نمونه کلاسیک؛ برج ایفل اثری از گوستاو ایفل

0
81

دنیا دیگر مشابه چنین پیکره آهنینی که در اواخر دهه ۱۸۸۰ از Paris Champ de Mars برخاسته است را نخواهد دید. برج ایفل به عنوان سازه ای موقت برای نمایشگاه جهانی سال ۱۸۸۹، به دلیل ظاهر نوین و منحصربفرد و ارتفاع غیر معمول خویش ناگهان به موضوع هیجان انگیز روز دنیا تبدیل شد. این برج بیشتر از آنچه برایش پیش بینی شده بود، ماندگار شد و نه تنها به یکی از مهمترین نشانه های شهری پاریس بلکه به یکی از قابل توجه ترین سازه های جهان در تاریخ بشریت تبدیل شد.

در سال ۱۸۸۴ دولت فرانسه برنامه ای را برای برگزاری یک نمایشگاه اکسپو به احترام صدمین سالگرد انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، چهاردهمین برنامه مشابه ای که در فرانسه حوالی قرن هجدهم برگزار می شد، اعلام کرد. مدت کوتاهی پس از اعلام برنامه، مهندس سازه فرانسوی گوستاو ایفل (Gustave Eiffel) طرح سازه ای آهنین با ارتفاع ۳۰۰ متر را به عنوان دروازه ورودی نمایشگاه پیشنهاد داد. طرحهای پیشنهادی مشابه این حداقل چندین بار از دهه ۱۸۳۰، به خصوص قبل از صدمین سالگرد نمایشگاه فیلادلفیا در سال ۱۸۷۶، مطرح شده بودند؛ اما هیچکدام از این پروژه ها هیچگاه به مرحله اجرا نرسیدند.

ایفل فردی با تجربه در زمینه سازه های فلزی در میانه دهه ۱۸۸۰ بود. شرکت وی یکی از بزرگترین شرکت های سازه ای در فرانسه، تاکنون سازه های منحصربفردی از جمله سازه داخلی مجسمه آزادی را طراحی کرده بود. ایفل همچنین مشاوره مهندسی گالریها و پاویون های عظیم اکسپو در سالهای ۱۸۶۷ و ۱۸۷۸ را به عهده داشت. علاوه بر این رزومه درخشان، یکی از آثار این شرکت، پل راه آهن Viaduct of Garabit، بلندترین پل جهان در زمان خود، عامل اصلی شهرت این شرکت بود. تجربه طراحی و اجرا چنین سازه های فلزی فوق العاده ای بعدها منجر به شکل گیری طرح موفق برج ایفل شد.

با اینکه نهایتاً برج ایفل به نام گوستاو ایفل نامگذاری شد اما در ابتدا سه نفر از کارمندان شرکت، ایفل را طراحی کردند. اسکیس های اولیه و محاسبات برج پیشنهادی را مدیر دفتر امیل نوگیر (Emile Nouguier) و مهندس ماریس کوچلین (Maurice Koechlin) با همکاری معمار استفن ساوستری (Stephen Sauvestre) تهیه کردند. به خصوص ساوستری در طراحی المانهایی که این دکل غول آسا را به برجی با معیارهای زیبایی شناختی تبدیل می کند، نقش مهمی داشت. این نقش مایه های طراحی که شامل قوس های در پایه برج و زینت های نوک برج است نه تنها نظر عموم مردم بلکه شخص ایفل را نیز جلب کرد.
طرح پیشنهادی در ابتدا ایفل را تحت تاثیر قرار نداد، با این حال وی درخواست ثبت اثر را به اسم خودش، نوگیر و گوچلین را داشت. بعدها در سال ۱۸۸۴، ایفل، نوگیر و کوچلین را از پروژه خارج کرد و مستقیماً برای ارتقاء ابعاد زیبایی شناختی طرح با ساوستری همکاری کرد. این نسخه جدید از طرح برای بررسی در سال ۱۸۸۶ ثبت نام شد و جز سه طرح برتر از میان ۱۰۷ طرح ثبت شده شناخته شد. در نهایت طراحان دو طرح برتر دیگر برای دو سازه اصلی دیگر در اکسپو انتخاب شدند و ایفل و ساوستری در نهایت برندگان نهایی مسابقه برج شناخته شدند.

برج ایفل شامل ۴ پایه بافته شده آهنی میانه یک میدان است که با شیب اولیه ۵۴ درجه بالا رفته و قوس برداشته اند تا به یکدیگر رسیده اند، در هر یک از این نقاط برخورد برج به صورت هرمی واحد و ظریف بالا رفته است تا فرم انتهایی نوک برج را شکل دهند. فرم برج عمدتاً با توجه به باد در این ارتفاع از سطح دریا شکل گرفته است این امر همچنین در اندازه و جانمایی حفره ها و پرچ های اعضای آهنی برج نیز تاثیر داشته است. سه طبقه برای بازدید عموم باز است در طبقه اول و دوم بین چهار پایه برج معلق است و طبقه انتهایی در نوک برج در ارتقاع ۳۲۴ متری واقع شده است. قبل از اینکه اجرای پروژه آغاز شود، ایفل تخمین زده بود که برج ۶۵۰۰ تن وزن خواهد داشت و ۳۱۵۵۰۰۰ فرانک برآورد هزینه های ساخت برج خواهد بود. برج ایفل پس از اجرا نهایتاً ۷۳۰۰ تن وزن و ۲.۵ برابر هزینه برآورد شده مخارج در پی داشت.


برج ایفل با وجود ارتفاع بی سابقه اش، نیروی انسانی نسبتاً کوچکی بالغ بر ۳۰۰ کارگر داشت و در طی فقط دو سال ساخته شد.۱۸۰۰۰ قطعه فولادی در کارخانه ریخته گری ایفل در حومه لولوئیس – پرت (Levallois-Perret) ساخته و از آنجا به محل اجرا آورده شده و با کمک جرثقیل های بخاری بلند شده و در جای خود نصب می شدند. بسیاری از المانهای تزئینی که ساوستری طراحی کرده بود هنگام اجرا برای کاهش هزینه های ساخت و وزن سازه حذف شدند. در طی ساخت برج تنها یک مورد سانحه منجر به مرگ اتفاق افتاد.
برج در حال ساخت نظرات مخالفی را در میان پاریسی هایی که برخاستن آن را در کنار رود سن نظاره گر بودند، برانگیخت. ساختار فولادی سخت آن به عنوان سمبلی از شکاف عمیق میان معماری و سازه انتقادات تندی را از سوی جامعه هنرمندان شهر در پی داشت. برخی آنرا هیولاوار و غیر لازم نامیده بودند و عده ای دیگر آن را با دودکش سیاه و غول آسای یک کارخانه مقایسه می کردند. منتقدان برج شامل هنرمندانی چون معمار چالرز گارنیه (Carles Garnier) که برای طراحی سالن اپرایی با نام خود مشهور شده بود، نمایش نامه نویس الکساندر دوما (Alexander Dumas) و نویسندگانی چون گای د مپوزنت(Guy de Maupassant) بودند. تا حدی که مپوزنت نهار خود را مرتباً در برج صرف می کرد، با این ادعا که تنها جایی از پاریس که مجبور نیست از آنجا برج را ببیند، خود برج ایفل است.

مخالفتهای پروژه بی حاصل ماند و گوستاو ایفل پرچم سه رنگ فرانسه را در ماه مارس سال ۱۸۸۹ یک ماه زودتر از موعد بر فراز برج تکمیل شده به احتزاز درآورد. دو ماه بعد، بازدید از برج برای عموم امکانپذیر شد. برج برای بازدیدکنندگانی که آرزو داشتند پاریس را طوری که هرگز تاکنون ندیده بودند، ببیند، فرصتی محیا کرده بود و آنهایی که آرزو داشتند نظاره گر منظره ای از فراز شهر باشند، می توانستند از طریق پلکان طولانی نهان در پایه دکلها صعود کنند و یا از طریق یکی از آسانسور چهارگانه، که با سیستم پیستونی طراحی شده اند و با دنبال کردن شیب متغییر و رو به بالا، خود را به طبقه اول برسانند. اینجا بازدیدکنندگان می توانستند منظره ای از شهر را در میان راهروهای سرپوشیده در حالی که وعده ای غذا در یکی از چهار رستوران بین المللی برج میل می کنند، نظاره گر باشند. بازدیدکنندگان پر جرات تر می توانستند با دو آسانسور دیگر بالا روند و به طبقه دوم و نهایتاً به بالای برج برسند. در زمان افتتاح، سیستم آسانسور و دستگاه پله قابلیت جابجایی ۵۰۰۰ نفر را برای بازدید از برج ایفل در هر ساعت را داشت.
برج ایفل خیلی زود به موفقیتی هیجان انگیز و بین المللی تبدیل شد. چرا که هیچ چیزی شبیه به آن هرگز دیده نشده بود. این برج دو برابر المان واشنگتن که قبل از آن بلندترین المان دنیا بود، ارتفاع داشت و روش مبتکرانه ساخت برج نیز مزید بر علت شد. در طول ۱۷۳ روز برگزاری نمایشگاه بیشتر از ۲ میلیون بازدیدکننده از سراسر دنیا با پرداخت مبلغ ورودی از میان فرم لاغر و کشیده آهنی برج ایفل صعود کردند. برج ایفل هزینه اولیه ای که برای ساختش از بودجه صرف شده بود را در طی یک سال جبران کرد و ارزش اقتصادی سرمایه گذاری گوستاو ایفل و دیگر سرمایه دارانش را به اثبات رساند. با این حال هیجان عمومی در سالهای پس از اکسپو خیلی سریع فروکش کرد. در سال ۱۸۹۰ بازدیدها به یک پنجم سال قبلش رسید. همانطور که زمان تخریب به تاریخ خود یعنی سال ۱۹۰۹ نزدیک می شد، گوستاو ایفل با قدرت از ماندگاری برج به عنوان اثری منحصربفرد و ارزشمند برای مطالعات فیزیک و متالوژی دفاع کرد. در خلال مباحثه هایی که بر سر برج در گرفت ایفل نه به عنوان یک اثر علمی محافظت شده بلکه به عنوان دکلی که قابلیت استفاده برای آنتن رادیو و بعدها تلویزیون را دارد، بر جای خود باقی ماند.
در قرن اخیر، برج ایفل که از تخریب نجات یافته بود به یکی از مهمترین المانهای دنیا تبدیل شد. این بنا عنوان بلندترین سازه جهان را برای ۵۰ سال به دوش کشید و بعد از آن این افتخار به ساختمان کرایسلر نیویورک سیتی رسید. برج ایفل برای مردم فرانسه چیزی جدید و منحصربفرد به ارمغان آورد؛ ساختار یگانه برج ایفل آن را به سمبلی برای ملت فرانسه و شهر پاریس تبدیل کرد و نمونه های مشابهی از آن سراسر دنیا و در شهرهای مختلف ساخته شدند. هفت میلیون نفر سالانه از این برج هنوز با همان هیجان و انگیزه سال ۱۸۸۹ بازدید می کنند.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید