نویسندگان:

بیوگرافی

مهرداد ایروانیان تحصیلات معماری خود را در دانشگاه USL لویزیانا در آمریکا به پایان رسانید و پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۷۰ تاکنون دست اندرکار طرح و اجرای پروژه های مختلف معماری و طراحی شهری در شیراز و شهرستانهای مجاور آن بوده است. ایروانیان کار خود را با برگزاری تعدادی نمایشگاه معماری که اولین آنها «دروازه ها» نام داشت، شروع کرد تا بدین وسیله بتواند فارغ از مسائل مربوط به عملکردهای پیچیده ساختمان به جستجوی زبان معماری خود بپردازد. وی به سال ۱۳۸۱ در جشنواره ماریل ایتالیا با اثر دروازه قرآن شیراز شرکت کرد و برنده جایزه اول مسابقه معماری با سنگ، در بخش طراحی شهری شد. مهرداد ایروانیان معماری است که هم خلاقیت طراحی و هم اندیشه های فلسفی، پا به پای هم در پروژه های او حضوری فعال دارند. کارهای او، خواه به صورت تعقلی و یا به شکل ناخودآگاه، حالتی استعاری و ابهام انگیز دارند. وی معماری روایتگرا و گاه معماری زمینه گراست. زیبایی شناسی کارهای ایروانیان در مرز بین معماری و هنرهای تجسمی سیر می کند. روابط حجمی در کارهای او از هر نوع ارتباط ترکیبی به شدت می گریزند. شبکه هندسی نه به عنوان قاعده پیوند دهنده، بلکه به صورت استثناء در گوشه و کنار کار دیده می شود. توجه به جنس، بافت و رنگ و نور، تسلط معمار را در بکارگیری عناصر فضایی نشان می دهد. کارهای این معمار، به رغم پر نقش و نگار بودن، کمتر حالت تزئینی دارند. جزئیات در کار او نقش فیگوراتیو دارند و هر جز به بخشی از یک هنر تجسمی می ماند. گزارش حاضر به تحلیل برخی از مهمترین آثار وی در شهر شیراز می پردازد:

پارک چمران

شهر شیراز حدوداً در مرکز استان فارس و بر روی جلگه ای قرار گرفته که دو رشته کوه نسبتاً مرتفع در شمال و جنوب آنرا احاطه می کنند و رودخانه هایی از کوههای اطراف به سوی آن سرازیر می شوند. رودخانه به عنوان اندام طبیعی به صورت یک عنصر منسجم که تمام طول شهر را فرا گرفته، در انتظام بخشی و خوانایی ساختار طبیعی و مصنوع شهر نقش موثری دارد و مانند ستون فقرات اتصال دهنده اجزا سازمان کالبدی در کل پهنۀ شهر به حساب می آید. لذا ارتفاعات در سیلوئت شهر شیراز از خوانایی و تشخص ویژه برخوردارند و در سازوکارهای اکولوژیکی منطقه، بهبود شرایط آسایش اقلیمی شهر و خصوصاً از دیدگاه گردشگری، حضور مثبتی به عهده دارند. مهمترین بخش از ارزشهای پوشش گیاهی، در مجاورت رودخانه شکل گرفته و مربوط به باغات خطی رودخانه و اطراف بلوار چمران است که در ارتقاء منظر محیط رودخانه موثر واقع شده است. پارک خطی و بلند چمران که در طول بلوار چمران در جوار رودخانه و باغات احداث شده، رونق و حیات خاصی به این بخش از شهر بخشیده و به قابلیت های اکولوژیکی رودخانه افزوده است.

پروژه باغ بلند که با طولی برابر ۳ کیلومتر و پهنایی معادل ۳۰ متر در حاشیۀ اتوبان چمران واقع شده، از مفهوم فصول سال برای طراحی بهره جسته و این مسیر طولانی را به قسمتهایی که هر یک نمایانگر یک فصل است، تقسیم کرده است. در عین حال هر یک از این فصول نمایانگر دوران رشد انسان از کودکی تا کهنسالی هستند. به طور مثال در فصل مربوط به کودکی از عناصری از قبیل کتاب و قلم و عینک استفاده شده است که احساسی آشنا از کودکی همه ما را القاء می کند. اندیشۀ اصلی طرح، توجه به زمینه (context) بوده که عامل تعیین کننده فرم پروژه شده است. این زمینه که معمار اهمیت ویژه ای برای آن قائل است، تنوع گسترده ای دارد؛ از فضاهای مدرن شهری و طبیعت به عنوان فیزیک تا زمینه های فرهنگی و فکری به عنوان متافیزیک.
برخلاف باغهای تاریخی شهر، باغ بلند، متعلق به شیراز، شیرازی و حتی غیر اوست. مردم از اینکه محدودیت زمانی در استفاده از آن ندارند خوشحال هستند؛ به علاوه خوشحالتر وقتی که این بار حصاری گرد باغ نمی بینند. باغ بلند به مثابه تفرجگاه شهری آنچنان با بخشی از شهر گره خورده که حتی به سواره هم اجازه می دهد از باغ و لطایف آن لذت ببرد. رها از سکوت و آرامش و تمرکزی که در باغهای گذشته به سراغمان می آمد، باغ بلند در کنار بزرگراهی است تا به تماشای حرکت سواره هم بنشیند و از هیاهوی شهری دور نماند. شاید این در قبال منظری است که باغ بلند از خود برای سواره ارائه می کند تا اتفاقاً اندکی از هیاهوی شهری دورتر بماند.
باغ بلند با نظام پنج فصل خود، گرچه به ظاهر با باغهای گذشته تفاوتهایی دارد لیکن در طراحی آن سعی شده جان کیفیات مطلوب در طرح باغ را مورد توجه قرار دهد و از باغ ایرانی هم ایده هایی بگیرد؛ نظرگاه بالای محوطۀ تجمع را هدیه می کند به افرادی که سالها خاطرۀ زندگی در ایوانهای سرزنده را داشته اند … حوض و فواره و آبشار را هدیه می کند به آنها که همواره با صدای گردش آب در آرامش بوده اند … عطر بهارنارنج و سرسبزی سرو را هدیه می کند به مردمانی که چنین درختانی، جز آنها را به سختی می شناسند …

خانه شماره ۱۲

ایروانیان در پروژه خانه شماره ۱۲، با عبور از مسیر مجاورت استوار بر منطق ارگونومیک و اقتصاد محیطی، ساختار فرم و معنای کمپوزیسیون را خلق می کند. در این مسیر وی هرباره سازمان پیشین را می شکند و وزنی نو می آفریند و این خود ساختار بی ساختاری و زبان بی زبانی معماری او را شکل داده است. معمار در این صحنه شطرنج با حفظ قوائد کلان بازی عمده نقش را به سربازان این وادی یعنی عناصر فضایی داده است. در نگاه اول اینگونه می نماید که مسیر دشوار معمار در جستجوی اصالت و صراحت مواد و مصالح در گذر زمان و پرداختن به اشیا و تکثرگرایی و وحدت گریزی، جایگاه فضا را از مقصود نهایی به نقشی بسترگونه و پذیرای اشیاء تقلیل داده است.

شیء گونگی اشیاء بر همسرایی فرمال، ذاتی و صریح مصالح تفوق می یابد و در حالی که مصالح دگر بار به باز تعریف خود می پردازند، اشیا از پذیرفتن نقش تعاملی و متعارف خود گریزانند تا جایی که این گریز به هویت مستقل ولی چند وجهی و چند تکه آنها می انجامد. لیک آنها در ذات خود، خداوندگاران آفرینش اند و به احقاق حق مصالح می پردازند و بیشتر از اقتصاد، این صراحت ماده است که در سطوح رخ می نماید و سطوحی که دیگر صرفاً با تغییر مسیرهای مرزگونه شکل نمی گیرند، بلکه توده ها فارغ از جهت یابی برداری و نامگذاری های قراردادی شکلی و ناشی از برداشتهای متغیر زمانی به عنوان یک هویت تام نقش می یابند تا خاصیت ایفایی آنها، جایگزین هویت القایی شان شود. بر خلاف ایماژ متراکم تجمیع شده در تصاویر، این شفافیت و خلوص است که به گونه ای صریح معنای خود را باز می جویند.

موزه تار و پود (کارخانه نساجی)

کارخانه نساجی شیراز که به صورت مخروبه در آمده بود در محوطه فعلی کتابخانه اسناد ملی ایران و در محدوده تاریخی مجموعه حافظیه، مقبره مشاهیر، باغ جهان نما و کتابخانه اسناد ملی واقع شده است.
تیم طراحی سایت در سال ۱۳۸۷ با هدف رونمایی و بازسازی پیکره های اصلی به علت ویرانی، در صدد نمایش ساختار بنا برآمد. بازسازی فیگوراتیو دستگاه ریسندگی (نساجی) از روی عکس قدیمی از این دستگاه و موقعیت قرارگیری آن در سایت به واسطه اهمیت وجودی آن در قلب سیستم نساجی، هر چند در مقام میانجی بین لوله های سوخت رسان و بخار رسان و نخ ریسها و غلتکهای هادی و بوق اعلان قرار گرفته، اما حالت انجماد و فرسودگی و حتی مقیاسش در قیاس با بوق عظیم مجاور نه تنها چیزی از محوریت اصلی آن نکاسته بلکه همچنان به عنوان نقطه آغاز انجماد و سپس سرایت به دیگر اندامها مانند بیماری مسری از طریق سیمها و کابلها به بدنه کل اعلام حضور می نماید.

ایده ساخت بوق ابتدا توسط نگهبان محترم و سالمند مجموعه کتابخانه اسناد ملی به میان آمد به طوری که بازگویی خاطراتش از این کارخانه و وجود بوقی با صدای گوشخراش که اعلان ساعت شروع و خاتمه کار کارخانه بود، مایۀ اولیه ساخت آن شد که پس از ارائه پیش طرحها به آقای مهندس ایروانیان با نظر ایشان در اندازه و محل کنونی ساخته و مستقر شد. این موزه در سال ۹۱ افتتاح شد اما تا چند ماه پیش به همراه فضای کتابخانه ملی امکان بازدید عموم از آن مهیا نبود، اما با ورود رییس جدید کتابخانه ملی، این موزه و فضای کتابخانه، به فضایی عمومی تبدیل شد.

رستوران هفت خوان

رستوران هفت خوان که پس از هفت سال تلاش به بهره برداری رسید، با هدف ساخت رستورانی شاخص در خاورمیانه طراحی شد. معماری مجموعه برگرفته از طرح و ایده های کلیشه ای نیست و چه بسا که خود در روزهای نه چندان دور، نمونه سبکی جدید در معماری ساختمان شود. خوراکهای ارائه شده در طرح این مجموعه هم مثل چشم انداز بیرونی و معماری داخلی آن که سنت و مدرنیته را در هم آمیخته متفاوت هستند.

نام مجموعه رستوران هفت خوان برگرفته شده از شاهنامه، شاهکار حماسی زبان فارسی، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی است. مراد از «هفت خوان» و یا دیگر وجه متداول آن «هفت خان» هفت منزل و سرایی است که رستم برای رهایی کیکاووس از بند اسارت پیمود. البته کلمه «خوان» در متون ادبی فارسی به معنای سفره و طَبَق خوردنی به کار برده شده است. به هرحال آنچه اهمیت دارد، این است که هر خوان از این مجموعه، خانه شماست. مجموعه هفت خوان شامل هفت خوان مختلف یا به عبارتی پنج رستوران و دو کافی شاپ است. تمامی اسامی خوانها و طبقات، برگرفته از کتاب شاهنامه فردوسی است.

  • خوان اول، فُرود: به معنی زیر، پائین، استثناء – بعد، پس، اصطلاحی در موسیقی (زیرهمکف)
  • خوان دوم، سیندُخت: به معنی دختر سین (سیمرغ) (همکف بوفه)
  • خوان سوم، بِلیان: به معنی نام حضرت خضر پیامبر (ع) که برادر زاده اش الیاس پیامبر است. (فست فود طبقه اول)
  • خوان چهارم، زَریر: به معنی زرین بر، زرین جوشن، پسر سهراب برادر گشتاسب پدر بستور (کافی شاپ طبقه اول)
  • خوان پنجم، نُوفِل: به معنی شاب، جمیل، کریم (رستوران ملل طبقه دوم)
  • خوان ششم، گیسیا: از نام های برگزیده (کافی شاپ ملل طبقه دوم)
  • خوان هفتم، گَرسیوَز: به معنی دارنده استقامت و پایداری، برادر افراسیاب (پشت بام)
ساختمان سپهر

این پروژه در سال ۱۳۹۱ در محدوده عفیف آباد شیراز در زمینی به مساحت ۱۲۰۰ مترمربع طراحی شده است. نمای این پروژه طرح مهرداد ایروانیان است. نمای بی نظیر و زیبای واحدهای اداری به باغهای ستارخان و باغ تاریخی عفیف آباد و چیدمان مناسب واحدها از ویژگیهای این پروژه بوده و طراحی پلان و نما همگام با یکدیگر صورت گرفته است. به این صورت که طراح نما توجه ویژه ای به پلان داشته و نما در تعامل با پلان طراحی شده است.

آپارتمان شماره دو

زمین پروژه در محدوده ای واقع است که تمامی بلوکهای آن، مشابه اغلب ساختمانهای شیراز، جهت‌گیری شرقی ـ غربی دارند؛ با این حال، در طرح پیشنهادی شهرداری، جهت گیری شمالی ـ جنوبی آمده که این جهت گیری پیشنهادی نهایتاً منجر به عدم همخوانی با بافت موجود و ایجاد بی نظمی در ریتم مشخص خانه‌ های این کوچه می شد. اما مورد دردسرساز این طرح، مسئله‌ دیگری بود؛ جهت‌ گیری پیشنهادی باعث می شد که بخش قابل توجهی از طبقات از نورگیری لازم محروم بمانند. بدین ‌ترتیب، مجموع این عوامل، ما را از پذیرش جهت ‌گیری پیشنهادی برحذر داشت.

از چالشهای دیگر پروژه، کشیدگی زیاد ساختمان در وجه سمت کوچه بود که باعث می شد در یک طراحی صرفاً دو بعدی ساده از نمای سمت کوچه، ساختمان در قالب یک بدنه‌ حجیم جلوه کند که ممکن بود نه تنها حس‌ و‌ حال مسکونی بودن را از خود ساختمان بگیرد، بلکه بر وزن سبک و ریتم آرام خانه ‌های کوچه نیز سنگینی کند. بنابراین، طراحی تراسها، بکارگیری فضاهای سبز، نوع مصالح جداره خارجی و استفاده‌ کاربردی از ریز احجامی که شکست لازم را در یکنواختی و عدم پویایی جداره سمت کوچه به دست می داد، در مرکز توجه قرار گرفت. از طرف دیگر، فرد پیاده و ناظر که می توانست کاربر همین آپارتمان یا هر یک از خانه‎ های دیگر این کوچه باشد، به عنوان مخاطب پروژه در نظر گرفته شد تا بتواند در مواجهه خود با ساختمان در مقیاس انسانی، به واسطه همنشینی مصالح متفاوت، فضاهای سبز اگر چه کوچک، اما متعدد و همچنین نورپردازی جداره‌ بیرونی تراز همکف در شب، با هر قدمی که بر می دارد، به تجربه‌ متفاوتی در عبور خود دست یابد.

* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری دانشگاه بین‌المللی امام خمینی به استان فارس در بهار ۱۳۹۶ است که با راهنمایی دکتر مهدی فاطمی تنظیم شده است.

4 دیدگاه‌ها

  1. معمولا اگر بخواهیم کودکی را به یاد بیاوریم ، توپ های فوتبال بادکنکی ، آب بازی و دوچرخه یا سه چرخه و تاب زنجیری و این قبیل عناصر را میتوان یاد آور کودکی دانست . کتاب ، قلم و عینک یاد آور میان سالی و دوران مطالعه وتفکراست . با تشکر از تحلیل های خوب تون تحقیقا خلق هر اثری نیاز به مطالعه معماری بومی و شناخت عناصر آن و کاربرد سمبولکش دارد .شکی نیست معماری همانند علوم دیگر با زمان خویش و یافراتر سخن می گوید ،………

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید