نویسندگان:

مقدمه

شهرت جهانی شعرای شیرازی هر ساله توریستهای بسیاری را از سراسر دنیا به این شهر می کشاند. سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی مشهورترین شاعران شیراز هستند که فضای آرامگاهی آنان همواره مورد استقبال واقع شده است. بنابراین این گزارش قصد دارد تا به بررسی و نقد فضای آرامگاهی این شاعران و تفاوت ایده و نگرش در طراحی این فضاها بپردازد.

حافظیه

بنای کنونی حافظیه توسط آندره گدار، معمار فرانسوی، طراحی شد. آرامگاه طی سالها، طرحهای مختلفی به خود دیده که از آن جمله طرح دوره نادرشاه و دوره کریم خان زند است. پس از عمارتی که کریم خان بر مقبره حافظ ساخت تعمیرات متعددی روی بنا انجام شد تا آنکه در سال ۱۳۱۵ بنا به شکل کنونی و توسط گدار ساخته شد. گدار در طراحی آرامگاه حافظ از فرم هشت ضلعی گنبدی بهره گرفت؛ زیرا این شکل از سازماندهی می توانست با قرارگیری یک تابوت سنگی در مرکز و ایجاد حداکثر فضا برای گشتن دور آن، طرحی را به وجود آورد که علاوه بر عملکرد اصلی خود موجب حفظ ارتباط بصری میان سایر قسمتهای باغ مزار شود و فرد بازدیدکننده به راحتی با فضا و آرامگاه ارتباط برقرار کند. گدار در طراحی باغ این مجموعه تلفیقی از الگوی چهارباغ ایرانی با بلوار بندی فرانسوی (در حیاط جنوبی) را به کار گرفته است.

آرامگاه حافظ در فضایی آکنده از زیبایی گلهای شیراز واقع شده و علاوه بر عملکرد اصلی خود به عنوان مزار حافظ، یک مکان فرهنگی نیز تلقی می شود و برنامه های مختلف شعرخوانی و موسیقی در آنجا برگزار می شود که بر پویایی آن می افزاید. ورودی اصلی مجموعه در ضلع جنوبی است. در حیاط جنوبی حافظیه باغچه های بزرگ گلکاری شده و دو حوض مربع مستطیل در میان آنها قرار گرفته و نارنجستان بزرگی دور حیاط را احاطه کرده است. در محوطه شمالی علاوه بر آرامگاه حافظ، دو حوض بزرگ مستطیلی به همراه درختان نارنج قرار گرفته اند که منبع آب حوضهای بزرگ باغ ورودی هستند.
نمادگرایی در حافظیه
بخش جنوبی آرامگاه، نماد زندگی مادی و دنیوی است. با نزدیک شدن به آرامگاه انسان از دنیا و تعلقات نفسانی جدا شده و با بالا رفتن از پله ها و رسیدن به ایوان که به منزله سیر و سلوک در دنیای ملکوت است، به تدریج آرامگاه که نماد خورشید است نمایان می شود و برای رسیدن به آن (نور حقیقت) بایستی از  ۹ پله پایین آمد که این پایین آمدن نماد تعظیم و خضوع در برابر مقبره است (خرمشاهی،۱۳۸۴: ۴۵). نمای بیرونی گنبد، نماد آسمان بوده و وجود درختان سرو در تزیینات کاشی و سنگ این بنا اشاره به زندگی ابدی دارد.
گدار برای پوشش گنبد، فلز مس را به جای فلزات قیمتی انتخاب می کند تا با گذشت زمان زنگاری بگیرد تا علاوه بر کلاه درویشان نشانی باشد از ویژگی درویشان در دل برگرفتن از دنیا. (دانیل،۱۳۹۴: ۳۴) انتخاب مس از دو جهت معنی دارد؛ مس به عنوان فلزی کم ارزش و همچنین به عنوان فلزی که کیمیاگر می تواند آن را به زر تبدیل کند و درویش در شعر حافظ شخصیتی است که صحبتش کیمیاست (دانیل، ۱۳۹۵ : ۹۴).

سلسله مراتب ورود
حافظیه در ابتدای محور اصلی، شمایی از گنبد و آرامگاه در چارچوبی از ستونهای کریم خانی رخ می نماید که هم نهان و هم آشکار است و در عین حال به غایت دعوت کننده. (خرمشاهی،۱۳۸۴ : ۹۲-۹۱) طی طریق در این محور به قصد رسیدن به آرامگاه با تمایل شدید به صعود از ردیف اول پله ها آغاز می شود. پس از صعود از ردیف اول به پله ها سکویی تعبیه شده که بر روی آن فرصتی دیگر جهت دیدن فراهم می شود. تماشای مشتاقانه کلاه درویشی در چارچوب ستونهای مرکزی، با لحظه ای مکث و درنگ مواجه می شود. در این ایوان گشاده و فراخ اولین دیدار با حافظ دست می دهد؛ وصال با معشوق. از آن به بعد تمامی فعالیتها با کندی توام با آرامش ادامه می یابد چنان که گویی بیننده در همان لحظه های اولیه ملاقات آرام و قرار می یابد. زائر پس از نظاره و طواف مقبره از همان مسیر آمده بر می گردد، این بار با حال و هوایی دیگر.

سعدیه

آرامگاه سعدی معروف به سعدیه محل زندگی و دفن شاعر پارسی گوی ایران است. این مکان در ابتدا خانقاه سعدی بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می گذراند و او را پس از مرگ در آنجا دفن کردند. برای اولین بار در قرن هفتم مقبره ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. سپس در دوره زندیه به دستور کریم خان بنایی معروف به عمارت ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار سعدی بنا گردید. طراح بنای فعلی، محسن فروغی، معمار مدرنیستی است که به تاریخ و پیشینه فرهنگی ایران گرایش دارد. در سال ۱۳۲۹ طرح کنونی آرامگاه توسط محسن فروغی با اقتباس از کاخ چهل ستون و تلفیقی از عناصر معماری قدیم و مدرن ساخته شده است.

ایده طراحی
ایده اصلی در طراحی این بنا بهره گیری از عناصر معماری سنتی ایران، تاق، گنبد، ایوان، رواق، باغ ایرانی، بوده است. طرح آرامگاه شامل یک ایوان ستوندار بلند و یک رواق کشیده به صورت فرم L است. در محل برخورد ایوان ستوندار و رواق، یک گنبد فیروزه ای قرار گرفته و مقبره سعدی در زیر این گنبد واقع شده است. ایوان ستوندار در امتداد مسیر اصلی قرار گرفته حسی از دعوت کنندگی به فضا بخشیده است.

سلسله مراتب ورود
در طراحی مجموعه سعدیه بنای اصلی و ورودی در یک راستا قرار گرفته اند و پس از عبور از درب ورودی و قرارگیری در ابتدای محور اصلی تداوم بصری میان بنا و ورودی به چشم می خورد و با کاشت گیاهان کوتاه در میان کرت، طبق الگوی باغ ایرانی، این ارتباط بصری حفظ شده است. درختانی که در طرفین محور قرار گرفته اند خود تاکیدی بر این ساختار اصلی هستند. فرد برای رسیدن به مقبره پس از عبور از محور اصلی و برای وارد شدن به بنا ابتدا باید از ایوان ستوندار (فضای نیمه باز) بگذرد تا به مقبره سعدی، که در فضای محصور واقع شده، برسد. در واقع ایوان ستوندار به عنوان یک فضای واسط بین فضای باز و فضای بسته عمل می کند تا فرد به یکباره وارد مقبره نشود و سلسله مراتب ورود حفظ شود.

خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی یکی از شاعران بزرگ نیمه اول قرن هشتم است. شعر خواجوی کرمانی شعری عرفانی است. او در قصیده، مثنوی و غزل طبعی توانا داشته، به طوری که گرایش حافظ به شیوه سخن ‌پردازی خواجو و شباهت شیوه سخنش با او مشهور است. آرامگاه خواجوی کرمانی در شمال شیراز، در دامنه کوه صبوی و در ابتدای جاده شیراز – اصفهان در تنگ الله اکبر قرار گرفته است. این آرامگاه در سال ۱۳۱۵ شمسی و مشرف به دروازه قرآن ساخته شد و آب چشمه معروف رکن آباد نیز از کنار آن می گذرد.

سه غار بالاتر از مقبره خواجو به چشم می خورد؛ نقش برجسته ای در کنار یکی از این غارها قرار دارد که نمایانگر از جنگ رستم و شیر است. در کنار آن نیز نقش برجسته ناتمامی از فتحعلی شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم می خورد. در دو طرف این نقش برجسته دو نیم ستون به سبک ستونهای دوره زندیه در درون کوه کار شده است (مهدی،۱۳۷۸: ۲۱). آرامگاه خواجو مرمت و بازسازی شده که شامل بازسازی کف و بدنه و ایجاد دیواره هایی عمودی با مصالح سنگ بوده که توسط مهندس مهرداد ایروانیان انجام گرفته است. مجسمه ای از سر خواجو که از سنگ تراشیده شده در این مکان قرار گرفته است.

جمع بندی
  • تفاوت آشکار نگرش دو معمار آرامگاه سعدیه و حافظیه، چگونگی جای گیری مقبره در سایت مجموعه است. در واقع گدار برای تعریف فضای آرامگاه بدون استفاده از دیوار و صرفاً با بهره گیری از ستونها و پله ها رابطه بین بنا، سایت و بازدیدکننده را به حداکثر رسانده و تداوم بصری به آرامگاه از بین نرفته است. در صورتی که در سعدیه، قبر شاعر در یک اتاق محصور و بسته قرار گرفته و کاملاً از فضای اطراف جدا شده است. توجه به طرح کاشت در این دو مجموعه نیز تاکیدی بر این مدعا است.
  • در طراحی آرامگاه حافظ، گدار به دنبال طرحی مسلط بر مجموعه نبوده، در نتیجه مقبره حافظ ابعاد انسانی داشته و تناسبات آن برای همه قابل درک است. نکته ای که فروغی در آرامگاه سعدیه به آن اهمیتی نداده و سعی در نشان دادن تسلط آرامگاه به سایت داشته است.
  • عامل دیگری که سبب تمایز این دو مجموعه از یکدیگر شده محل قرارگیری مقبره در داخل سایت است. مخاطب در حافظیه پس از عبور از ایوان ستوندار به مقبره می رسد که امکان گردش و چرخیدن حول آن وجود دارد و در عین حال تداوم بصری در تمام مجموعه به چشم می خورد اما در مجموعه سعدیه این امکان وجود ندارد.
  • نکته مثبت در طراحی آرامگاه سعدی و حافظ، بکارگیری عناصر و مفاهیم معماری ایرانی است که باعث ایجاد حس آشنا در محیط میشود و ضمن حفظ ارزش والای آنها، فرد نسبت به مکان حس تعلق پیدا می کند.
  • فروغی در بنای سعدیه، سعدی و شوریده شیرازی را درون فضای بسته حبس می کند و این دو فضا از طریق طاقهایی به یکدیگر پیوند می خورند. اما هم ارزش نبودن مقبره دو شاعر مجاور باعث می شود وحدت میان دو مقبره از بین رفته و مجموعه به دو بنای مجزا که توسط چند رواق به یکدیگر اتصال می یابند، تبدیل شود. البته این فضاهای نیمه باز به فرد امکان دید و منظرهای متفاوت از یک مجموعه واحد می دهد و بازدیدکننده با کیفیتهایی مواجه می شود که یکسان نیستند و این کیفیتهای متفاوت برای او احساس تنوع به ارمغان آورده و آزادی توام با پویایی و حرکت به او القاء می کند.
  • اگر چه بنای پیرامون سعدیه کاملاً باز بوده و باغ است اما معمار نتوانسته به خوبی از این مزیت بهره ببرد و به عکس سعی کرده بنا را بیشتر محصور کند در صورتی که گدار از تنها وجه باز بنا به خوبی استفاده کرده و جلوی آن را باز گذاشته و به قولی به مقبره اجازه نفس کشیدن داده است و بازدیدکننده دچار محصوریت فضایی نمی شود.
نتیجه گیری

ما در سه مجموعه حافظیه، سعدیه و مقبره خواجوی کرمانی با سه رویکرد متفاوت در طراحی آرامگاه مواجه هستیم. آندره گدار در طراحی مجموعه حافظیه رویکرد یادمانی بودن فضا و حفظ ارتباط بصری را مورد توجه قرار داد. در مجموعه سعدیه، محسن فروغی روی جنبه یادمانی بودن آرامگاه تاکید نموده و در آرامگاه خواجوی کرمانی شاهد نگرش جدیدی هستیم که با دو رویکرد قبلی متفاوت است؛ در طراحی این آرامگاه بیشتر به کتیبه گرایی پرداخته شده و طراح کوشیده تا با استفاده از عناصر سنگی، حس یادمانی بودن فضا را افزایش دهد.
تفاوت عمده ای که در سه بنای سعدیه، حافظیه و آرامگاه خواجوی کرمانی مشاهده می شود، تفاوت بین فضای اطراف بنا (سایت) از نظر باز و بسته بودن، محصوریت فضایی و نیز تنوع کیفیتهای به وجود آمده است.
همانطور که در معماری سنتی ایران مشاهده می شود، اولویت معمار، باز گذاشتن اطراف بنایی است که خلق می کند. این فضای باز با کاربر ارتباط روحی قویتری برقرار کرده و ضمن آزاد گذاشتن او در انتخاب نوع رفتار با بنا، هویت قویتری از خود به نمایش می گذارد. در حافظیه نیز زائر پس از پیمودن پله ها و رسیدن به سطح بالاتر دوباره از پله ها پائین آمده، آرامگاه را طواف کرده و در آخر با آزادی عملی که معمار در اختیارش قرار می دهد مواجه می شود. در صورتی که در سعدیه زائر موظف است آرامگاه را بازدید کرده و سپس از اتاق محصور راه طی شده را باز گردد چرا که معمار با تقسیم کردن فضا به دو حوزه باز و بسته عملاً آزادی عمل او را می گیرد.
با توجه به مطالب ارائه شده می توان آرامگاه حافظ را به عنوان برترین مجموعه آرامگاهی معاصر ایران نام برد که در طراحی آن تلفیقی از عناصر و مفاهیم معماری سنتی ایرانی و تفکرات مدرن معماری غربی بهره گیری شده است و تمامی عناصر طرح در بستری آشنا (باغ ایرانی) قرار گرفته اند. همه این موارد سبب می شوند که فرد با تجربه این فضا هیچگاه روح مکان موجود در آنجا را فراموش نکند.

منابع
  • آربری، آرتور جان. ۱۳۴۶، شیراز مهد شعر و عرفان، ترجمه منوچهر کاشف، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران
  • پیرنیا، محمدکریم. ۱۳۷۰، باغ، کتاب معماری اسلامی ایران، تدوین غلامحسین معماریان، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
  • جوادی، شهره. ۱۳۹۲، تجلی قداست آب در آرامگاه سعدی شیراز، باغ نظر، شماره ۲۶، مرکز پژوهشی هنر معماری و شهرسازی نظر، تهران
  • خرمشاهی، بهاءالدین. ۱۳۸۴، ذهن و زبان حافظ، نشر ناهید، تهران
  • دانیل، ویکتور. ۱۳۹۵، حافظیه و شعر گدار، ترجمه گلنار تاجدار، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران
  • دانیل، ویکتور. ۱۳۹۴، معماری آندره گدار، ترجمه بیژن شافعی، ناشر مولف، تهران
  • کرونا، کلارا. ۱۳۹۶، درس گفتارهایی درباره خواجوی کرمانی، مرکز فرهنگی شهر تهران، تهران
  • کیانی، مصطفی. ۱۳۸۴، معماری دوره پهلوی اول؛ دگرگونی اندیشه ها، پیدایش و شکل
  • گدار، آندره. ۱۳۴۵، هنر ایران، ترجمه بهروز حبیبی، دانشگاه ملی ایران، تهران
  • نعیما، غلامرضا. ۱۳۸۵، باغهای ایران، انتشارات پیام، تهران
* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری دانشگاه بین‌المللی امام خمینی به استان فارس در بهار ۱۳۹۶ است که با راهنمایی دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید