نویسندگان:

آنچه از شهر گور باقی مانده مناری است که در نقطه مرکزی شهر ساخته شده و چند تپه خاکی که روزگاری البته حصارهای خشتی شهر را شکل می داده اند. با وجود باقی مانده های این منار مرتفع در میان این دشت وسیع، مسلماً اولین حسی که در ادراک فضا درگیر می شود، حس بینایی است که این منار خشتی با هر کاربری که پیش از این داشته، امروز حکم راهنمایی را دارد که مخاطب را مستقیم به میانه شهر گور می کشاند. منار مرتفع با زمینه ای از کوههای اطراف و خط آسمان باشکوهشان و همنشینی زیبای آبی آسمان صاف و رنگ اُکر خاک، تصویری است که بدون مزاحمت بصری و پیوسته و مدام دیده می شود. حس شنوایی اما در آرامش همه سکوت را جذب می کند و گهگاهی صدای باد که در میان محصولات زمینهای کشاورزی می پیچد.

وجود کوههای اطراف نیز که نزولات آسمانی را به سمت دشت هدایت می کنند همه برکت است و مایه زندگی، نشان هوشمندی در مکانیابی شهر است. این هوشمندی به علاوه درک ساختار شعاعی شهر که هنوز در مسیرها و تقسیم بندی زمینهای کشاوزی قابل مشاهده است، واقعیتی از وجود تفکر در طراحی و ساخت اردشیرخوره است.
وجود منار تنها در مرکز این دشت «وسیع»، برچسب «یگانگی» و «خودنمایی» را به شخصیت شهر می چسباند. تلهای خاک باقی مانده از حصارهای شهر، یادآور همه «امنیتی» است که برای شهر گور خواسته شده است. دسترسیهای شعاعی نشان «ارتباطات» سهل الوصول است و دوایر متحدالمرکز یادگار همان نظام طبقاتی معروف یا «سلسله مراتب» شهر است.

با توجه به اسم شهر گور، تصور بر این بود که شاید با جایی شبیه گورستان مواجه شویم اما واقعیت به معنای دیگری از کلمه گور به معنای مسطح و دشت باز می گشت و نیز با توجه به شعاعی بودن شهر، مسلماً وجود راهها و یا همان تقسیم بندی های شعاعی، به تجسم شعاعی بودن شهر کمک می کرده اند اما با از بین رفتن راهها، درک این قضیه و همین طور فهم اهمیت منار که در محل برخورد این راهها بوده، کمی پیچیده تر به نظر می رسد. هرچند حفظ تقسیمات زمینهای کشاورزی بر اساس این سیستم شعاعی باز هم کمک بزرگی است.
بحث گروهی پیرامون نظام طبقاتی حاکم در دوران ساسانی نکات جالبی را مطرح می کرد که یکی از آنها تناسب بین این نظام کاستی و ساختار سلسله مراتبی شهر است. بنابراین دانش، شهر گور، شهری کاملاً ساخته ساسانیان است. همچنین مسائل مطرح شده در مورد فضای مرکزی شهر بسیار قابل تامل بود. مسائلی در مورد ارتباط منار با سازه های دیگر (اگر وجود داشته اند)، کاربری آن محدوده، ارتباط منار با چهارطاقی باقی مانده از شهر باستانی و دلیل عدم تقسیم بندی فضای مرکزی شهر.

بیشتر بخوانید:
تحلیل فضایی مجموعه‌ های شهری دوره زندیه

مساله مهم دیگر، دلیل ساخت منار بود. در ادامه چند کاربری متصور برای منار که در بحث گروهی ذکر شدند، آورده شده است:

  1. با توجه به کاربری منارهای امروزی که نوادگان این منار باستانی محسوب می شوند، آیا این سازه در حکم شاخص و راهنمایی برای بنایی مهم در پیرامون خود بوده است؟ و اگر اینگونه بوده چرا بنا در نقطه مرکزی شهر ساخته شده و این بنای مهم در کنار آن قرار گرفته؟ رابطه این دو سازه چگونه بوده؟ آیا همجوار بوده اند یا جدای از هم؟
  2. کاربری پیشنهادی بعدی، کاربری آیینی است، که با توجه به نقش مذهب در ساختار حکومتی ساسانی اصلاً دور از ذهن نیست.
  3. کاربری نظامی نیز از گزینه های مطرح شده بود اما سوالی که در باب این فرضیه مطرح می شود این است که چرا چنین سازه ای با چنین کاربری در حصارهای شهر که بسیار مکان منطقی تری است، ساخته نشده است؟
  4. کاربری دیدبانی نیز فرضیه دیگری است و اینکه چرا برج دیدبانی شهر باید در چنین نقطه پر اهمیتی (مرکزی ترین نقطه شهری شعاعی) از شهر قرار بگیرد؟ برای کوتاه شدن مسافتها به هنگام اطلاع رسانی؟
  5. کاربری یا نقش فرضی بعدی، سمبلیک بودن منار است. با توجه به اینکه شهر، بلافاصله بعد از به قدرت رسیدن اردشیر، طرح ریزی شده و با توجه به نام آن که اردشیر خوره یا شکوه اردشیر بوده و قرار بوده بازگوکننده شکوه و قدرت اردشیر باشد، ساخت سازه ای مرتفع و شاخص که از اطراف قابل دیدن باشد، در نقطه مرکزی این شهر اصلاً بعید به نظر نمی رسد. هر چه باشد ساخت اردشیر خوره خود حرکتی سمبلیک محسوب می شود. اما سوال مطرح شده در اینجا این است که چرا در میان شهری دایره ای، بنای شاخص شهر با هندسه چهارگوش ساخته شده است؟

بهرحال بهترین راه برای درک کاربری این منار و علت ساخت آن شاید جستجو در فرهنگ مردم آن زمان و شناخت روش زندگی و تفکر آنهاست. شاید با پیگیری روند تکامل منارها و کاربریهای آنها به صورت برعکس و از امروز تا گذشته بتوان به جوابی روشنتر درباره فرضیات مطرح شده رسید.

* مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان معماری منظر دانشگاه های بین‌المللی امام خمینی، شهید رجایی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات به استان فارس در پاییز ۱۳۹۶ است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید