل هایی برای عناصر طبیعی ذکر شده در شعر، به مصادیقی در عالم واقعیت دست پیدا کند. اصلی ترین کلمات عبارت بودند از:
دشت، نیستان، بیشه، بیابان، چشمه، گل و مرغزار، کوه و غار، هفت کوه و … که در اشعار شاهنامه حماسه سرای بزرگ (فردوسی توسی) به شیواترین کلام می توان یافت.

تنش چون خورش جست و آمد به شور
یکی دشت پیش آمدش پر ز گور
در آن نیستان بیشه شیر بود
که پیلی نیارست از آن نی درود
بیابان بی آب و گرمای سخت
کزو مرغ گشتی بتن لخت لخت
بره بر یکی چشمه آمد پدید
که میش سرافراز آنجا رسید
صد اندر صد این دشت جای منست
بلند آسمانش هوای منست
می و جام و بویا گل و مرغزار
نکردست بخشش مرا روزگار
در و دشت شد پر ز گرد سوار
پراکنده گشتند بر کوه و غار
ترا خانه بید و دیو سپید
نمایم چو دادی دلم را نوید
میان دو کوهست پر هول و جای
نپرد بر آسمانش همای
ز بز گوش تا شهر مازندران
رهی زشت و فرسنگ های گران
در شهر مازندران است گفت
که بر شب دو بهره نیارند خفت
اگر یار باشدت یزدان پاک
سر جادوان اندر آری بخاک
گذر کرد باید هم از هفت کوه
ز دیوان بهر جاه گروهان گروه
بغار اندرون گاه دیو سپید
کزویند لشکر به بیم و امید
به ایرانیان گفت بیدار بید
که من کردم آهنگ دیو سپید

گسستگی پیکره تاریخی بهشهر، به دلیل حضور جداکننده شریان ترافیکی، پیوند منطقی هفت باغ صفوی را با بافت شهری تضعیف نموده است. در پاسخ به سیاست طراحی مبتنی بر استمرار حیات شهری و تشکیل کلیت یکپارچه فضای تاریخی، ایده برقراری ارتباط فضایی و پیوستگی کالبدی هفت باغ صفوی با بافت شهری واقع بر محور ترافیکی شهر مطرح شد که امکان ایجاد هفت فضای باز مدرن شهری را به صورت هفت باغ انتزاعی، فراهم کرده است.

در خلق این فضاهای تمثیلی از مفاهیم عملکردی باغهای صفوی استفاده شده است. به عنوان مثال، در تکوین و طراحی باغ چشمه عمارت، به تصدیق مستندات و روایات تاریخی، از آیینه به صورت یک عنصر تأثیرگذار و اصلی الهام گرفته شده است. علاوه بر آنکه، زبان شعر که به کمک فن تمثیل و اشاره، ذهنیت شاعر را به عینیت فیزیکی آیینه نزدیک ساخته، امکان انتخاب شیوه واقع گرایانه در طراحی را ممکن ساخته است.
پروژه معماری منظر باغهای تاریخی بهشهر و قلمرو آن در چارچوب سیاست گزاریهای طراحی مبتنی بر شناخت، حفظ، احیاء و باز زنده سازی ارزشهای تاریخی، فرهنگی، ادبی، هنری و طبیعی بستر سرزمینی طرح، تلاشی است که می تواند سبک تازه ای را در نگرش به مقوله های مشابه، فراروی طراحان قرار دهد.

* این مطلب قبلاً در “شماره ۱” نشریه اینترنتی منظر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ منتشر شده و به دلیل تغییر رویکرد وب سایت نشریه، در سایت معمارمنظر باز نشر می شود.