مسجد امیر شکیب ارسلان کاری از گروه معماران L.E.FT

0
41

این مسجد کوچک ۱۰۰ مترمربعی، بازسازی فضای طاق چهاربخشی است و به با یک مناره پیوسته در سازه به تحول تاریخی کاخ قدیمی قرن هجدهمی در نزدیک خود نیز نیم نگاهی دارد. میدان جدید شهری در مقابل پارک موجود در سایت ایجاد شده است که نمای مسجد را با میدان عمومی به همراه محل نشستن و فواره آب، فضای شستشو و سایه اندازی زیر یک درخت انجیر روبرو کرده است.
چون سازه موجود با جهت لازم به سمت مکه ناهماهنگ است، ورودی مجموعه ابتدا برای تصحیح موقعیت به وسیله مجموعه ای از تغییرات و الحاقات فیزیکی تعیین شد. جهت یابی به سمت مکه، تنها ابزار یا زبان بود تا مسجد جدید و اطرافش را در تمام مقیاس، از مقیاس داخلی تا میدان بیرونی شکل دهد.
در جایگاه معماری، مناره بلند و باریک مسجد از طریق یک سایه بان مقعر به تدریج به یک دیوار منحنی در سطح میدان متصل می شود و یک ایوان را برای مسجد ترسیم می کند و فضای انتقالی را میان داخل مسجد و خیابان به اضافه حریم برای مسجد از سمت بیرون به وجود می آورد.
پوشش مسجد از ورقه های فولاد سفید رنگ شده، برش داده شده و نازک شکل می گیرد و به درستی در یک جهت موازی با مکه زاویه بندی شده است. وقتی به طور مورب از یک زاویه نگاه می کنید، توده ورقه های فولاد، حجم کامل مسجد را می سازند و با نگاه کردن از روبرو، حجم مسجد از طریق سطوح نازکش ناپدید می شود و با پس زمینه تاریخی و غنی خود ترکیب می شود و در یک لحظه با حضور حقیقی اش، اعتقاد را به تعلیق در می آورد.
این طرح به جای تجلی حجمی اصولی مکعب یا گنبد یا مناره معماری مسجد، یک تفسیر روشنتر از گونه شناسی را ارائه می دهد. سطوح مسطح، مقعر یا کوژ مسجد جدید، میدان بیرونی و خیابان را در یک هندسه برونگرا می بندد و آنرا به فضای مذهبی داخلی پیوند می دهد که معمولأ به طور انحصاری محصور شده است.

سازه، تزئینات، واژه ها و صوتها

در بالای مناره، کلمه الله (خدا) از المانهای مناره تبدیل به یک جزء ساختاری جدایی ناپذیر می شود که به جای آنکه فقط یک نقاشی تزئینی باشد، میله فولادی شکننده را مقاوم می سازد. مناره یک جزء نازک و شکننده را تشکیل می دهد که ساختارش بدون این خطاطی فرو می ریزد و از هم گسیخته می شود. از یک طرف کلمه الله به شکل یک فضای مثبت و یک تفسیر مدرن از خطاطی خوانده می شود و از سمت دیگر، این کلمه به صورت یک وجود پوچ و ابهام آمیز خوانده می شود که ایده غیرمادی و توصیف ناپذیری خدا را در اشاره به فقدان تمثال در اسلام تجلی می بخشد. خود مناره به بلندی درختان اطراف است و وقتی از جلو به آن نگاه می کنید چنان دیده می شود که گویی با بافتش آمیخته شده است.
در قسمت زیر در ورودی، دیواره منحنی به مسجد، کلمه پیکسل بندی شده و یک اندازه انسان (بشر) به سطوح فولادی اضافه می شود تا یک دیالکتیک (مباحثه) هگلی از خدا یا انسان را پدید بیاورد.

انسان در مرکز توجه میدان

وقتی به اطراف مسجد می روید، نوشته دو وجهی مسجد که به وسیله ورقه های فولاد شکل گرفته آشکار می شود در حالی که دو کلمه الله و انسان واضح تر از سایر کلمات هستند.
یک درخت انجیر بر میدان جدید سایه می افکند و کتابی را به وجود می آورد که در ادامه با درخت زیتون موجود در طرف دیگر خیابان پایان می یابد؛ درختی که مربوط به «تین و زیتون» (سوره تین) در قرآن بوده و به اهمیت هر دو درخت در سنت مسیحیت نیز اشاره دارد. در آستانه و ورودی سالن مسجد که مردان و زنان را در یک فضا جای داده است با یک نمای سر در شیشه ای تراشکاری شده جدا می شود.

ورودی

در داخل سازه موجود، خطای تشخیص افق به علت انعکاس خورشید از سطوح مقعر طاقها وجود دارد که از آمیختن آهک خاصی از شهر حلب در سوریه و یک نورگیر جدید ایجاد می شود تا جهت قبله را به سمت کعبه ثبت کند و نور را به سمت فضای محراب ببرد. به وسیله دریچه هوا رسان سقف می توان مناره را در حلقه بصری خارجی، پشت به ورودی دید که به از لحاظ دیداری عدم مشارکت میان صوت و تصویر در مساجد عادی را برطرف کرده و آنها را با هم پیوند می دهد. به طور مشابه، محراب با یک دیواره قوسی فولادی ضد زنگ پرداخت کاری شده جدا می شود که هر چند به سمت مکه اشاره دارد ولی این محور را با ترکیب بصری با بافتی گسترده تر می آمیزد،  فضای بیرونی را به داخل آورده و فضای داخلی مسجد را تعریف می کند.
در انتهای مسجد، جایی که قرآن تلاوت می کنند، یک دیواره چوبی با کلمه اقراء (بخوان) بند بند شده و به بحث و تفسیر یوسف صدیق، محقق اسلامی اشاره دارد که کلمه اول در قرآن به نام اقراء از آن گرفته می شود و برای خواندن انتقادی و ضمنی قرآن به صورت یک «متن» دوره پس از ساختارگرایی استدلال شده است که به طور نقادانه خوانده می شود نه به شکل یک روایت غیرنمادین و کورکورانه که از برخوانده شود.
روی هم رفته طرح این مسجد، تجلیل از آداب و رسوم قومی به شیوه ای مدرن است. در نتیجه از نظر زمینه با تصویر تجرد و فانی بودن و از نظر نمایشی با تداوم سنت انسانگرایی در اسلام ارتباط دارد. طرح مسجد نشانگر یک بخش از جنگ فرهنگی ایده هایی است که باید در مقابل نیروهای بنیادگرای تمام مذاهب بجنگد؛ جنگی که معماری در آن یک اسلحه تلقی می شود.

منبع: +

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید