شاید یکی از سخت ترین بخشهای حرفه طراحی منظر این حقیقت است که تعداد کمی از مردم متوجه می شوند کاری که معمارن منظر انجام می دهند در واقع چیست؟ منظریها، باغبان نیستند، هر چند ممکن است در باغهای کوچک کار کنند. در واقع محدوده درک آنها بسیار فراتر است. طراحی منظر به معنی درک پیچیدگی طبیعت موجود در یک سایت است؛ منظر یک رابطه پویا بین طبیعت و محیط ساخته شده است و با بستر فرهنگی همپوشانی دارد.

مصنوعی نه دروغین

معمار منظر کانادایی کلود کرمیر (Claude Cormier) با پذیرفتن منظر دست ساز و مصنوعی، شروع به مبارزه با تفکری خاص کرده است. فلسفه “مصنوعی نه دروغین” او که مغلوب جنبش “مفهوم گرایی” شده بود، مفهوم و ایده ای بزرگ را به عنوان نیرویی محرک در پشت پروژه معرفی شده در این مطلب، رهبری می کند. این حرکت توسط معلم او مارتا شوارتز شروع شد و با تمرکز روی روند طراحی، خود را از حرکت مدرن گرا جدا کرد و معماری منظر را با اقتدار در محیط شهری معاصر قرار داد.

آوردن نشاط و سرگرمی به منظر

کرمیر شروع به کنار زدن محدودیتهای طراحی منظر با شوخی و بازیگوشی به منظور بازیابی منظر شهری کرد. کار او شامل نصب پایه های شهری مانند میله های آبی یا توپهای صورتی و سواحل شهری بازی پذیر در مناطق غیر معمول شهری است. تمرکز او بر ساختگی بودن و در عین حال پویایی، نمایانگر توانایی اش برای تبدیل نمادها به عناصر هنری با کارایی خاص است.
کرمیر با همکاری گروه کاردینال هاردی در پروژه اخیر خود در مونترال، این رویکرد را به کار گرفته است. بستر طراحی، میدانی تاریخی در مونترال است که محل برخورد مسیرهای مهم ورودی شهر به اسکله و بندر قدیمی است. این سایت منطقه مناسبی را برای مقاصد باستانشناسی و میراث فرهنگی فراهم کرده است. این پروژه به طور غیرقابل انکاری شهری است و با اینکه حجم زیادی از فضای سبز در خود دارد، تمرکز آن بر مادیات و خاطره سازی از حرکات مردم است. این پروژه وانمود نمی کند که یک پارک خطی شهری و یا میدان فعال شهری است.

یک مکان، یک بیان و یک گردآورنده افراد

این پروژه با مواد، مصالح و بافتها از پیاده روها با ارجاع به حافظه باستانشناسی سایت محافظت می کند. این کار در حالی که ساختار پیاده رو ۵۰۰ ساله شهر را بازسازی می کند، راههای زاویه داری که در نقطه برخورد خود به موزه ها، دفاتر، رستورانها و واحدهای مسکونی می رسند و عملکرد حرکتی خاصی دارند را با راههای چوبی (محلی)، بتن (تجاری) و سنگ گرانیت و سنگ آهک (عوامل نهادی) نشان می دهد.
راه مرکزی با چندین رنگ سنگفرش به عنوان گردآورنده عابران پیاده عمل کرده و جمعیت را هدایت می کند. حتی جای گذاری درختها در پاسخ به سایتهای باستانشناسی به عنوان نقاط حفظ درختان برای کارهای مصنوع آینده است.

فلسفه طراحی

کرمیر قصد داشت که رویکرد مفهومی خود را با ترکیب گرافیک و زیباییهای بصری همراه با تجربه حرکت و مواد پیاده کند. اولین جنبه فلسفه طراحی کرمیر اعتقاد راسخ او به این موضوع است که موفقیت یک پروژه در یک تمرکز منحصر بفرد نهفته شده است و این ایده که اگر کاری را خیلی زیاد انجام دهید، فقط ایجاد شلوغی می کند.
با اینکه کرمیر در پرورش و اصلاح گیاهان دارای سابقه است، او صراحتاً به ترجیحش برای کار با عناصر بیجان، به دلیل زمانبر بودن مراحل رشد و تولید گیاهان در محل جدید، اقرار کرده است.

هدف پشت کارهای کرمیر

طراح مخاطب را دعوت به دوست داشتن کارهایش نمی کند، بلکه بیشتر به دنبال این است که از معنی پشت آنها و مقصود و هدف تجربه آن فضا را سوال شود.
کرمیر دفتر خود را با هدف فراهم کردن پلی بین طراحی شهری، هنر عمومی و معماری، “معماری منظر – طراحی شهری” نام گذاشت. کار او طراحی شهری و معماری منظر را به گونه ای به هم پیوند زده است و چیزی کاملاً بحث انگیز و متفاوت ایجاد کرده است.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید