برای طراحی مسترپلان اکسپوی ۲۰۱۵ در میلان در ابتدا از استفانو بوئری، هرتزوگ و دمورن، ویلیام مک دونو و ریکی بردت، دعوت شد. اما پس از ارائه ایده اولیه در سال ۲۰۱۱، همه آنها پروژه را رها کردند و اکسپو به مسیر دیگری رفت. در این مصاحبه اختصاصی با هرتزوگ، وی چرایی این امر را توضیح می دهد.

– شما چگونه درگیر طراحی مسترپلان اکسپوی ۲۰۱۵ در میلان شدید؟
– ما به واسطه استفانو بوئری که اصالتا در میلان و مسئول تهیه و توسعه مستر پلان بود، به پروژه دعوت شدیم. خواسته ی وی، تجدید نظری بنیادین بر فرمت کلی اکسپو بود. ایده یک “نمایشگاه جهانی “، بسیار قدیمی به نظر می رسید. این ایده، یک مدل از قرن گذشته بود و استفانو به شدت تمایل داشت که آن را به نمایشگاهی برای قرن بیست و یک تبدیل کند. بنابراین از ما دعوت کرد که به همراه ویلیام مک دونو و ریکی بوردت بر روی این مستر پلان کار کنیم چرا که می دانست ما به طور اساسی در بازآفرینی ایده نمایشگاه جهانی سهیم خواهیم بود. او هم چنین می دانست که برای تبدیل این ایده انقلابی به واقعیت، به یک تیم قوی نیاز دارد.

پایانی برنمایش غرور؛ مصاحبه با ژاک هرتزوگ درباره اکسپو ۲۰۱۵ میلان
ژاک هرتزوگ به عنوان یکی از طراحان مسترپلان اکسپوی ۲۰۱۵ میلان. نگاه رادیکال او به تغییر اکسپو مورد موافقت برگزار کنندگان واقع نشد.

– چه چیز باعث شد که فکر کنید اکسپوی میلان به رویکردی چنین جدی و رادیکال علاقه مند خواهد بود؟
-من شخصا نمایشگاه های جهانی بسیار کمی دیده ام. به خصوص آخرین نمایشگاه در شانگهای در سال ۲۰۱۰ این مساله را برای من روشن کرد که این اکسپوها تبدیل به نمایش های عظیمی شده اند که تنها برای جذب میلیون ها توریست طراحی شده است. محوطه ای بزرگ که با غرفه های عظیمی پر شده ،که همواره یکی از دیگری شاخص تر است و این سالن های وسیع اعجاب انگیز، تنها برای غذا خوردن ، خرید و مستراح استفاده می شود. چه کسالت بار و اتلافی از سرمایه و منابع! ما توافق کردیم که دعوت را فقط با این شرط بپذیریم که کارفرمای ما، نگاهی جدید و رادیکال به نمایشگاه جهانی را قبول کرده و در عین حال یادمان های منحصر به غرور ملل را، که تمام اکسپوها را از نیمه ی قرن ۱۹ به نمایشگاه منسوخ و کهنه ای از آنها تبدیل کرده، رها کند. در عوض ما میخواستیم هر کشور شرکت کننده همه غرور خود را در همیاری به تم اکسپو بر مبنای “تغذیه سیاره”متمرکز کند: که شامل برشمردن موضوع های مهم تولید غذا، کشاورزی، آب، اکولوژی و … باشد. محتوای نمایشگاه ها می بایست بین کشورها تفاوت ایجاد کند و نه اندازه آنها. ما هم چنین این مساله را احساس کردیم که این اکسپو دقیقا بهترین مکان برای شروع تمرکز بر روی محتوا است. زیرا حقیقتا شرم آور به نظر می رسید که بر موضوعی با این اهمیت تاکید کنیم و هم زمان غرفه های بزرگ و با نمایشی منحنی وار و نماهایی از پلاستیک های مواج یا با آبشارهای تماشایی یا هر چیز دیگری بسازیم. ما ترجیح میدادیم بدانیم که کشورهایی مانند کنیا، مکزیک، چین، لائوس و یا آلمان چگونه به مساله تامین غذای مردم خود پاسخ می دهند.

پایانی برنمایش غرور؛ مصاحبه با ژاک هرتزوگ درباره اکسپو ۲۰۱۵ میلان
مستر پلان اولیه که توسط هرتزوگ و دمرون ارائه شد شامل چادرهایی بود که بر تساوی و عدالت بین همه شرکت کنندگان تاکید می کرد.

– مسترپلان شما چگونه تلاش کرد سلطه معماری ملی غرفه ها را در هم بشکند؟
– ما یک الگوی به شدت ساده و عمومی با دو محور بزرگ اصلی روی شبکه عمود برهم کاردو/دکومانوس، محورهای اصلی شهر قدیمی رم، پیشنهاد دادیم.این ایده، یک شبکه به شدت بلند و با قطعه های نسبتا باریک با سهم برابر برای هر کشور ایجاد میکرد. پیشنهاد ما تشویق تمامی شرکت کننده ها به ارائه ی نمایشگاه هایشان به صورت باغ های کشاورزی بود، به گونه ای که تنها شامل بنایی ساده باشد که به فضاهای داخلی نمایشگاه شکل می دهد. همه ی این ها با یک سازه ی سقف چادری که در سرتاسر سایت کشیده شده پوشانده میشود. این امر منجر به این شد که همه شرکت کننده ها قطعه زمین های برابر در زیر سازه های سقفی یکسان داشته باشند و هیچ غرفه ای به تنهایی شاخص نشود.

-این روش در واقع مفهوم اکسپو را به آن صورتی که ما میشناسیم،عوض کرده است. آیا واقعا فکر می کردید که این ایده های به شدت نو و بنیادین راه حل خوبی باشند؟
-اهداف ما برای اکسپو از همان ابتدا مشخص بود و برنامه ریزان این مساله را متوجه شده و از ما حمایت کردند. اگرچه، به اندازه کافی مشتاق و قدرتمند نبودند که سازمان خودشان و مسئولین سیاست گذار را برای حمایت، متقاعد کنند.
در نتیجه، آنها برای انتقال این پیام مهم به کشورهای شرکت کننده، مبنی بر نادیده گرفتن طراحی فردگرایانه خود و شکستن سنت های اکسپو که به مدت طولانی دنبال میشد، بی میل بودند. این مساله برای بسیاری از مردم واضح بود که تم های این اکسپو، شایسته برخورد متفاوت تری است، ولی آنها برای دنبال کردن ایده های ما آمادگی نداشتند.

– پس چه بر سر مسترپلان شما آمد؟
– مسترپلان، به عنوان یک الگوی شهری و رسمی و نه به عنوان یک ایده روشنفکرانه، تبدیل به پایه ی اصلی اکسپو در میلان شد. سقف های چادری که ما پیشنهاد دادیم هم اکنون بلوار اصلی در روبه روی غرفه ها را پوشش می دهد که یک برگردان مضحکی از ایده های ماست. همانطور که گفتم، ما دیگر درگیر تحقق اکسپو نیستیم. از آنچه که درباره ی ایده ها و غرفه های آینده شنیدم، به نظر می رسد که این اکسپو بیشتر شبیه به نمایشی از غرور است که در گذشته نیز شاهدش بودیم.

پایانی برنمایش غرور؛ مصاحبه با ژاک هرتزوگ درباره اکسپو ۲۰۱۵ میلان
مستر پلان پیشنهادی برای اکسپو شامل دو محور عمود برهم است که یادآور محورهای اصلی شهر قدیمی رم است.

– چه مساله ای باعث شد که ایده ی شما به واقعیت نپیوندد؟
– من نمی توانم تقصیر را متوجه شخص یا مساله ی خاصی بدانم. تمام افرادی که ما ایده هایمان را با آنها در میان گذاشتیم، تقریبا باهوش و آگاه اما محدود به کارفرماها و رای دهندگانشان بودند. من همچنان بر این عقیده ام که هر کسی که درگیر مساله اکسپو شده، با نگاه انتقادی که ما به چگونگی نمایشگاه های جهانی داریم هم عقیده است و ایده  اصلی که در پس این نگاه است باید برای موقعیت احتمالی بعدی حفظ شود. ولی اگر در میلان با افرادی مانند استفانو بوئری و ریکی بردت، در طرفداری از ما، نباشیم آیا می توانیم یک کارفرمای اکسپو را متقاعد به پذیرش چنین ریسکی کنیم؟
رویدادی با این مقیاس از بزرگی و سرمایه، دارای نیروهای بسیاری است که بر آن تاثیرگذارند و من حتی مطمئن نیستم که آیا تصمیمی هوشیارانه در برابر ایده ی ما وجود داشته یا نه. شاید این شبیه به دسته ای از ماهی هایی است که در یک جهت شنا می کنند؛ ما سعی کردیم آنها را در جهتی دیگر هدایت کنیم ولی آنها، به نوعی، به شنا در همان جهت ادامه دادند. شاید ما باید ماموریتی دیپلوماتیک را آغاز می کردیم،که آن هم فرستادن دیپلمات با استعدادمان ریکی بردت نزد هر شرکت کننده بود که به شرح ایده ما بپردازد و بتواند آنها را متقاعد کند.
اما این امر غیرممکن بود و ما بعدا متوجه شدیم که برنامه ریزان نمی خواهند و یا نمی توانند اقدامات لازم را برای محقق شدن این ایده به عهده بگیرند. از سال ۲۰۱۱، دیگر هیچ یک از دفاتر درگیر پروژه نبودند-بوئری،مک دونو و بردت خارج شدند و ما تصمیم به پایان همکاری خود با تیم اکسپو گرفتیم که تا آن زمان تقریبا هر روز عوض می‌شد. تیم اکسپو، بعد از آن، خود درگیر محقق کردن پروژه شدند.

– تا این زمان، سازه همچنان براساس ایده های شما استوار است،حداقل این چیزی است که دفتر اکسپو به ما اعلام کرده است. آیا شما باور دارید که این اکسپو، حداقل اندکی با اکسپوهای دیگر،متفاوت است ؟
– من بر این باورم که بعضی از کشورها، ایده ی ما را درک کردند و بنابراین به جای فرم، ارزش بیشتری برای محتوا قائلند. همچنین، تا جایی که من اطلاع دارم،سیزده موسسه مردم نهاد مانند اکسفام و WWF … هستند که موضوع های مهمی را مطرح می کنند. ولی آنها بضاعت کمتری در مقایسه با کمپانی های بزرگ جهانی مانند مونسانتو، سینجنتا، نیو هلند دارند که با نمایش های بزرگی حاضر می شوند و ما می توانیم منتظر نمایش های بازاریابی مشابهی از کشورهای شرکت کننده باشیم. در نتیجه من واهمه دارم که تماشاگران دوباره به جای آگاه شدن از تغییرات و ریسک ها، فرصت ها و دشواری ها، سیاست ها و تجارت و غیره، بی توجه و منحرف بشوند. تنوع بی نظیری از تم های جهانی وجود دارد که باید حفظ شده و در راس قرار گیرد چرا که فرمت معمولی غرفه های ملل، که تنها برای جایزه طراحی رقابت می کنند، نمی تواند چنین جایگاهی داشته باشد.

– با این وجود، شما یکبار دیگر در سال ۲۰۱۴ در اکسپو درگیر شدید؛ وقتی که کارلو پترینی از شما درخواست کرد که عهده دار طراحی غرفه جنبش جهانی غذای آهسته بشوید. چرا تصمیم گرفتید دوباره در چارچوب مسترپلان مغلوب خود قرار بگیرید؟
– این کار فقط به خاطر کارلو بود که از همان ابتدا با ما بر روی ایده هایمان برای اکسپو همکاری کرده بود. او رغبتی به ملحق شدن به چنین رویداد نمایشی بزرگی نداشت ولی در نهایت موافقت کرد که غذای آهسته را بر روی نقطه شاخصی در چارچوب شبکه موردنظر ما ارائه بدهد: قطعه ای مثلثی در انتهای شرقی بلوار مرکزی قرار بدهد که ما همیشه تصور می کردیم تبدیل به یکی از فوروم های عمومی اصلی می شود.
ما احساس کردیم که این بسیار عالی است که کارلو، ایده ها و اعتقاداتش را به نمایندگی، در آنجا داشته باشیم، بنابراین نتوانستیم مقاومت کنیم.
بیشتر از هرچیزی، ما باید به این سیستم مضحک غرور و افتخار ملی که با طراحی جداگانه هر غرفه به نمایش درآمده، غلبه می کردیم.
من اعتقاد دارم که غرفه جنبش غذای آهسته نشان خواهد داد که ما چه انتظاری از همه غرفه های اکسپو داشتیم. غرفه ی مورد نظر، ترکیبی از سه ساختار بسیار ساده بود که از سازه های چوبی قدیمی تشکیل شده بود مانند غرفه های بازاری که یک حیاط مثلثی را تعریف می‌کرد و در واقع یک فضای همگانی و باز بود. بعد از اتمام اکسپو،آنها به راحتی به عنوان ساختارهای داخل باغ در حیاط های مدارس سرتاسر ایتالیا، برچیده و دوباره سرهم می شوند که جنبش غذای آهسته برای جنبه آموزشی آن اجرا بشود.

– آیا شما فکر می کنید که اکسپوهای آینده در آنتالیا، آستانا و دوبی، قواعد شما را برای یک مسترپلان جامع انتخاب می کند؟
– من همچنان معتقدم که ما بیش از همه باید بر این سیستم مضحک نمایش غرورملی که توسط طرح هر غرفه ارائه میشود، چیره بشویم. تفاوت باید واقعی باشد برای مثال مبتنی بر محتوا و نه بر جارزنی معمارانه. یک نمایشگاه جهانی به عقیده من باید بیانگر موضوعات و مشکلات معمول و نیز ارائه کننده راه های متفاوت برطرف کردن آنها در مناطق مختلف دنیا باشد. چنین نمایشگاهی قطعا یک نمایشگاه هیجان انگیز خواهد بود که من مشتاقانه خواهان بازدید از آن در روز گشایش اش هستم. البته تا آن زمان تحقق این امر بسیار مشکل تر از ادامه مدل موجود خواهد بودو متاسفانه به همین دلیل است که احتمال تحقق آن در آینده ای نزدیک، کم می شود. من ترجیح میدهم که اکسپوهای آینده دوباره شبیه به اکسپوی شانگهای شوند که با هدف جذب جمعیت بیشتری از تماشاگران برپا شده بود.

پایانی برنمایش غرور؛ مصاحبه با ژاک هرتزوگ درباره اکسپو ۲۰۱۵ میلان
از مسترپلان پیشنهادی توسط هرتزوگ، تنها محور اصلی و سازه پارچه ای آن حفظ شد و باقی اجزا دگرگون شد.

– اگر به این مساله اعتقاد دارید که مردم ایده های نهفته در مسترپلان پیشنهادی شما را پذیرفته اند، چه مساله ای باعث تغییر آن در آینده می شود؟
– تا زمانی که اکسپوها، کم و بیش، شبیه به یک موفقیت اقتصادی هستند-حداقل برای مروجان توریسم-هیچ تغییر اساسی وجود نخواهد داشت چرا که هیچگونه نیاز واقعی برای تغییر هیچ چیزی حس نخواهد شد. بازی های المپیک به طور اختصاصی در بسیاری از کشورهای دموکراتیک مورد بحث قرار می گیرند چرا که تجارتی سودمند برای عده ای اندک و فاجعه ای مالی برای کشور یا شهر میزبان اند. در نتیجه، چنین رویدادهایی در کشورهایی اتفاق میفتند که سیستم های دموکراتیک به خوبی توسعه پیدا نکردند و چنین نمایش هایی به عنوان تبلیغات برای رژیم سیاسی محسوب می شوند.

* درباره ژاک هرتزوگ:
وی در سال ۱۹۵۰ متولد شد.معماری را در انستیتو تکنولوژی فدرال سوییس آموخت و از سال ۱۹۹۴ تا کنون استاد مدعو در دانشگاه هاروارد بوده است.

مطلب فوق از مجموعه پرونده اکسپوی ۲۰۱۵ میلان است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به فهرست کامل این پرونده مراجعه کنید.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید