معمارمنظر
جستجو
Close this search box.

جایگاه فضاهای جمعی در طراحی محله بوارده آبادان

در محله بوارده واقع شهر آبادان که برای استقرار کارکنان شرکت نفت بنا شده است، توجه ویژه ای به کیفیت زندگی افرادی که دور از خانه خود بوده اند، شده است.

نویسنده:

مشخصات مطلب

تاثیر ایجاد حریم در فضاهای عمومی و خصوصی در محله بوارده آبادان

فضای شهری آن دسته از فضای عمومی شهر است که به مکان برقراری تعاملات اجتماعی و زندگی عمومی شهر تبدیل شده است. فضای عمومی نیز به آن دسته از فضاهایی گفته می شود که عموم شهروندان بدون نیاز به کنترل، حق ورود و حضور در آن را داشته باشند (حسین آبادی و فرزانه، 2018)

قطعاً هیچ یک از دو وجه عمومیت و محرمیت نمی توانند مستقل از هم و به تنهایی کار کنند. چرا که این دو تکمیل کننده یکدیگر هستند. در حقیقت این روابط متقابل و اندرکنش بین فضاهای عمومی و خصوصی است که به مردم یک منبع اساسی برای ارتقاء غنای حسی و قدرت انتخاب می دهد .از سویی نبود حریم برای حفظ فضای شخصی موجب آزار انسان می شود که می توان هنگام طراحی و با در نظرگیری وجود فضای کالبدی، ابعاد و اندازه های لازم آن را تامین کرد.

از سویی دیگر فضای شخصی بیش از حد بزرگ نیز زمانی که به رابطه با دیگران تمایل داریم، نامطلوب است. اما در این، بین محیط های منعطف می توانند هر دو نیاز ما را برطرف کنند؛ یعنی محیط می تواند هم ویژگی گرد آورنده و هم پراکنده کننده را داشته باشد تا هرگاه نیاز بود با دیگران تعامل داشته باشیم و هرگاه تمایلی به این امر نداشتیم فضای شخصی ما محفوظ بماند. (همان)

شیوه ساخت خانه های ویلایی با دیواره های سبز از شمشاد با دید به فضاهای جمعی در محله بوارده آبادان، علاوه بر خصوصی سازی فضاهای مسکونی، به وسیله مبلمان انعطاف پذیر، نیازهای کاربر به حضور در فضاهای عمومی را نیز تامین کرده است.

جایگاه فضاهای جمعی در منظر شهری محله بوارده آبادان
تصویر 1: در بوارده آبادان، حیاط خانه ها به وسیله دیواره های شمشاد از یکدیگر مجزا شده اند.
توجه به اصول روانشناسی محیطی در طراحی فضاهای جمعی محله بوارده آبادان با توجه به صنعتی بودن زیرساختهای آن

 روانشناسی محیطی می گوید ما انسانها هرکدام ویژگیهای روانی، جسمانی، فرهنگی، شخصیتی و اجتماعی خود را داریم. اما همزمان مانند مظروفی که شکل ظرفش را می گیرد تحت تاثیر بسیار زیاد محیط زندگی مان نیز هستیم. در واقع محیط، “ظرف” و احساسات و رفتارهای ما، “مظروف” هستند. این موضوع باعث شده است که ادراک و رفتار انسان در رابطه با محیط اطرافش به عنوان علمی کاربردی به صورت بسیار جدی مورد توجه طراحان قرار گیرد. (بندرآباد و شاهچراغی، 1394)

روانشناسی صنعتی، در واقع بخشی از روانشناسی محیطی است که بر کارآیی کارکنان و تولید تاکید می‌کند. در تعریف روانشناسی صنعتی (که اکنون دیگر از این اصطلاح استفاده نمی شود) آمده است: مطالعه رفتار آدمی در جنبه هایی از حیات که به کار مربوط است؛ بهره گیری از دانش حاصل از رفتار آدمی در جهت به حداقل رساندن مشکلات وی در کار. در اصل روانشناسی صنعتی به کاربرد اصول روانشناسی در محل کار و مطالعه عواملی که در سازمانها بر کارکنان اثر می گذارد، اشاره دارد.

برخی محققان در خصوص استراحت کارکنان در محیط های صنعتی مواردی را برشمرده اند که راهکارهای مناسبی برای طراحی اینگونه فضاها به ما نشان می دهند. این فضاها با توجه به شرایط کالبدی و روانی انسان بهتر است ویژگیهای زیر را داشته باشد:

  • جدایی این فضا از محیط کار (حداقل 5 دقیقه پیاده روی)
  • استفاده از فضای سبز و منحرف کردن دید افراد از محل کار
  • استفاده از رنگها و چیدمانی که بیشتر محل زندگی را تداعی کند
  • ایجاد فضاهایی که افراد بیشترین حس دوری از محل کار خود را داشته باشند

پژوهشگران تاکید کرده اند که جدا بودن کامل فضاهای استراحت از محل کار باید رعایت شود. فاصله بین محل کار، استراحت زمان ناهار و محل استراحت شبانه بعد از کار بسیار مهم است. چرا که این فاصله باعث ایجاد تنوع و از بین رفتن خستگی فرد می‌شود. در حالی که ماندن در فضای صنعتی ،هنگام استراحت، باعث تداعی حس کار در روان فرد خواهد شد. (شاهچراغی و بندرآباد، 1394) معیارهای ذکر شده در طراحی ریزفضاها در محله بوارده آبادان به عنوان محله ای با زیرساختهای صنعتی، کاملاً رعایت شده است.

تاثیر طراحی فضاهای جمعی محله بوارده آبادان در تبدیل مفهوم مسکن از کاشانه به خانه

سرپناه، مسکن، کاشانه و خانه واژگانی هستند که به یک کالبد فیزیکی ظاهراً واحد اطلاق می شوند. اما در حقیقت این واژگان سطوح مختلف ادراک ما از محیط زندگی را نشان می دهند. سرپناه تنها نیازهای اولیه ما را تامین می کند و مسکن به معنی جایی برای سکنی گزیدن است. ما در کاشانه اتراق می کنیم، اما در خانه مقیم می شویم. مقیم شدن نوعی ریشه دواندن و تعلق یافتن است. اما اتراق کردن، دمی آسودن و قدری منزل کردن است. (بندرآباد و شاهچراغی، 1394)

در شهرک صنعتی و محله بوارده واقع در شهر آبادان که حدود 70 سال پیش برای استقرار کارکنان شرکت سابق نفت انگلیس و ایران بنا شده است، توجه ویژه‌ای به کیفیت زندگی افرادی که دور از خانه خود بوده اند، شده است. شیوه ساخت خانه های ویلایی با شیوه معماری انگلیسی، سرسبزی و دیواره های سبز از شمشاد محله بوارده را به محیطی یادآور خانه و کاشانه کارکنان تبدیل کرده است و عاری از هرگونه نشانه و علامت از ساختار صنعتی و خشک محل کار آنان است.

جایگاه فضاهای جمعی در منظر شهری محله بوارده آبادان
تصویر 2: طراحی خانه ها و فضای سبز مربوط به کارکنان بر اساس معماری انگلیسی. این خانه ها و فضای اطراف آنها عاری از هرگونه تنش های مربوط به محیط کار صنعتی کارکنان است، منبع: تاریخچه منازل سازمانی در صنعت نفت، 1397

همچنین تمامی نیازهای شهرک نشینی در طراحی محله بوارده مانند مدرسه ها، فروشگاهها، باشگاهها و … لحاظ شده است. آنچه مسلم است تمامی تلاش دست اندرکاران و کارفرمایان ایجاد مکانی مناسب برای زندگی کارکنان صنعتی در محله بوارده بوده است. طرح کاشت به گونه ای برنامه ریزی شده که هرگونه دید به محل پالایشگاه مسدود شده، تمامی نیازهای تفریحی مورد نیاز برای واحدهای زندگی، به صورت کامل برای خانواده در محله بوارده پیش بینی و طراحی شده اند. (بندرآباد و شاهچراغی، 1394)

جایگاه فضاهای جمعی در منظر شهری محله بوارده آبادان
تصویر 3 و 4: نظام کاشت مربوط به خانه های بوارده پس از گذر سالها، همچنان کارایی مربوط به ایده های طراحی خود را حفظ کرده است، منبع: تاریخچه منازل سازمانی در صنعت نفت، 1397
نتیجه گیری

در یک پروژه معماری، علاوه بر در نظر گرفتن ایده و نیازهای طراحی، توجه به روانشناسی محیطی و نیازهای کاربران از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. به علاوه نیاز است تا در ارائه طرحهای اولیه، به تاثیر گذشت زمان و تغییرات حاصل از آن بر پروژه نیز توجه کرد. طراحی صحیح می تواند پروژه طراحی شده را برای تمامی افراد قابل استفاده کند؛ همانگونه که در طراحی محله بوارده در آبادان به این مسائل توجه شده است.

شناخت و آگاهی از روانشناسی محیط و زیر شاخه های آن مانند نیازهای انسان در محیط های صنعتی و آموزشی، ارتباط برقرار کردن کاربر با محیط را آسانتر و موجب ایجاد حس مکان و آسایش محیطی در فضای طراحی شده می شود.

منابع

مقاله­ حاضر، دستاورد سفر پژوهشی جمعی از دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه تهران و موسسه آموزش عالی پارس به استان خوزستان در پاییز 1398 است که با راهنمایی دکتر محمدرضا مهربانی گلزار تنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *